صفحه اصلی صنعت مبلمان با علیرضا رضوی نژاد؛ یک استیل هامونی

با علیرضا رضوی نژاد؛ یک استیل هامونی

۲
ارسال خبر

اینکه در حین گفتگو زمان از دست می رود فقط به دلیل پاسخ های از سر دقت نظرش نیست که آدم را بیشتر و بیشتر به پرسیدن و کنجکاوی کردن ترغیب می کند، بلکه لحن روایتگر و هیجانش است که بیش از هر چیز شنونده را با خود همراه می کند. گویی در ارتفاع بالاتری از همه آنچه در ذهنش می گذرد، نشسته و در نقش دانای کل داستان را با گشاده روی و طنازی برایمان از همه ابعاد -و نه لزوما آنطور که انتظار داریم،- تعریف می کند. علیرضا رضوی نژاد، در صبح زود یکی از روزهای زمستانی ۹۸ به صرف یک مصاحبه میهمان خوگرنیوز در نمایشگاه میدکس شد. گفتگویی به قصد اینکه از خودش و رویاهایش، شرکت مبلمان استیل هامون و نظرش درباره چالش ها و فرصت های فعلی صنعت مبلمان بیشتر بدانیم؛ رویاهایی که او برای محقق کردنشان به ایران بازگشت و قصد دارد ثابت کند که «جغرافیا» و «مرز» دیگر تعاریف سابق را ندارند.

صاحبان صنایع و مدیران شرکت های بزرگ در ذهن شما چه شکل و شمایلی دارند، چطور لباس می پوشند؟ چطور صحبت می کنند؟ علیرضا رضوی نژاد می تواند یک تنه همه تصورات سابق را تغییر دهد، نه خبری از کت و شلوار رسمی است و نه لحن و ادبیات پرطمطراق و یا نگرانی از بابت اینکه آنچه می گوید، چطور منتشر می شود. او به قول خودش یک «میلنیال» است، یک «نسل هزاره»ای؛ نسلی که همیشه تفاوتشان را با نسل های پیشین به رخ کشیده اند. نسلی که کوله پشتی به دوش بودن از ویژگی هایشان است؛ او هم به محض رسیدن کوله پشتی اش را در می آورد و می گوید آماده مصاحبه است. می خواهیم فلاش بک بزنیم به سال های دور، زمانی که نسل هزاره ای ها یعنی متولدان دهه هشتاد و نود میلادی تازه چشم به جهان گشوده بودند، جالب اینکه استیل هامون هم همان زمان به دنیا آمد؛ با یک «ماموریت شخصی»؛ اصطلاحی که تا پایان مصاحبه آن را چندباری از زبان علیرضا می شنویم و در مسیر استیل هامونی شدن با او همراه می شویم:

علیرضا رضوی نژاد؛ قائم مقام مدیرعامل استیل هامون
علیرضا رضوی نژاد؛ قائم مقام مدیرعامل استیل هامون

سرآغازی با داستان اسباب بازی ها

«سال ۶۲ پدر من، رضا رضوی نژاد، فعالیتش را با ارائه یک اسباب بازی هیجان انگیز مکانیکی شروع کرد. او برای خودش یک ماموریت شخصی تعریف کرده بود. ماموریتش این بود که در بحبوحه جنگ – زمانی که می توانید تصور کنید دنیا برای کودکان به چه شکل [سختی] بود- این نوع از محصولات را تولید کند. اما خانواده رضوی نژاد و استیل هامون به طور کلی به تولید محصولات پلاستیکی شهره هستند و تا سال ۷۸ نیز قطعات پلاستیکی برای صنایع مختلف مثل خودروسازی تولید می کرد تا اینکه ما وارد بازار تولید صندلی به عنوان محصول نهایی شدیم.»

