صفحه اصلی صنعت مبلمان اگر چین دیگر نخواهد کارخانه دنیا باشد، چه کشوری جایگزین آن خواهد شد؟

اگر چین دیگر نخواهد کارخانه دنیا باشد، چه کشوری جایگزین آن خواهد شد؟

کشور جایگزین چین
nowrooz

بدل شدن چین به مرکز تولیدی دنیا همواره قابل توجه بوده است. زمانی که این کشور در سال ۲۰۰۱ عضو سازمان تجارت جهانی (WTO) شد، بازیگر کوچکی در صحنه جهانی بود. اما بعد از سال ها اصلاح اقتصادی در حوزه تولید محموله های صادراتی، ورود رسمی این کشور به WTO سرآغاز افزایش تولیدات بود. از آن زمان تا به حال این کشور خود را در زمینه کارخانجات کم هزینه و تولید محصولات در صنایعی که نیاز به کارگر زیاد دارند، مانند منسوجات، اسباب بازی، کفش و مبلمان، به شرکت ها و نهایتا مصرف کنندگان در سراسر دنیا معرفی کرده است.
این صنایع سکوی پرش چین در جهت رشد اقتصادی و ورود به حوزه تولیدات پیشرفته تر مانند لوازم الکترونیکی بودند؛ همانگونه که پیش از این در مورد هنگ کنگ و کره جنوبی شاهد آن بوده ایم. با افزایش تخصص ها و دستمزدها این برتری، یعنی هزینه کمتر تولیدات چینی در صنایع کارگربر به سبب نیروی زیاد کار، کمرنگ تر شده است؛ چین حالا می خواهد روی تولید محصولات بسیار با کیفیت و البته گرانقیمت تمرکز و  به مصرف داخلی برای چرخش چرخه اقتصادی کند و کار تولیدی ارزان و تولید کالا های کارگربَر و پُرکار را به دیگران بسپارد یا به عبارتی در آینده یک کشور جایگزین چین خواهیم داشت.

کشور جایگزین چین

اما اگر این اتفاق رخ دهد، چه کشوری جای چین را به عنوان کارخانه ی دنیا پر خواهد کرد؟

این پرسشی است که گوردون هنسون (Gordon Hanson) استاد اقتصاد آموزشگاه هاروارد کندی در مقاله کاری اخیر خود برای دفتر ملی تحقیقات اقتصادی مطرح کرد که در حال حاضر پاسخ مشخصی برای آن وجود ندارد. پس از بررسی بهترین نامزد ها برای کشور جایگزین چین و بررسی این که خود چین ممکن است بخواهد این نقش را حفظ کند – حتی با یک سری تغییرات اساسی – او مجدد بر میزان بنیادی بودن این سوال تاکید می کند. او در ادامه اظهار می کند این که چه کشوری پا جای پای چین خواهد گذاشت همچنان مانند تکه ای از یک پازل باقی خواهد ماند.

کشور جایگزین چین

نامزد های احتمالی

این چنین به نظر می رسد که چین در حال حاضر به عنوان تولید کننده کالاهای کارگربر به جایگاه بالایی رسیده است. هنسون بررسی هایش را روی ۱۰ محصول منعطف می کند: منسوجات، البسه، کفش، کالاهای ورزشی، اسکوتر، اسباب بازی و تجهیزات و اتصالات مورد استفاده در بخش هایی مانند بهداشت، گرمایش و روشنایی. وی دریافت سهم چین از صادرات جهان که به بالاترین میزان خود یعنی ۳۹.۳% در سال ۲۰۱۳ رسیده بود، در سال ۲۰۱۸ به مقدار ۳۱.۶% کاهش پیدا کرده است. او اضافه می کند: این شکل تولید به احتمال زیاد مجددا به کار گرفته نخواهد شد. عواملی مانند رشد کند نیروی کار چین و بالا رفتن نرخ تحصیلات دانشگاهی در این کشور بر این مساله تاثیر گذار خواهند بود.
شاید بارز ترین مدعیان پر کردن این شکاف به وجود آمده و کشور جایگزین چین اقتصاد های در حال ظهور صادرات در آسیا یعنی هند، بنگلادش، کامبوج، اندونزی، میانمار، پاکستان، سری لانکا و ویتنام باشند. اما در این بین تنها کشور های بنگلادش، کامبوج و ویتنام رشد سهم قابل توجهی در صادرات کالاهای کارگربَر را در دو دهه گذشته تجربه کرده اند. به عنوان نمونه، بنگلادش به جایگاه دومین صادر کننده بزرگ پوشاک به واسطه هزینه های کم تولید این کشور دست پیدا کرده است؛ در حالی که ویتنام به جایگزینی مورد علاقه در زمینه تولید کفش و منسوجات تبدیل شده است.
هنسون می گوید: بنگلادش و ویتنام در این بین سریع ترین رشد را به خود دیده اند و اگر بپرسید چین بعدی چه کشوری خواهد بود انتخاب من این دو هستند. مساله اینجاست این کشور ها به اندازه کافی بزرگ نیستند تا به طور کامل جایگاه تولیدات چین را بگیرند؛ طوری که چین در آسیای شرقی در دهه ۱۹۹۰ این کار را انجام داد. بر اساس ارزیابی های هنسون جمعیت این دو کشور چیزی حدود ۲۶۰ میلیون نفر است – کمتر از ۲۰ درصد جمعیت چین ۱.۴ میلیارد نفری – و زمانی که بهره اقتصادی آن ها را در نظر می گیریم این کشور ها بیش از پیش در مقابل چین کوچک به نظر می آیند. با اضافه شدن کامبوج، آن ها کمتر از هشت درصد صادرات جهانی کالاهای کارگربَر را خواهند داشت.
گزینه های دیگر کشور جایگزین چین در اروپا، شمال آفریقا و خاورمیانه مانند رومانی، مراکش، تونس و ترکیه نیز چندان متقاعد کننده نیستند. بزرگ ترین صادر کننده این گروه یعنی ترکیه، برای سال ها رشد قابل توجهی در سهم صادرات این کالا ها نداشته است.

