صفحه اصلی صنعت مبلمان گفتگو با حسن مسعود؛ از کارآموزی تا مدیریت

گفتگو با حسن مسعود؛ از کارآموزی تا مدیریت

۱

حسن مسعود را اهالی صنعت مبلمان به کوشا و کارمحور بودن و گشاده رویی می شناسند. مدیری که کارش را از کارآموزی در صنعت شروع کرده است؛ از کودکی بچه درس خوان بوده و حالا هم در نزدیکی پنجاه سالگی ادامه تحصیل در صدر فهرست برنامه های آینده اش قرار دارد. آنچه در شخصیت مسعود بیش از هر چیز نمود دارد؛ تواضع است و احترامی که برای ریش سفیدهای صنف و صنعت و تجربه همکارانش قائل است. با مسعود که خیلی زود و البته پله به پله توانست از کارآموزی در صنعت مبلمان به مدیریت اثرگذار برسد از حال و روز صنعت مبلمان در دوران تحریم ها پرسیدیم، از صادرات رویای همیشگی اهالی این صنعت و البته از تاسیس برند لیو. صراحت کلام مسعود پشت پرده سختی هایی را که تولیدکنندگان داخلی متحمل می شوند به خوبی نشان می دهد و پاسخ هایش مجالی می دهد برای دوباره اندیشیدن به شعارهای بی عمل دولتمردان. اینجا از کمی نزدیکتر با حسن مسعود رو به رو و با تلخی و شیرینی کار در صنعت مبلمان از نگاه او آشنا می شویم.

شما یک زمانی تصمیم گرفتی با مسعود جوشقانی همراه شوی و برند لیو را تاسیس کنید؛ از اوایل تاسیس این برند برایمان بگو.

زمانی که برادران جوشقانی تصمیم گرفتند دو مجموعه جدا داشته باشند؛ یعنی بهار سال ۸۴، من در نیلپر مدیر تضمین کیفیت بودم و تصمیم گرفتم با آقا مسعود [جوشقانی] همراه شوم، مهندس فتاحی هم از ابتدا همراهمان بودند. ایشان به من اعتماد کردند و من به عنوان اولین مدیر عامل لیو انتخاب شدم و تا هشت سال نیز مسئولیت مدیرعاملی را بر عهده داشتم. ما همزمان که طرح کسب و کار و طرح تبلیغات را تنظیم می کردیم، به دنبال دفتر کار بودیم، نیروی انسانی جذب می کردیم، تولید را هم با سفارش ساخت قالب صندلی ها آغاز کرده بودیم. در زمستان آن سال ما در نمایشگاه مبلمان اداری شرکت کردیم و جایزه بهترین صندلی اداری را بردیم. وقتی من برای دریافت جایزه فراخوانده شدم احساس واقعا خوبی داشتم. تا پایان آن سال ۱۱۰ دست قالب صندلی ساختیم و ۲۱ میلیون تومان تراز مالی داشتیم و این به خاطر اعتمادی بود که بازار به ما کرد.

به خاطر دارم که آن زمان خیلی زود نامتان سر زبان ها افتاد و احتمالا برندینگ و مارکتینگ هم در این موفقیت بی اثر نبود.

بی اثر نبود ولی راستش را بخواهید ما بیشتر تولید محور بوده ایم.

پس با توجه به این موضوع و هم با توجه به اینکه گفتی در سال اول جایزه بهترین صندلی را بردید می توانیم اینطور نتیجه بگیریم که مزیت رقابتی لیو کیفیت تولید است؟

مزیت رقابتی ما کیفیت مبتنی بر طراحی است. طرح های محصولات ما مستنداتی کامل دارند که جزئیات طرح و روند طراحی در آن ها ثبت شده است. از ابتدای طراحی تا تصدیق صحه گذاری، مطابقت با استانداردها و سایر مراحل. نقطه قوت ما این است که این دانش را در اختیار داریم و می توانیم این خدمات را به همکارانمان و مجموعه های دیگر ارائه دهیم.