چشم یک پسر بچه کنجکاو که از بچگی با اسباب بازی های ساخت پدر بزرگ شده، پاسخ به پرسشِ استیل هامون چه کار می کند؟ با پاسخ دیگران متفاوت بود. علیرضا در نوجوانی پدر را در نمایشگاه های مبلمان اداری (هافکس) همراهی می کرد و از سرگرمی هایش سرک کشیدن به غرفه های مختلف و وارسی محصولات بود. او از دیدن تولیداتشان در دل محصولات دیگر هیجانزده می شد. اگر دیگران در پاسخ به اینکه استیل هامون چه می کند؛ می گفتند «قطعات پلاستیکی تولید می کند» علیرضا در ذهنش پشت بند این سوال می پرسید چرا اسمی از ما در این محصول که قطعه اش را ساخته ایم، نیست؟ یا چرا اسمی از ما نباشد؟ با وجود این پرسش ها در ذهن پسر خانواده، بزرگترها تصمیمی بر تولید محصول برای کاربر نهایی نداشتند و ورودشان به صنعت مبلمان هم بدون برنامه ریزی قبلی بود، تغییری که علیرضا ماجرایش را اینطور تعریف می کند.

«یک روز شنبه ای بود [سال ۱۳۷۴] و ما [استیل هامونی ها (!)] مثل هر روز دیگر کاملا عادی داشتیم میرفتیم سرکار. یک مشتری به ما رجوع می کند و می گوید من این قطعه را برای صندلی ام می خواهم، آن را تولید می کنید؟ و از آنجا ما شروع کردیم به تولید قطعات پلاستیکی صندلی. دهه هفتاد در تاریخچه بسیاری از تولیدکنندگان صندلی اداری به عنوان نقطه عطف یا شروع مطرح است؛ چرا که کامپیوتر به ایران معرفی شده بود، مردم به ویژه در ادارات می خواستند با کامپیوتر کار کنند و مبلمان کامپیوتر هم که شامل میز و صندلی می شد، نیاز روز بود. در آن زمان قطعات صندلی ها از اروپا، امریکا و آسیای شرقی وارد، مهندسی معکوس و تولید می شد. ما هم تصادفی وارد این صنعت شدیم، تصادفی از این جهت که بر اساس مطالعه و مارکتینگ وارد این بازار نشدیم، اما اتفاق خوش یمنی بوده و از آن خوشحالیم.»

علیرضا رضوی نژاد؛ قائم مقام مدیرعامل استیل هامون

گسترش فعالیت از تولید قطعات به محصول نهایی

تصادف با مسیر صندلی ها

اما یک قطعه پازل هنوز کامل نیست چه شد که خانواده رضوی نژاد تصمیم گرفتند از تولید قطعه صندلی به سمت تولید صندلی بروند؟

«خب، صندلی خیلی هیجان انگیز بود و ما تصمیم گرفتیم در نهایت صندلی را هم به عنوان محصول نهایی برای اند یوزر [کاربر نهایی] تولید کنیم. زمانی که قطعات پلاستیک تولید می کردیم، فعالیت محدود به یک کارخانه بود، چند دستگاه و چند کارگر. اما وقتی وارد هنر-صنعت مبلمان شدیم با موضوع کاربر نهایی مواجه شدیم و این خیلی هیجان انگیز بود؛ آدم های مختلف، سلایق مختلف، نظرات مختلف. باید به همه این ها توجه می کردیم.»

در تولید صندلی اداری آن هم بیست سال پیش، شاید کمتر کسی به «سلیقه»  مخاطب نهایی فکر می کرد، صندلی های اداری همیشه ساده با یک کاربرد مشخص بودند و تنوع چندانی در طرح و فرم نداشتند و البته کسی هم ازشان انتظار متنوع بودن نداشت. اما علیرضا که معتقد است با وجود اینترنت فرقی ندارد ایران کار می کنی یا امریکا، کم کم به کمک همین اینترنت به جریان جدیدی از سلیقه مردم در جهان علاقه مند شد: بازگشت دوباره صندلی های سبک مدرن میانه قرن بیستم، به بازار مبلمان و دکوراسیون. سبکی که گرچه شاید ریشه در طراحی منطقه نوردیک داشته باشد اما بیشتر از همه با آثار طراحان امریکایی مانند ایمزها شکوفا شد و به نوعی ادامه متفاوتی از راه باهاوس آلمان نیز بود.

