صفحه اصلی صنعت مبلمان قدم زدن روی مرز هنر و مبلمان

قدم زدن روی مرز هنر و مبلمان

۰
مبلمان هنری

استودیوهای خلاق طراحی در حال از بین بردن مرز بین مبلمان و هنرهای زیبا هستند. دعوت و پیشنهاد آن ها برای هنرمندانی که می خواهند قوانین را بشکنند، وسوسه برانگیز است: «طراحی صندلی هایی که برای نشستن نیستند، چراغ هایی که بیشتر از روشنایی، نقش تزیینی دارند و وسایل خانگی که کاربردشان آن گونه که باید، نیست.» مبلمان، صنعتی که روزی انقلابی شمرده می شد، دیگر قدیمی شده و طراحی آن جذابیت سابق را برای طراحان ندارد. مبل ها و قفسه ها به اشیایی معمولی تبدیل شده اند که به محض رویت می توان کاربردشان را حدس زد. اما در استودیوی این هنرمندان معاصر، «سرکشی» و «بیان خود» بر راحتی و سودمندی غلبه کرده است. در این استودیوها مبلمان هنری است که فرمانروایی می کند.

مبلمان هنری
نمایشگاه گروهی هنرمندان – نیویورک- ۲۰۱۸

یکی از این هنرمندان جسی ریوز (Jessi Reaves) است. او در نمایشگاه بین المللی کارنگی (Carnegie) در پیتسبرگ افراد را دعوت به نشستن بر آثار هنری اش می کند. گالری کارنگی که بیش از صد سال از گشایش آن می گذرد، از ابتدا برای توسعه هنر معاصر و الهام بخشی تاسیس شده است. ریوز در نمایشگاه اخیرش در این گالری یک مبل پهن را به نمایش گذاشت که به شکل شاخه و ریشه گسترش یافته است. پارچه چهل تکه و براق متالیکی قسمت نشیمن به مبل ظاهری رو به زوال می دهد. نخ ها از آثار هنری او آویزان هستند، میله های به کار رفته در یک صندلی در معرض دید است و به عملکرد خیلی توجه نشده؛ گرچه برخی از قطعات هم شباهت هایی به صندلی یا قفسه های ساخته نشده دارند. بعضی قطعات نیز چراغ خوانده می شوند اما با یک لامپ بسیار کم نور و فقط یک شی تزبینی برای نگاه کردن هستند و نمی توان به چیزی بیش از این تعبیرشان کرد.

ریوز تنها کسی نیست که درباره مرز بین هنر و مبلمان تجدید نظر و فکر کرده است. این گروه از جوانان دوست ندارند به نام های محدودی مانند طراح یا سازنده مبلمان، استادکار یا حتی هنرمند شناخته شوند. در اصل هر کدام از آن ها یک قسمت از این ترکیب عجیب را می سازند. کتی استوت (Stout) لامپ هایی عجیب به فرم بدن زنانه می سازد، قطعات میشا کاهن (Kahn) معمولا فضایی و تخیلی است؛ و برداران هاس (Haas) به خاطر هیولاهای پشمالو بدون عملکردشان شناخته می شوند. نمایشگاه این هنرمندان می تواند چند وجهی و چند حسی باشد که آفرینش هنری زیبایی شناسانه شان را به یک سبک زندگی تبدیل می کنند.


از زمان عصر روشن گری، تولیدکنندگان، تولید اشیایی که نیاز به کار زیاد و فشرده دارد را رد می کنند. در عوض فضاهای آکادمی، بر خلق آثاری که برای آن ها فکر شده و دیدگاه جدیدی را بیان می کنند، تاکید دارند. در نتیجه شکافی بین صنعتگران و هنرمندان تحصیلکرده به وجود آمده است. البته که تعصب جنسیتی نیز در این شکاف نقش دارد. در گذشته، در حوزه مبلمان بافندگی و نساجی کارهایی زنانه بودند اما موسساتی مانند موزه هنر و طراحی نیویورک با حمایت از هنرمندان، سعی در از بین بردن این تبعیض جنسیتی دارند. برای مثال برخی آثار ریوز که نیازمند صنعتگری، دوخت و دوز و جوشکاری بسیاری بود، قیامی علیه این تبعیض است. لبه های خشن و شکل غیر سنتی این آثار، اینکه مبلمان باید چگونه باشد را زیر سوال می برد.