گفتگو با حسن مسعود رئیس هیئت مدیره شرکت لیو
گفتگو با حسن مسعود رئیس هیئت مدیره شرکت لیو

به نکته مهمی اشاره کردی، در اخبار شرکت های بزرگ مبلمان جهان همیشه وجه طراحی شاخص است. برای مثال می خوانیم هرمان میلر با همکاری «ایو بهار» که یک طراح صنعتی است محصول جدیدی را تولید کرده است و یا گاهی همکاری و پیوستن استودیوهای طراحی با شرکت های مبلمان حتی پیش از خروجی نهایی و طراحی محصول خودش یک خبر مهم محسوب می شود. هویت طراحی به اندازه هویت تولید برجسته است و با هم معنا پیدا می کند. اما در کشور ما جای خالی آن حس می شود، شما در نظر دارید این فضای خالی را پر کنید؟

بله همینطور است ما در لیو واحد طراحی قوی داریم و به طور ویژه ای به طراحی محصول توجه می کنیم، بسیاری از محصولاتمان را خودمان طراحی کرده ایم. خود آقای جوشقانی و همچنین تیم طراحی، طرح هایی دارند که حق مالکیت معنوی آن ها به ثبت رسیده است. به عنوان مثال ما یک محصولی [صندلی کارشناسی لیو مدل I۸۱] داریم که رویکرد طراحیش بیونیک دیزاین است و از فرم کانگورو برای طراحی آن الهام گرفته شده؛ جالب است بدانید کانسپت این طرح کار یک دانشجوی کارآموز لیو بود که با راهبری مدیر طراحی و اجرای واحد طراحی به یک صندلی اداری تبدیل شد.

از تاثیر یک دانشجو گفتی و فرصت مناسبی است که یک سوال در مورد جوانترها بپرسم؛ نسل هزاره یا همان دهه شصتی ها و هفتادی ها به دو شکل بر کسب و کارها تاثیر می گذارند. اول اینکه خودشان مستقل شده و تبدیل شده اند به مشتریان این صنعت، دیگر اینکه نسل جدید نیروی کار هستند. با توجه به اینکه خودت خیلی جوان بودی که به بازی گرفته شدی؛ میانه ات با جوانترها چطور است و چه قدر به آن ها میدان می دهی؟

ما این شاخص ها را اندازه گیری می کنیم. ده سال پیش، میانگین سنی کارکنان لیو جوان تر از آنچیزی بود شاخص ها تعیین می کردند. الان گرچه میانگین بالاتر رفته است اما هنوز این روحیه پذیرفتن جوان ها در من و سازمان وجود دارد. آقای جوشقانی خودش اهل اعتماد است و امور را تفویض می کند. یکی از مدیران فعلی ما طی یک دوره هفت ساله از منشی گری به مدیریت رسید و این نشان می دهد که بستر فراهم است.

ما می دانیم که به هر حال سرعت انطباق شخصی ما با تکنولوژی از جوان ها کمتر است و از این جهت به نیروهای جوانتر نیاز داریم. البته لیو هنوز مثل پلی فرم، اکتیران، نیلپر و جلیس به مدرسه مبلمان تبدیل نشده است. این برندها مدیران و کارشناسان زیادی تربیت کرده اند که حتی از صنعت مبلمان به صنایع دیگر رفته اند. اما تجربه های ۱۵ ساله ما در این زمینه محدود است؛ برای مثال مدیران آرتمن در لیو تربیت شدند و از دوستان و همکاران ما هستند.

مسئله دیگر حمایت مالی از جوان ترها و ایده هایشان در شرکت نوپاست. در اکوسیستم استارتاپی ما شاهد  شتابدهنده‌ها هستیم و می بینیم که از شرکت های نوپا از طریق سرمایه گذاری های خطرپذیر حمایت می شود تا ایده های خودشان را به مرحله اجرا برسند و جهش داشته باشند. علاوه بر این در اکوسیستم استارتاپی  همکاری ها (Cooperating) خیلی بیشتر اتفاق می افتد. مثلا جایی که علی بابا و زورق با همدیگر ادغام می شوند تا بازار گردشگری را در دست بگیرند. این اتفاق در صنعت مبلمان جهان هم می افتد؛ برای مثال وقتی هرمان میلر بخشی از سهام یک شرکت دانمارکی را می خرد تا سبد کالایی اش کامل شود و از طرف دیگر شرکت دانمارکی به بازار وسیعتری دستری پیدا کند. بنظر شما نظیر این حمایت ها از شرکت های نوپا و یا همکاری ها در صنعت مبلمان ما وجود دارد یا می تواند به وجود بیاید؟

من فکر می کنم ما هنوز به این بلوغ نرسیدیم که استراتژی تلفیق دو سازمان را داشته باشیم. ممکن است یکی از دلایلش منفعت طلبی شخصی و سازمانی باشد. البته که زمانی صندلی سازها و صفحه ای ها پروژه های مشترکی داشتند، برای مثال در صادرات. اما اینکه دو تا برند بیایند یک برند جدید تاسیس کنند؛ نه. من در ایده آل های مدیران این صنف و صنعت هم چنین همکاری ها و حمایت هایی را فعلا نمی بینم.