تولید محصولات آیکونیک و تلاش برای همکاری با طراحان ایرانی

رازی از حضور دیزاین در زندگی روزمره

دقیقا هشت سال پیش بود که علیرضا دید صندلی های این سبک، دوباره بعد از ۶۰ سال بین مردم جهان محبوب شده اند، صندلی هایی آیکونیک با طراحی های برجسته و چشم نواز که که اتفاقا تولیدشان اصلا پیچیده نبود، این سوال در ذهن علیرضا نقش بست که چرا آن ها صندلی های این سبک را تولید نکنند؟

«اول از هر چیز ما دیدیم که دوست داریم خودمان این صندلی ها را در خانه و محل کارمان داشته باشیم، دوست داریم محصولی داشته باشیم که وقتی به نمایشگاه مبلمان می رویم بتوانیم آن را در غرفه مان استفاده کنیم. این مبلمان میدسنچری که به کاربردی بودن و طراحی مینیمال معروف است، داشت در جهان با متریال جدید تولید می شد، متریالی که هم محیط زیستی است و هم نقشش در بحث فنی مطرح است. اما اینجا [در ایران] شجاعتی می خواست که تو بگویی من یک صندلی تولید می کنم که کلا چهار کیلوست، برخلاف صندلی های اداری که هشتاد نود قطعه دارند، قطعات زیادی ندارد و چندبرابر راحت تر است. اما ما بلاخره این کار را کردیم. جالب است بدانید این صندلی ها همان شصت سال پیش هم که تحریم سیاسی و اقتصادی نبود، در ایران بوده اند و تصاویر بسیاری ازشان وجود دارد. گرچه در تولید این صندلی ها مسئله کپی رایت وجود دارد و ما تا جایی که بتوانیم، ایمیل می زنیم و حق تولید را تحت لیسانس تولیدکنندگان اصلی پیگیری می کنیم اما در نهایت به این نتیجه رسیدیم که زندگی کوتاه است و دوست داریم کاربر ایرانی هم از نشستن روی این صندلی لذت ببرد.»

البته علاقه استیل هامونی ها به طراحی فقط به تولید طراحی های آیکونیک خلاصه نشد و از همان هشت سال پیش با دانشجویان و فارغ التحصیلان طراحی در ارتباط بوده اند، گرچه تاکنون محصولی که طراحی ایرانی داشته باشد تولید نکرده اند اما چند پروتوتایپ داشته اند و رقم خوردن این اتفاق در برنامه هایشان است. علیرضا همان نگاه حمایتگری که به تیم جوانش دارد به طراحان جوان هم دارد.

«اینکه ما تا الان چنین محصولی تولید نکردیم همه اش به طراحان و تولیدنشدنی بودن کانسپت ها [طرح مفهومی] برنمی گردد. ما برای سرمایه گذاری روی یک طرح باید مطمئن باشیم که می فروشد و تجربه من می گوید طرحی که رد دات [جایزه جهانی مهم در طراحی محصول] برده است، می فروشد. طراحان ایرانی جوایز زیادی می برند و طرح های موردپسندی دارند. بعضی از این دانشجوها اگر قدرت تبلیغاتی مثل فیلیپ استارک [طراح برجسته فرانسوی] داشتند، طراحی هایشان تا الان در اروپا تولید شده بود. فیلیپ استارک هم کانسپت هایش خیلی نشدنی بنظر می رسد اما کارتل پول تمام طرح هایش تا پنج سال بعد را هم داده است. بنابراین اگر تا الان این اتفاق در استیل هامون نیفتاده یا توانایی اش را نداشتیم، یا اراده اش وجود نداشته و با اولویت نبوده. اما به زودی این کار را خواهیم کرد.»

