صفحه اصلی دکوراسیون و معماری داخلی چگونه مجسمه های گچی کارگاه طراحی را رونق داد

چگونه مجسمه های گچی کارگاه طراحی را رونق داد

۲
مجسمه های گچی

داستان مطرح شدن سبک و سلیقه ویولا لاناری (Viola Lanari) و مجسمه های گچی اش، با یک اتفاق ساده آغاز شد. او طراح جوان ایتالیایی است که در انگلستان زندگی می کند. در چند سال اخیر دست ساخته های گچی او که یادآور آثار آلبرتو جاکومتی (Alberto Giacometti) است، طرفداران بسیاری پیدا کرده است. داستان او را به روایت ایمی فارل (Aimee Farrell) می خوانیم که مشاور هنری، ویراستار و نویسنده مستقل انگلیسی است.

مجسمه های گچی لاناری
خانه ای که مثل کلاژ است

خلاقیت برای ویولا لاناری به معنای تلاش برای یافتن راه‌ حل است. او در سال ۲۰۱۱ به آپارتمان دو خوابه‌ ای در طبقه‌ فوقانی یک خانه‌ تراس‌دار زیبا با سبک معماری ویکتوریایی نقل مکان کرد؛ تنها یادگار صاحب خانه قبلی در آپارتمان، دو نورتاب (آباژور) رومیزی فلزی زشت بود که با سیم کشی در قفسه‌ دکوری اتاق پذیرایی جای گرفته بود. لاناری به جای اینکه سراغ پیچ‌گوشتی برود، با استفاده از مقداری گچ – که از پروژه‌ هنری‌ اش در دانشگاه ارتباطات لندن (London College of Communication)، باقی مانده بود – چراغ ها را بازسازی کرد. ابتدا با الهام از چراغ ‌های کوبیستی سر یک زن (Tete de Femme) اثر آلبرتو جاکومتی – مجسمه ساز سوئیسی دهه‌ ۱۹۳۰ – طرحی نیمه انتزاعی به شکل چهره‌ ای زنانه ایجاد کرد و بعد با ایده‌ پدید آوردن گلبرگ هایی لطیف، پایه‌های نامتقارن را با تنزیب گچ اندود نرم و خیس خورده‌ ، لایه بندی کرد. مجسمه‌های گچی ساخته شده ساده و دلربا هستند. یکی از آنها چهره‌ زنی را مجسم می کند. چهره ای صاف که به سختی قابل تشخیص است مانند مجسمه‌های مرمر قدیمی، و دیگری غنچه ای در حال شکوفایی را به یاد می آورد‌، که سطح ظریف گلبرگ های سفیدش با دست های هنرمند موج‌دار شده است.

مجسمه های گچی لاناری
فکر کردم برای کار اول بدک نیست

فقط برای سرگرمی بود

لاناری می گوید: «این تزئینات گچی روز اول فقط برای سرگرمی درست شد.» خانه لاناری نمونه کاملی از طراحی حداکثری (ماکسیمالیستی) است که به موزه کوچکی می ماند که مجموعه ای از آثار و دست ساخته های او را به نمایش می گذارد. دو نمونه از کارهایش را که کنار شومینه سفید رنگ اتاق نشیمن قرار دارند، نشان می دهد و می گوید: «با خوم فکر کردم برای بار اول بدک نیست، اما هیچ وقت فکرش را نمی کردم کار خاصی از آب دربیاد.» وقتی لاناری نورتاب (آباژور) های گچی خود را به چند منتقد طراحی و دوستانش نشان داد، بلافاصله مورد استقبال قرار گرفت. آنها نمونه هایی مشابه را برای پروژه های حرفه ای و خانه های خود سفارش دادند. حالا این مجسمه ها پایه و اساس کار او هستند. لاناری هر روز صبح مسیر ۲۰ دقیقه ای خانه تا کارگاه کوچکش را با فلکس واگن خود طی می کند؛ این کارگاه ۳۲متری قدیمی، سنگ فرش شده و پیچکی درهم تنیده آجرهای زرد نمای رنگ و رو رفته اش را پوشانده است. او در این کارگاه سخت تلاش می کند تا از پس سفارشات روزافزونی که به سویش سرازیر شده است، بر آید.