اواسط دهه هشتاد و زمانی که مدیران نواندیشی مثل آقای کاشانی و آقای محیط به اتحادیه آمدند و اتحادیه از فضای سنتی به فضای جدیدتری وارد شد؛ کنسرسیوم ها و کارگروه هایی تشکیل شدند که این همکاری را در صادرات ایجاد کند. با وجود اینکه در نمایشگاه آن سال یک سالن به سالن صادرات اختصاص پیدا کرد اما موفقیت آمیز نبود. به نظرم این عدم موفقیت ریشه فرهنگی دارد؛ یک رقابت داخلی ناخواسته وجود دارد و البته این همکاری ها به یک راهبر نیاز دارد.  یکی از علل شکست های صادراتی خود ما – حتی قبل از دوسال اخیر و تحریم ها – همین است. مشتری ما در مسقط، بغداد یا دوحه، یک سبد کالایی از ما می خواهد که در آن از صندلی و میز تا پارتیشن و جالباسی وجود داشته باشد.

مهمترین مشکلات و چالش هایی که با آن مواجه هستید چه موضوعاتی است؟

من بارها گفته ام ما حمایت دولت را نمی خواهیم، فقط دست از سرتولید بردارید. بازارها را باید به مفهوم اقتصادی آزاد کرد. بروکراسی فعالیت ها را قفل کرده است. به نظر من مملکت احتیاج به وزارت سیستم ها و روش ها دارد که امور فی مابین خودشان را تسهیل کند. متولیان این کار از جنس ما نیستند و به جای اینکه کنار هم باشیم مقابل همیم. متاسفانه فرض بر این است که منِ تولیدکننده کار نمی کنم، رانت می گیرم، فرار مالیاتی می کنم. اصلا مسئله تولید در عمل برای کسی اهمیتی ندارد و در شعار ها مانده است.

گفتگو با حسن مسعود رئیس هیئت مدیره شرکت لیو
گفتگو با حسن مسعود رئیس هیئت مدیره شرکت لیو

می توانی از این برخوردها و جایی که بروکراسی برای شما مشکل افرین شده است یک مثال بزنی؟

مش نوعی روکش صندلی است، پیش تر واردکنندگان، مش را وارد کشور می کردند و ما از آن ها می خریدیم اما اخیرا خود تولیدکنندگان باید آن را وارد کنند. هنگام واردات به ما گفتند این ماده با این مشخصات در سامانه های تجارت و گمرک با اسم «تور ماهیگیری» ثبت شده و شما با کارت بازرگانی تولیدکننده مبلمان نمی توانید تورماهیگیری وارد کنید. وارد کننده قبلی عنوان کرده بوده این تور ماهیگیری است! من برای اینکه کارشناس گمرک بپذیرد این روکش صندلی است، رفتم بندر عباس از نمایندگی بندرعباس یک صندلی گرفته ام برده ام تا به کارشناس اثبات کنم این ماده با این مشخصات روکش صندلی است. پس از آن تازه مجددا به موسسه استاندارد رفتیم برای دریافت استاندارد و کارشناسی ها و ارزیابی های متعدد. در صورتی که قبلا نیز این ماده وارد می شد و ما صندلی های زیادی با آن ساخته بودیم!

از طرف دیگر احتمالا واردکننده قبلی کم اظهاری کرده بود و قیمت اصلی را از ما نپذیرفتند و  ما مجبور شدیم برای محصولی که هفت دلار قیمت داشت با نرخ سه دلار ارز بگیریم. این فرایند انقدر طولانی شد که ما برای اینکه بتوانیم به تعهدمان به مشتریمان عمل کنیم مجبور شدیم سی قواره از مش ها را از کشور مبدا تولید بخریم و با هواپیما وارد کنیم تا سفارشمان را بسازیم.