بعد از اینکه پیشنهاد علیرضا در جلسات مشورتی کسب و کار خانوادگی شان با موافقت روبرو شد، استیل هامون تولید صندلی های آیکونیک را آغاز کرد و این یک ماموریت شخصی دیگر خانواده رضوی نژاد بود؛ یعنی آوردن محصولات دیزاین شده به محیط زندگی روزمره مخاطبانشان.

تشابه دغدغه ها در صنعت مبلمان ایران و امریکا

صادرات یک سرویس؛ سوغات و دستاور سفر

بعد از آن بود که علیرضا کم کم آهنگ سفر کرد. سفری کوتاه اما پربار هم برای خودش و هم استیل هامونی ها. آقای مهندس مکانیک که حالا در چم و خم فرایند تولید، طراحی و شناخت صنعت و کسب و کارشان استخوان خرد کرده بود، حالا باید برای طی کردن یک پله دیگر آماده می شد، چیزی که سعی دارد خیلی زیر بار عنوانش نرود؛ یعنی مدیریت. همین بود که سال ۹۶ برای ادامه تحصیل در رشته MBA راهی امریکا شد؛ البته از همان اول با سودای بازگشت.

«یک دوره کوتاهی بود که خیلی به بزرگ کردن ویژنم [چشم انداز] کمک کرد. اینکه ببینم مردم در خارج از ایران به چه چیز اهمیت می دهند، چطور فکر می کنند و ما به عنوان یک ایرانی، یک خاورمیانه ای، یک آسیایی چه چیزی داریم که خودمان و کارمان را از غربی ها متمایز کنیم؟ من در آنجا به نمونه هافکس که در ماه جون در شیکاگو برگزار می شود [نمایشگاه نئوکان] رفتم. دیدم مسائلشان مثل ماست؛ چه مشکلاتشان و چه خوبی ها و اتفاقاتی که خوشحالشان می کند؛ اگر اینجا ما دغدغه ارتباط با فروشندگان را داریم، آن ها هم دارند، اگر ما با کپی کاری روبروییم، آن ها هم هستند، اگر اینجا چند شرکت لیدر بازارند، آنجا هم همین است. اگر اینجا کسب و کارها خانوادگی است، آن جا هم کارگاه های مبلمان خانوادگی با قدمت صد ساله در میشیگان و کارولینای شمالی وجود دارد، کارگاه هایی که اکثرا مهاجران اهالی نوردیک با تجربه و یشینه شان در نجاری و کشتی سازی راه انداختند و برایشان مهم بود برای آیندگانشان هم بماند، چون مهاجر بودند، حالا نسل های بعد این خانوادگی بودن را مثل نشان افتخار به سینه می زنند و البته وجود این مجموعه ها با صد سال قدمت نشان می دهد، دانش مدیریتش هم وجود دارد.»

شناخت این وجوه تشابه و البته افتراق ها به علیرضا کمک کرد که دید وسیع تری به کارش داشته باشد. سعی کرد دانش مدیریتش را بالا ببرد و تا می تواند راه حل ها و ایده های آزموده شده را یاد بگیرد تا پس از بازگشت به کار ببند. اقامت همیشگی در امریکا می توانست یکی از گزینه ها برای او باشد اما برای او از اول مطرح نبود و خودش با صراحت می گوید:

