صفحه اصلی صنعت مبلمان داستان مردی که چوب های مرده را زنده می کند

داستان مردی که چوب های مرده را زنده می کند

۵
مبلمان با چوب دست دوم

مارک تواین (Mark Twain) نویسنده آمریکایی می گوید: «بیست سال دیگر برای کارهایی تأسف می خورید که انجام نداده اید نه کارهایی که انجام داده اید. پس رویاهایتان را در سر بپرورانید، بادبان ها را بکشید و از بندر امن خود دور شوید. کشتی را به دل باد و طوفان بزنید تا سرزمین های جدید را کشف کنید.»

آنچه می خوانید داستان ویل فیلیپس (Will Phillips) است. مردی که رویای خود را دنبال می کند و از خطر نمی ترسد.

راوی داستان توماس هیث (Thomas Heath) روزنامه نویس و خبرنگاری از اهالی نیویورک است. او پیش تر در بخش ورزشی روزنامه واشنگتن پست مشغول بود و حالا درباره کارآفرینان و کسب و کارهای کوچک و بزرگ می نویسد.

فروتن باشید و بلندپرواز

«فروتن باشید و بلندپرواز». ویل فیلیپس کسب و کار کوچک خود را در زمینه ی تولید مبلمان را با تکیه به این شعار آغاز کرده و همواره، حتی در مدت ۱۳ سالی که در شرکت آندر آرمور (Under Armour) – غول تولید پوشاک ورزشی – کار می کرد، به آن پایبند ماند.

این کیمیاگر ۳۷ ساله می گوید: « بلند پرواز باشید و برای خود اهداف بزرگی تعیین کنید. اهدافی آنقدر بزرگ که شاید دستیابی به آن ها غیرممکن به نظر برسد و آنقدر فروتن باشید تا هر کاری که لازم است برای رسیدن به اهداف تان انجام دهید.»

از نظر من فردی فروتن است که به موقع سرکارش حاضر می شود و بی آنکه جلب توجه کند، سرگرم کار می شود. بی هیچ حاشیه ای و بی نیاز از تشویق و ترغیب، فقط به جلو حرکت می کنند و چشم به هدف خود دوخته است.

این تعریف در خورِ شخصیت فیلیپس است او در آندر آرمور مهره ای شناخته شده با آینده ای درخشان بود، اما زمانی که تصمیم گرفت تمام وقت خود را صرف راه اندازی شرکت مبلمان سندتاون (Sandtown) کند، ۹۰ درصد از درآمدش را از دست داد.

بازیافت یادگارهای دوران استعمار

شرکت سندتاون که در خیابانی بن بست، نزدیک مسیرهای ریلی و بزرگراهی میان ایالتی قرار دارد، فضایی گاراژ مانند به مساحت حدود ۵۵۰ متر مربع است و به جز زمان برگزاری نمایشگاه ها، رنگ هیچ وسیله گرمایشی را نمی بیند.

اینجا با استفاده از تیرهای چوبی و الوارهایی که قدمت آن ها به دوران استعمار آمریکا برمی گردد، میز، صندلی، میز تحریر، قفسه کتاب و دیگر سفارش های مشتریان ساخته می شود. این شرکت سالانه بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ قطعه مبلمان تولید می کند که مونتاژ هر کدام بطور متوسط دو تا سه هفته زمان می برد.

سندتاون بخش اعظم چوب های مورد نیازش را، بدون پرداخت هزینه، از محلِ بازسازی مجتمع های مسکونی و قدیمی بالتیمور بدست می آورد. کلیساها، کنیسه ها، پرورشگاه ها و کارخانه ها از دیگر منابع تامین چوب هستند. فیلیپس از اینکه چوب های قدیمی را کنار هم می گذارد و از آن وسیله ای مفید و حتی زیبا می سازد، بسیار راضی و خشنود است. اگر شما هم می توانید کاری تولیدی انجام دهید که آن را دوست دارید، و قادرید ریسک آن را هم به جان بخرید، پیشنهاد می کنم حتما آن را دنبال کنید.

رویای بزرگ مردان چوب

فیلیپس می گوید: «همیشه دلم می خواست کسب و کار خودم را راه بیندازم. کاری که ماندگاری و تداوم داشته باشد و کمترین آسیب را به محیط زیست وارد کند.»

این شرکت با فیلیپس و شریکش، جیمز باتاگلیا (James Battaglia)، هشت نفر نیرو دارد که سفارش ها را می سازند و تحویل می دهند. بیشترین هزینه ها صرف ساخت مبلمان می شود. شرکت دو وسیله نقلیه دارد، یک کامیون برای جمع آوری چوب های دور ریختنی و یک وَن برای تحویل دادن سفارش ها.