البته اخیرا برخورد ها با مدیران و اعضای هیئت مدیره شرکت های تولیدی خیلی بهتر شده است و من این را به طرز محسوسی حس می کنم. باید به بخش خصوصی کوچک و متوسط اعتماد کنند. اگر قرار است مملکت با کمتر از یک میلیون بشکه نفت بگردد، به همین صدهزار دلار شرکت های متوسط و جمع تجمعی خرده فروشی ها نیاز است.

پس شما هم در واردات مشکل دارید هم صادرات؟

صادرات از آن موضوع هایی است که همه فعالان صنعت مبلمان هر بار راه جدیدی رفتند و موفق هم نشدند. چند دلیل دارد در مورد عدم همکاری اهالی صنعت که گفتم اما مشکل تنها این نیست. برای مدیران دولتی دغدغه صادرات وجود ندارد؛ همچنین سیاست های ارزی دولت عامل شکست ماست. ما در مبلمان باید با چین و ترکیه رقابت کنیم. ترکیه که در منطقه خودمان است و چین هم که دنیا را گرفته است. چطور برای مبلمان ترکیه ای توجیه اقتصادی دارد که از دو کشور و یک دریا عبور کند و در قزاقستان در نزدیکی و مجاورت چین نمایندگی بزند؟ عاملش کارآفرین نیست، محیط کسب و کار و استراتژی گذاری های دولت ترکیه است. همان عاملی که سبب شد استانبول گوی سبقت را در گردشگری از پاریس برباید. ترکیه روی چند صنف سرمایه گذاری کرده است و موفق شده است.

با این دغدغه ای که نسبت به صادرات داری اگر بخواهیم از خبرهای خوب سه سال آینده لیو برایمان بگویید حتما صادرات در آن جایی دارد.

بله من ترجیح می دهم خبر خوب ما در سال های آینده این باشد که ۱۰ درصد از تولیداتمان یا حداقل دانش طراحی و فنی تولیدمان را صادر کرده ایم به جای اینکه تولیدمان بیست برابر شده باشد. من صادرات را مثل یک دروازه جدید می بینم. اگر لیو بتواند صادرات کند ثبات اقتصادی ایران و توسعه و توانمندی خودش را نشان داده و ثابت کرده است.

به عنوان سوال آخر فرض کن که قرار است افرادی را از صنعت مبلمان برای سخنرانی در رویدادی مشابه تد تاک معرفی کنی؛ به عنوان کسی که این صنعت و زیر و بم و افرادش و تلاش هایشان را به خوبی می شناسی چه کسانی را معرفی می کنی؟

خب این صنعت بزرگان زیادی داشته است مثل مرحوم نادعلی و مرحوم مهندس رفیع، آقای کیانی، خانم دریا افشار و آقایان جوشقانی همه این ها می توانند الگو باشند. حاج آقا اصلان بیگی که اصلا فارغ از مبلمان الگوی یک بزرگ مرد صنعتی است. بزرگواری که با این سن و تجربه و سابقه هروز چهار و چهل دقیقه صبح در کارخانه اش در احمد آباد مستوفی حاضر می شود و از جزئیات کیفیت و فرایند محصولات اروند باخبر است. از جوانترها هم اگر بخواهم بگویم به نظرم برادران عابدی در ساجیران.

گفتگو با حسن مسعود رئیس هیئت مدیره شرکت لیو
گفتگو با حسن مسعود رئیس هیئت مدیره شرکت لیو

کمی نزدیکتر با حسن مسعود

دهه هفتاد، دوران سازندگی و رونق صنعت نفت در ایران زمانی بود که بسیاری از جوان ها دوست داشتند در صنعت نفت کار کنند. این همان برهه ای است که حسن مسعود جوان که دانشجوی وزارت نفت بود کار در این وزارتخانه و البته تحصیل در رشته مهندسی پتروشیمی دانشگاه آبادان را همزمان رها می کند! حسن مسعود متولد ۱۳۵۲ است، پدر و مادرش فرهنگی بودند و طبیعتا او هم از آن بچه درس خوان ها. میانه های تحصیل در وزارت نفت بنا به دلایلی به همدان کوچ می کند. رشته تحصیلی جدید و راهی جدید؛ این بار مهندسی مکانیک دانشگاه بوعلی را انتخاب می کند و در بیست و پنج سالگی برای اولین بار به عنوان کارآموز وارد نیلپر می شود و کارش را از آموزش قالب سازی و پیگیری ساخت قالب ها و قطعات به عنوان مهندس مکانیک آغاز می کند.