«برای من رفتن یک تصمیم استراتژیک بود، چون می دانستم می خواستم برگردم. اصلا به من این کردیت [امتیاز] را نده که کار بزرگی کردم. الان که دارم این حرف را می زنم فکر می کنم مهم نیست که کجا هستیم، کجا زندگی می کنیم و کجا کار می کنیم؛ با این ابزاری که ما داریم؛ یعنی اینترنت، دیگر جغرافیا مهم نیست، الان فکر نمی کنیم چون در ایرانیم نمی توانیم یک کارهایی را انجام دهیم. یا اگر من امریکا می ماندم می توانستم کارهای دیگری بکنم. حالا راجع به چیزهایی که یاد گرفته ام با همکاران و دوستانم صحبت می کنم تا به یک نتیجه مشترک برسیم و آنها را بومی و ایرانی کنیم. یکی از دستاوردهای این سفر، به در نظر گرفتن یکی از ماموریت های شخصی من منتهی شد و آن اینکه که به زودی یک محصول و سرویس ایرانی را ببریم خارج از ایران؛ البته خارج از ایران هم عراق است، هم امریکا، مهم نیست اما دوست دارم یک سرویس ایرانی را معرفی کنم و کار سختی نیست.»

در توضیح مزیت رقابتی و گریز از شفافیت!

اهیمتِ آدم ها؛ مزیت استیل هامونی ها

بعد از مرور سریع سی و شش سال گذشته به استیل هامون به امسال و این روزها می رسیم. زمانی که استیل هامون به عنوان یکی از شرکت های شناخته در صنعت مبلمان در حال فعالیت است، با تیمی جوان که میانگین سنی شان ۲۵ سال است و خلاقانه تلاش می کنند در بهبود مستمر کسب و کار و بهره وری بیشتر موثر باشند. تیمی که شبیه به یک استارتاپ عمل می کند و همه از جمله خود علیرضا در آن چند نقش را بازی می کنند. تیمی که فقط منابع انسانی شرکت به شمار نمی روند. علیرضا خودش را یک «استیل هامونی» معرفی می کند و می شود از حرفهایش فهمید از منظر او و سایر مدیران این مجموعه فقط محل کار نیست، بلکه محیطی برای رشد است که فرهنگ خاص خودش را دارد. اما استیل هامون بعد از گذر این دوران و این تجارب، حالا خودش فکر می کند چه مزیت رقابتی در بازار دارد؟ سوالی که حتی اگر یک مدیر نسل هزاره ای باشی احتمالا می خواهی از پاسخ دقیق و واضح دادن به آن طفره بروی یا حداقل کمی زمان بخری برای رسیدن به جوابی که مثل سوال استراتژیک باشد؛ علیرضا هم با کمی چالش، از همین الگو پیروی می کند و با کمی مکث می رود سر پاسخ:

«ببین، استیل هامون به آدم ها خیلی اهمیت می دهد. این آدمها پرسنلش هستند، مدیرانش و مشتریانش. برای استیل هامون منافع مادی در اولویت نیست، یعنی زمان تصمیم گیری اول به سود فکر نمی کنیم یا هیچ وقت برای رسیدن به سودی که ضرر دیگران را در پی داشته باشد، نیت نمی کنیم. اما به جز این مزیت رقابتی ما تمرکز بر روی تولید داخلی است. استیل هامون توان تولید قوی دارد و در زیر یک سقف محصولات چوبی، فلزی و پلاستیکی صفر تا صد تولید با یک سیستم مدیریت و کنترل کیفیت می شود و در نهایت به مشتری می رسد. ما کالایی را تولید نمی کنیم که نتوانیم قطعاتش را خودمان بسازیم، چون در آن صورت نمی توانیم کیفیتش را در همان سطح نگه داریم یا زمان تحویلش را تنظیم کنیم، در جامعه ما لازم است فلکسیبل [منعطف] باشی و اگر قطعه سازت بیرون از مجموعه باشد، نمی توانی هم فلکسیبل باشی، هم هزینه ات کم باشد و هم سریع باشی.»

وقتی می پرسم این نگرانی از پاسخ کمی با میلنیال بودن در تضاد است و فاصله ما ار با فعالان صنعت مبلمان جهان نشان می دهد، هم این گزاره را می پذیرد و هم نه.