پایان خوش داستان کیمیاگری

فیلیپس و باتاگلیا تصمیم اینک تصمیم دارند قدم بزرگ بعدی را بردارند. جابجایی سندتاون به مکانی غیر صنعتی و به مساحتی حدود ۲۳۲۳ متر مربع. فیلیپس می گوید: «ما در رویای خود روزی را می بینیم که با تیمی ۳۰ تا ۴۰ نفره در فضایی چهار یا پنج برابر مکان فعلی به کسب و کار مشغولیم و برای فعالیت های خود در شهر بالتیمور، ساختمانی در سطح جهانی دایر کرده ایم.»

البته رویای بزرگی است، اما فیلیپس می گوید: «ما موفق شده ایم با حفظ ارتباط موثر و کافی با معماران و طراحان، دامنه اشتغال و کار شرکت را توسعه بدهیم. باتاگلیا خودش طراحی را یاد گرفته و حس کنجکاوی و مهارت عجیبی در ساخت وسایل دارد. او مرد چوب است، و با دیگر صنعتگران در زمینه طراحی و ساخت مبلمان همکاری می کند.»

فیلیپس مدیر فروش و مسئول ارتباط با مشتری هاست. هردو همیشه به دنبال منابع چوب های دور ریختنی هستند و مرتب در اینترنت دنبال ساختمان هایی می گردند که درحال تخریب اند.

به تازگی از کارخانه  سندتاون بازدید کردم، همه ی اعضای تیم با پشتکار مشغول کار خود بودند و با وجود سرمای محیط، چوب ها را برش می دادند، به هم وصل می کردند، سنباده می کشیدند. باتاگلیای ۳۷ ساله و کم حرف حسابی سرگرم پرکردن ترک ها و سوراخ های جای میخ، روی تکه چوبی قدیمی بود. روی دیواری تیرهای چوب گردو و کاج و بلوط قرار داشتند.

فیلیپس و باتاگلیا قسمت اعظم موفقیت های سندتاون را مدیون استخدام کارمندانی می دانند که همگی به فکر پیشرفت طولانی مدت شرکت هستند. آنها می گویند: «حتی اگر وسط انجام کاری باشند، در صورت نیاز، کار خود را رها می کنند و در جای دیگر با جدیت مشغول به کار می شوند.»

فیلیپس می گوید: « وقتی یک ساختمان بزرگ تخریب می شود، ۲۰۰ قطعه تیر چوبی زیبا به دست می آید و کامیون ها باید بلافاصله بارگیری و تخلیه شوند. اینجاست که همگی کار خود را زمین می گذاریم و بیرون می رویم و مشغول بارگیری و تخلیه چوب ها می شویم.»

سندتاون مزایای زیادی برای کارمندانش ندارد اما فیلیپس امیدوار است در آینده نزدیک شرایط کاری بهتر شود. او می گوید اولین اولویت ما، ارائه کمک هزینه خدمات بهداشتی است: «سه هدف اصلی شرکت در حال حاضر، ارائه خدمات بهداشتی، بیمه بازنشستگی و فراهم کردن فضای کاری مناسب تر است. تمام این اهداف در راستای حفظ و احقاق حقوق و پاداش دادن به تیمی است که اکنون داریم.

فیلیپس، فارغ التحصیل دانشگاه پنسیلوانیا (University of Pennsylvania) است و در سال ۲۰۰۵ در آندر آرمور مشغول به کار شد. او به فروشگاه های کالای ورزشی می رفت و در جمع آوری و چیدمان ویترین فروشگاه ها، کمک می کرد.

کوین پلانک (Kevin Plank) موسس آندر آرمور با کمک قواعد کاری هوشمندانه ای که وضع کرده بود، موفق شد پشت رقیبشان، شرکت نایک (Nike) را به خاک بمالد. همین امر به فیلیپس قوت قلب داد که می تواند روزی با این الگو کسب و کار شخصی خودش را راه بیندازد و آن را در قالب تجارتی بزرگ شکوفا کند.

بالاخره فیلیپس به عنوان مدیر شرکت آندر آرمور انتخاب شد تا کیپ فالکس (Kip Fulks) دوست و شریک پلانک را همراهی کند، کسی که مثل فیلیپس عاشق تولید محصولات ماندگار بود. او همینطور روش تولید پیراهن، شورت و کفش ورزشی را به فیلیپس یاد داد.