نیلپر آن زمان در صدد راه اندازی سیستم های مدیریت کیفیت بود و کارآموز جوانی که تا اینجا خودی نشان داده بود اعتماد مدیران را جلب کرد تا مسئول پیاده سازی سیستم های مدیریت کیفیت شود. «از خوش حادثه همسر من کارمند توف نورد بود و من توانستم دوره های ممیزی و سر ممیزی را ببینم و پس از آن در نیلپر مدیر سیستم ها و روش ها شدم، در نهایت هم به کمک و راهنمایی مدیران، مدیر تضمین کیفیت نیلپر شدم.»

نفرینم کردند که مدیر شوم!

نقطه عطف زندگی مسعود اما زمانی است که تصمیم گرفت در دوره های مدیریت MBA تحصیل کند؛ برای او که همیشه تنها با فرمول ها و اعداد و ارقام کلنجار رفته بود تحصیل در رشته بازرگانی درهای جدیدی رویش باز کرد و این اتفاق برای منشا تحول بود. تحولی در چرخش مسعود از مهندسی به سمت مدیریت، آرزوی همیشگی اش، موثر بود. «در دوره ای که در نیلپر بودم، یک بار داشتم از اینکه چرا کار را توسعه نمی دهیم، صادرات نمی کنیم و … سوال می کردم که بهم گفته شد نفرینت می کنیم که مدیر عامل شوی! اما راستش را بخواهید با وجود همه مسئولیت ها و سختی ها من از اول هم دوست داشتم روزی مدیرعامل شوم.»

همسرم به نفع من کار را کنار گذاشت

در این گفتگو به بهانه های مختلف از بسیاری از فعالان صنعت مبلمان یاد می شود و مسعود حتی نام تک تک مشاوران، مدیران و مدرسان دوره های آموزشی را به خاطر دارد و نقششان در پیشرفتش محترم می شمرد اما جالب است با وجود همه انتقادهایی که به نمایشی بودن حمایت از تولید کنندگان دارد رئیس خانه صنعت ایران در سال ۸۸ را یکی از تاثیرگذارترین افراد زندگی اش بر می شمرد. «هادی غنیمی فرد، تشکلی ایجاد کرد که در گردهمایی آن هر سال تولیدکنندگان جوان را معرفی می کرد؛ ما در ابتدا فکر می کردیم مثل بسیاری از همایش ها صوری است، اما غنیمی فرد که بسیار صریح الهجه بود به درستی از وضعیت و دولت انتقاد کرد و گفت ما اینجا جمع نشده ایم که اسپانسری راه بیاندازیم و یک گلدان به شما بدهیم. ما می خواهیم کار را و این میزها را بدهیم دست شما. محمد میرجلیلی از ایتال فوم در سال اول و من از لیو در سال دوم به عنوان تولید کننده جوان برتر انتخاب شدیم و آن صحبت ها بسیار روی من تاثیر گذاشت.»

از این تاثیر که می پرسیم باز برمی گردیم به ابتدای صحبت و زندگی شخصیش «ما خانوادگی کارمحور هستیم و همسر من هم به کارش علاقه بسیار داشت و بسیار حرفه ای بود، اما به نفع من کار را کنار گذاشت. یکی از دلایلی که من می توانیم به راحتی بگویم کارمحورم این است که هیچ دغدغه ای از بابت مدیریت زندگی ندارم» برو کار می کن، مگو چیست کار/ که سرمایه‌ جاودانی است کار» شعارشان در لیو است. «برخی به من می گویند شیوه های موفقیت و درآمد زایی راحتتری هم وجود دارد اما ما کار کردن را دوست داریم و به آن افتخار می کنیم.»

میانگین امتیازات ۰ / ۵. تعداد امتیازات ۰

یک نظر ارسال شده است

  1. گلرخ

    ۱۳ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۴۳

    به به چه فرد کوشا و فعالی

    پاسخ دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

پاد، پناهگاهی امن زیر سقفی مشترک

در عصر عجیبی که از سر می گذرانیم، دیگر همدمی و هم نفسی ارزش به شمار نمی رود، بلکه بالعکس د…