مجسمه های گچی لاناری
تغییراتی که پایانی ندارد

هیچ چیز ثابت نیست

به جز آن جفت لامپ هایی که اتفاقی ساخته شدند، دیگر وسایل خانه خاص و جذابِ لاناری دائما درحال تغییر است. او با اشاره به بوم های نقاشی کمیاب که با احتیاط به دیوار تکیه داده شده، چار چوب در، مبل آبی انتهای نشیمن، زیرانداز نقش پلنگی و کوسن های گلدار یا گلدوزی شده، می گوید: «من به ندرت چیزها را به دیوار آویزان می کنم، جای هیچ چیز ثابت نیست تا بتوانم به راحتی وسایل را جا به جا کنم و سرگرم شوم. این نوعی طراحی بی پایان و تغییری مدام است.» درواقع خانه ی لاناری مجموعه زنده، از عناصر و الهامات است. در گوشه گوشه خانه وسایلی هستند که او در گشت و گذار های هفتگی اش به بازار جمع کرده، از سرویس چای خوری کنیایی گرفته که کنار شومینه روی میز عسلی گرد طراحی خودش گذاشته است، تا قیطان دوزی از مد افتاده ای که در یک مزایده خریده است و حالاروی پشتی یک صندلی ویکتوریایی خود نمایی می کند.

مجسمه های گچی لاناری
به زودی نمایشگاه انفرادی آثار لاناری برگزار می شود

مثل یک کلاژ است

لاناری می گوید «دوست دارم به اشیاء و مواد نگاه کنم و با این فکر کلنجار بروم که با اینها چه چیزی می توان ساخت. از تناسب بین اشیاء و رنگ و جنس آنها یادداشت برمی دارم و همه چیز کم کم در ذهنم ساخته می شود.» آیینه دایره شکلی که لاناری از بازار خرده فروش ها خرید بود، از آخرین کار او سر درآورده است. این آیینه بخش مرکزی یک کنسول مستطیل شکل را تشکیل می دهد که پایه هایش از توری مرغی و تکه های اضافه پارچه گچ اندود، شکل گرفته و با دقت پردازش شده است تا بافتی خام به وجود آورد. لاناری در اتاق نشیمن دیوارکوب مخملی ژاپنی دارد که قهوه ای سوخته است و با دست نقاشی شده. او اشیاء این اتاق را که در کنار هم نشسته اند، نشان می دهد و می گوید: «مثل یک کلاژ است.» لاناری تصمیم دارد به زودی این آثار و دست ساخته های جدیدش را در نمایشگاهی انفرادی ارایه دهد.

مجسمه های گچی لاناری
هنوز هم گچ حرف اول را می زند

این ماده جان دارد

لاناری همواره دنبال نوآوری و ابداع روش هایی جدیدی در کار است. او با افزودن اکسیدهای فلزی و شیشه های رنگی به گچ، ترکیبات تازه ای به وجود می آورد و نتیجه آن را بررسی می کند.

مجسمه های گچی لاناری
او در این کارگاه تلاش می کند تا از پس سفارشات روزافزونش، بر آید.

این طراح جوان اخیرا کوره ای در یکی از کارگاه های نزدیک گرفته و تصمیم دارد مجسمه های سفالی نیز بسازد، اما بعد پنج سال که از اولین تجربه های او در کار با گچ می گذرد، هنوز هم این ماده نرم و انعطاف پذیر بیش از هر چیز دیگری او را جذب می کند، تا جایی که می گوید: «گچ سرشار از روح است.» این ماده می تواند مانند نمونه های ونیزی صاف و براق، یا زبر و زمخت باشد، بافتی انعطاف پذیر اما مقاوم، نازک و شکننده اما محکم دارد.

برگرفته از: نیویورک تایمز

میانگین امتیازات ۵ / ۵. تعداد امتیازات ۳۰

۲ نظر

  1. آذین

    ۱۳۹۹/۰۵/۱۲ ساعت ۱۴:۳۶

    به به چه هنرمند

    پاسخ دهید

  2. تیموری

    ۱۳۹۹/۰۵/۱۲ ساعت ۱۴:۴۰

    سبکشو دوست دارم

    پاسخ دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

نقشه راه و نکات طلایی بازسازی آپارتمان های کوچک

حرف از خانه که می شود اکثر ما رویای داشتن خانه های بزرگ قدیمی، با باغچه و حوض در وسط حیاط …