می توان گفت این سازندگان جوان بخشی از یک روند طراحی نوپا هستند. شاید مبلمان آن ها عجیب یا کاربردی نباشد اما رویکرد آن ها سابقه ای طولانی دارد. با تجدید نظر درباره طراحی های جدید متوجه می شویم که بسیاری از هنرمندان فقط به خاطر نابرابری جنسیتی یا شکاف طبقاتیشان رد شده اند نه به خاطر هنرشان. خوشبختانه امروزه گالری و موزه های بسیاری برای از بین بردن این تعصب خسته کننده کمک می کنند.

مبلمان هنری
صندلی ریچار آچشاور

تاریخچه ای از رابطه هنر و مبلمان

ریچارد آرچشاور (Richard Artschwager) مجسمه ساز و نقاش آمریکایی بود که از صنعت مبلمان الهام می گرفت. آرچشاور در طول دهه ۱۹۶۰ مجسمه هایی ساخت که فرمشان یادآور کابینت، صندلی و سایر قطعات مبلمان بود. آرچشاور همچنین از فورمیکا که یک نوع ماده پلاستیکی است استفاده می کرد که برای بازسازی سطح کابینت و میز ها به کار می رفت. با نگاهی به آثار او دشوار است که بگوییم چه چیزی به اتاق نشیمن و چه چیزی به موزه تعلق دارد. آثار هنری وی از کمرنگ شدن مرز بین هنر و مبلمان حمایت می کردند.

مبلمان هنری
قفسه دونالد جاد

سبک مینیمال دونالد جاد (Donald Judd) در تضاد با آرچشاور بود. جاد مرز مشخصی بین مبلمان و هنرش کشید. در دهه ۱۹۷۰ او به خاطر مجسمه های مکعبی، قفسه های دیواری، میزها و نیمکت هایش معروف شد. [یکی از آثار قفسه مانند او در موزه هنرهای معاصر ایران نیز نگه داری می شود] در همین دهه بود که او از نیویورک به تگزاس نقل مکان کرد و آن جا مبلمانی که باب سلیقه اش باشد پیدا نکرد پس شروع به ساختن کرد. این مبلمان جدید ویژگی های مشترک زیادی با آثار هنری او مانند خطوط ظریف، زاویه سازی و براقی را داشتند.
با این حال وی این دو را جدا از هم می دانست زیرا معتقد بود مبلمان حتما باید کاربردی باشد. او معتقد بود «مبلمان، مبلمان است فقط در آن هنر به کار رفته» پسر جاد می گوید در ابتدا پذیرش عموم نسبت به کارهای پدرش مثبت نبود زیرا مردم می خواستند در این مرز فقط یک طرف خط بایستند.

یکی از کسانی که متضاد با سبک جاد کار می کرد فرانتس وست ( Franz West) بود. وست در ۱۹۸۰ به خاطر مجسمه های عجیبش شهرت یافت. این مجسمه ها از مواد مختلف به شکل چتر، بادکنک یا حلقه های هولاهوپ ساخته می شدند و علاقه وست به وسایل روزمره را نشان می دادند. طراحی نمادین بعدی او «صندلی عمو» (Uncle Chairs) بود که از نوار های رنگارنگ ساخته شده بود. این صندلی ببینده را نه تنها دعوت به نشستن بلکه دعوت به بازی با این نوارها هم می کرد. با این حال کاربرد همیشه برای وست اولویت داشت و به گفته خودش: «مهم نیست که هنر چگونه به نظر می رسد، مهم این است که چگونه استفاده می شود.»

آندریا زیتل (Andrea Zittel) طراحی است که کارهایش جزیی از میراث جاد محسوب می شود. وی از دهه ۱۹۹۰ کابینت، میز و تخت هایی می سازد که هم در گالری به نمایش در می آید و هم در خانه ها استفاده می شود. حتی هنگامی که سازه های وی فاقد عملکرد خاصی هستند، مانند یک سکوی بلند که دیوار هم به آن متصل است، باز هم حالتی معمار گونه دارند.