کشور جایگزین چین

خود چین به عنوان چین بعدی

این ممکن است که تولید کالاهای کارگربَر در چین باقی بماند؛ اما با تجربه تغییرات بزرگ تکنولوژی و در واقع ربات ها که به انجام کارهای پرزحمت مشغول می شوند در حالی که انسان ها روی کارهای با مهارت بیشتر تمرکز می کنند. چین یکی از سردمداران استفاده از ربات های صنعتی است اما به کارگیری آن ها تنها محدود به بخش هایی مانند تولید خودرو و لوازم الکترونیکی می شود و تا کنون نیز اشتیاق زیادی در به کارگیری این تکنولوژِی برای تولیدات کم هزینه نشان نداده است. دلیل این امر را شاید بتوان در جمعیت بالای کارگران با دستمزد پایین در این کشور یافت.
البته محدودیت هایی نیز درباره خود ربات ها وجود دارد؛ مواد نرم و انعطاف پذیر مانند پارچه می توانند برای ربات ها سخت باشند. کار هایی نیز مانند انداختن بند های کفش ها نیز بسیار سخت تر از آن هستند که بتوان آن ها را به صورت ماشینی و خودکار انجام داد. با وجود این که برخی شرکت ها در حال رسیدن به موفقیت هایی در این زمینه هستند، ماشینی شدن نمی تواند انقلابی سریع و فوری را در زمینه تولید کالاهای کارگربَر ایجاد کند.
هنسون احتمال دیگری را نیز در نظر می گیرد: چین به طور غیر یکنواختی توسعه پیدا کرده است؛ این به آن معناست که تولید بیشتر این کالا ها محدود به شهر های بزرگ است. این صنایع می توانند به بخش های دیگر کشور منتقل شوند و در این صورت چین می تواند جایگاه خودش را داشته باشد؛ توسعه مشابهی که در ایالات متحده پس از چنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. زمانی که کارخانجات تولیدی از مراکز شهری متداول به شهر های کوچک در سراسر کشور مهاجرت کردند و این امر به گسترش بزرگراه های بین ایالتی نیز انجامید.
با این حال در چین، شرکت ها مشتاق به انتقال دسته جمعی از مراکز تولیدی در ساحل شرقی به شهرهای داخلی نیستند؛ جایی که کمبود زیر ساخت های صنعتی به صورت بالقوه می تواند بهره وری آن ها را کاهش دهد. تلاش های دولت چین برای تشویق شرکت ها به حضور در این مناطق تا به حال موفقیت های چندانی نداشته است. هنسون می نویسد: می توان این مورد اقتصادی را مطرح کرد که چین احتمالا در آستانه تغییرات عظیمی در توزیع بخش های تولیدی خود باشد، اما یافتن مدارک تایید کننده این ادعا سخت است.

کشور جایگزین چین

نبود یک چین دیگر چه معنایی برای صنعت خواهد داشت؟

علی رغم تلاش رهبران زنجیره تامین در جهان برای یافتن منابع جایگزین و کشور جایگزین چین در صنایعی مانند مد و جستجوی احتمالات برای تولید این کالاها در جایی نزدیک تر به مشتریان نهایی در اروپا و ایالات متحده، خیلی از آن ها ترک چین را سخت و بسیار گران می دانند. زیر ساخت های تولید این کشور برنده رقابت قیمت های بی نظیر و کیفیت بالا باقی می مانند. این امر منجر به بوجود آمدن استراتژی چین +۱ شده که در آن شرکت ها بیشتر تولیدات خود را در چین نگه می دارند اما بخشی از آن را به کشور هایی مانند ویتنام منتقل می کنند.

اما اگر افزایش هزینه ها در چین ادامه دار باشد و شرکت ها این کشور را ترک نکنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟

از نظر هنسون نتیجه چنین اتفاقی می تواند روی قیمت کالاهای مد تاثیرگذار باشد. «مد سریع -تغییر سریع ترندها در محصولات حوزه فشن و پوشاک و عمرکوتاه مدت مصرف آن ها- نتیجه ظهور چین بود. ما به قیمت های بسیار پایین این کالاها عادت کرده ایم و نمی دانم که ما می توانیم بفهمیم که این کالاها نسبت به کالاهای دیگر چقدر از افزایش قیمت سرباززده اند یا نه؟»
تغییر محل تولید نوعی دیگر از نوآوری است که شرکت ها آن را امتحان خواهند کرد و توسعه هر نوآوری هم خطی و مستقیم نیست. البته اگرچه رسیدن به الگوی جدید زمان زیادی می برد اما وقتی این اتفاق بیفتد و همه ابعاد ماجرا روشن شود، این الگو به سرعت برای همه قابل استفاده است. شاید الان کشور و مکان جایگزین چین مشهود نباشد، اما معنی اش این نیست که هیچ وقت به پاسخ این پرسش دست پیدا نمی کنیم!

میانگین امتیازات ۵ / ۵. تعداد امتیازات ۱۱۲

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

فروشگاه های مبلمان مجددا تعطیل شدند

همزمان با اجرای مجدد طرح فاصله گذاری اجتماعی و مطابق اطلاعیه های ستادهای ملی و استانی مبار…