«ببین سهام یک شرکت مبلمان امریکایی در یکی از بازارهای بورس، مثلا نزدک ارائه می شود، مطابق قانون او باید شفاف باشد و ریز و جزئیات درآمدها و فعایت هایش را بگوید. بعضی چیزها هم افسانه هستند؛ مثل ایکیا، اگر ایکیا اطلاعاتی از فعالیت هایش می دهد حتما به نفعش است. اما در هیچ مس مدیایی [رسانه های جمعی] نمی بینی که اشاره شود ایکیا یک کرون هم مالیات نمی دهد و یا زندانیان کشورهای دیگر کارگرانش هستند. می خواهم بگویم فکر نکنیم جاهای دیگر همه چیز ایده آل است و اینجا نه. هر چند اگر بین ما هم این شفافیت وجود ندارد، نه فقط در صنعت مبلمان که در کل صنعت است و به ما و فرهنگمان مرتبط است که این فرهنگ را خودمان می سازیم.»

علیرضا رضوی نژاد؛ قائم مقام مدیرعامل استیل هامون

مدلی پنج ساله برای صادارت به خاورمیانه

جور دیگر باید دید؟

پای صحبت هر کدام از فعالان صنعت مبلمان که بنشینید، معتقدند مهمترین چالش برایشان صادرات است و به طرز دور از انتظاری علیرضا هم همین نظر را دارد اما باز هم برمی گردیم به اول صحبت هایمان و اینکه علیرضا این مشکل را در جبر جغرافیایی نمی بیند.

«مهمترین دغدغه صنعت بحث صادرات است، ما در ایران تولیدکنندگان زیاد و توان تولید بالا داریم، مثل این می ماند که حوضی کوچک و ماهی های نسبت بزرگ داشته باشیم. این ماهی ها سعی می کنند سهم همدیگر را بگیرند و این بعضی اوقات زیاد از حد و اذیت کننده می شود. ترکیه هم در تولید مثل ماست، اما بازار بزرگتری دارد. ما هم اگر بازار صادراتی داشتیم می شد یک حوض بزرگ و ماهی های کوچکتر. به عنوان یک ماهی کوچک می توانی چابک تر عمل کنی و وقتی شنا می کنی به ماهی های دیگر برخورد نمی کنی. وقتی بازار بزرگتری داشته باشی بهتر رشد می کنی، خلاقیتت بیشتر می شود، می توانی رفاه کارکنان را بالا ببری. اما ما حتی بازارهای منطقه ای مان را هم به خاطر حوادث اخیر از دست دادیم. با این حال ما خیلی امیدواریم بتونیم صادرات داشته باشیم. اگر ترکیه در یک بازه زمانی ده دوازده ساله به اینجا رسید، برای ما رسیدن به آن خیلی راحت تر است و مدل ما چهار پنج ساله خواهد بود. بازار چهارصد میلیون نفری خاورمیانه بازاری است که می توانیم به آن دسترسی پیدا کنیم، با وجود این که ما بین خودمان و کشورهای عربی تفاوت قائل می شویم اما در واقعیت همه ما به یک جوک می خندیم و از یک مدل مبل استیل خوشمان می آید و نیازهای مشترک داریم. بنظر من مشکل صادرات ما هیچ ربطی هم به تحریم ها ندارد، اصلا نمی خواهم بگویم چون ما تحریم هستیم نمی توانیم بفروشیم. خیلی راه های دیگری هست، همه چیز به دیدگاه و زاویه دید ما بستگی دارد.»

میانگین امتیازات ۴.۶ / ۵. تعداد امتیازات ۳۴

۲ نظر

  1. حسن حجتی

    ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ ساعت ۱۷:۳۲

    موفق باشید آقای رضوی نژاد عزیز

    پاسخ دهید

  2. همایون

    ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ ساعت ۱۷:۳۳

    پیشرفت اتفاقی نیست… همت بلند می طلبد..

    پاسخ دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

ثبت نام رقابت جوایز برترین های مبلمان جهان (FLA) آغاز شد

ثبت نام رقابت جوایز برترین های مبلمان جهان آغاز شد و تا 15 دسامبر 2020 (25 آذر ماه 1399) ا…