و اما طراح آخر که الهام بخش بسیاری از طراحان جوان امروزی است گائتانو پسس (Gaetano Pesce) است. آثار این طراح سرشناس به گونه ایست که گویی از شما می پرسند: «چرا مبلمان نمی تواند سرگرم کننده باشد؟»

مبلمان هنری
اثر برادران هاس

جبهه گیری مقابل این نامقلدان جوان

این هنرمندان همه اتهاماتی که بهشان وارد می شود را پذیرفته اند. همگی از بخش نامه قدیمی باهاوس که می گوید: «فرم در خدمت عملکرد است.» سرپیچی کرده اند. زیبایی شناسی دست ساز امروز یا عملکرد در اولویتش نیست یا آن را به چالش می کشد. البته این رویکرد همانطور که گفته شد چندان جدید نیست و حتی یادآور جنبش «آنتی دیزاین» یا ضدطراحی است. جنبشی که در ایتالیا و در واکنش با تولید انبوه و محصولات عصر انقلاب صنعتی ایجاد شد. هنرمندان این جنبش معتقد بودند، تولید انبوه و مبلمان سیاه و سفید با فرم های به شدت ساده و هندسی به شما تحمیل می کنند که چطور بنشینید و عمل کنید.

مبلمان هنری
مبلمان هنری

منتقدان اما برای این نوع مبلمانِ هنرمندان جوان معاصر که توصیفشان رفت، لفظ کاردستی دست و پا گیر را به کار می برند. آن ها معتقدند با این که این هنرمندان ادعا می کنند آثارشان اعتراضی به عملکرد است اما در واقعیت چنین نیست. برای مثال در مورد آثار کاهن گفته اند: «این مبلمان فقط یکسری وسایل لمپن و چند رنگ هستند که برای کسانی طراحی شده اند که می خواهند فقط لم بدهند و از گوشی خود استفاده کنند. حتی یک نوع ژست خاص را برای نشستن پیشنهاد می کنند. ژستی که می توان به راحتی از کار با وسایل دیجیتال لذت برد.»

از آن جایی که زندگی ما به طور فزاینده ای دیجیتالی می شود این هنرمندان جوان هم از آن برای طراحی الهام می گیرند و بیشتر به سمت سختی و خطوط فردی در طراحی کشیده می شوند. کاهن خودش معترف است که از تکنولوژی الهام می گیرد اما به گونه ای متفاوت. او می گوید: «ما روزانه در اینستاگرام به تعداد زیادی عکس از وسایل مصرفی نگاه می کنیم اما شما هیچ وقت فقط به یک عکس واحد نگاه نمی کنید.» کار کاهن هم به خوبی این شلوغی را نشان می دهد. با این که طراحی های وی وسایل خانگی است اما بیشتر یادآور آدم فضایی ها هستند. او معتقد است که امروزه در دنیایی عجیبی زندگی می کنیم و وسایلمان باید این را نشان دهد.

مبلمان هنری
جسی ریوز و پسس

بسیاری از گالری داران اظهار دارند خیلی از مجموعه داران طراحی های معاصر توجه زیادی به عملکرد مبلمان نداشته و مفهومشان برایشان جالب است. اما هنوز هم مشکل اصلی دید عموم افراد است. انسان ها به طور فطری همه چیز را طبقه بندی می کنند و اگر با چیز جدیدی رو به رو شوند که در هیچ طبقه ای نگنجد معمولا از آن دوری می کنند. چالش این هنرمندان جوان این است که بتوانند این دید را عوض کنند.

جاد در مقاله ای در ۱۹۹۳ نوشت :«اگر یک صندلی کاربردی نداشته  و فقط برای نشان دادن هنر ساخته شده باشد حماقت است.» اما طراحان معاصر گویی مشکلی با آن نداشته و وسایلی طراحی می کنند که کاملا عجیب است. ظاهرا آن ها با این مبلمان هنری در حال معنا بخشی به حماقت هستند.

میانگین امتیازات ۵ / ۵. تعداد امتیازات ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

آبی یا بنفش؛ طراحان با رنگ شهر کرونا زده را فتح می کنند

آبی یا بنفش ، قرمز، زرد و صورتی... شهری با دیوارهای شاد و رنگی و مبلمان متنوع، پیشکش بصری …