فیلیپس گفت: «کیپ، قِلق کار را خیلی خوب می دانست.» در همین ایام، فیلیپس مشغول فعالیت داوطلبانه در سازمان زیستگاه برای بشریت (Habitat for Humanity) بود و در نوسازی مجتمع های مسکونی کمک می کرد. همان جا بود که عاشق تیرهای چوبی قدیمی شد و اقدام به جمع آوری و نگهداری آن ها در گوشه ای از بندر بارگیری دفتر مرکزی آندر آرمور در شهر بالتیمور شد. او هر وقت بیکار بود به آنجا می رفت تا میخ های بجا مانده در تیرهای چوبی را بیرون بکشد و مدام به استفاده ی بهینه از این چوب ها فکر می کرد.

فیلیپس می گوید: «فکر ساختن مبلمان به سَرم زد. اگر می توانستم کلکسیونی از میز طراحی کنم،که در قالب برندی تعریف شود و به خوبی دیده و معرفی شود، بهترین و باارزش ترین سرنوشت برای این چوب ها رقم زده می شد.»

اولین قرارداد فروش سندتاون، در سال ۲۰۱۰ و به مبلغ ۱۲۰۰ دلار، با یکی از همکاران شرکت آندر آرمور بسته شد. بعد از آن سیل سفارشات حضوری مشتریان، از هر طرف سرازیر شد و فیلیپس شب ها و آخر هفته ها به ساخت مبلمان مشغول بود و همزمان روزها، به صورت تمام وقت، در آندر آرمور کار می کرد.

فیلیپس و باتاگلیا موفق شدند علی رغم همه مشکلات شرکت را روی پا نگه دارند. حتی وقتی فیلیپس به همراه همسر و بچه یکساله بازیگوشش برای راه اندازی شعبه آندر آرمور در استرالیا به این کشور سفر کرده بود.

آنها هر صبح شنبه، جلسه ای در اسکایپ برگزار می کردند تا در مورد مسائل شرکت با هم صحبت کنند. فیلیپس در اواخر سال ۲۰۱۶ به آمریکا برگشت و آن ها توانستند سهم زوجی را که بخشی از سندتاون را در اختیار داشتند، بخرند.

و بالاخره در بهار سال گذشته، فیلیپس با زندگی حرفه ای ۱۳ ساله خود در آندر آرمور خداحافظی کرد و قید حقوق بالای خود را زد تا با تمام توانش در شرکت نوپای مبلمان سازی خود فعالیت کند.

برنامه ی اصلی آن ها در دراز مدت چیست؟ آن ها با تلاش بی وقفه برای جلب رضایت مشتریان و ارائه خدمات بیشتر و فراتر از انتظار آن ها پیش می روند. «فروتن باشید و بلندپرواز» این شعار فیلپس است، کسی که با قدم های کوچک به سوی اهداف بزرگ خود حرکت می کند و خود را به سوی مقصد می کشاند.

برگرفته از: واشنگتن پست

میانگین امتیازات ۰ / ۵. تعداد امتیازات ۰

۵ نظر

  1. ایمان

    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۹:۲۰

    بسیار آموزنده و لذت بخش بود اینکه آدم بتواند به خاطر رسیدن به رویای خود از آرامش و سکونی که دارد دل بکند. امیدوارم روزی ما هم بتوانیم قدر دورریختنی ها را بدانیم به خصوص درختان را… ممنون

    پاسخ دهید

  2. رویا

    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۱۸

    بسیار عالبی بود .
    چنین مقاله هایی که الهام بخس هستند ، می تونند برای بقیه سرلوحه قرار بگیرن .
    ممنون از شما

    پاسخ دهید

  3. فرزانه

    ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۸:۰۰

    استفاده از چوب هاى مرده ایده اى بسیار عالى براى دنیایى است که در حال نابودن کردن طبیعت و محیط زیست

    پاسخ دهید

  4. سینا

    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۰:۰۶

    رسیدن به رویاها شیرین و لذت بخش است و ارزش سختی کشیدن دارد چون در نهایت رضایتمندی نصبیت می شود

    پاسخ دهید

  5. رضا . م

    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۰:۱۱

    وقتی هدف درستی داشته باشی و برای رسیدن به آن مصمم، تمام جهان به تو یاری میرسانندتا به آن برسی…(از کیمیاگر… پائولو کوئلیو)

    پاسخ دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

صنعت مبلمان ترکیه و سرمایه گذاری های جدید در بحبوحه کرونا

صنعت مبلمان ترکیه در میان همه گیری ویروس کرونا به واسطه سرمایه گذاری های جدید و مشاغلی که…