صفحه اصلی دکوراسیون و معماری داخلی پلنت؛ داستان شکل گیری یک فضای اداری تعاملی و نوآورانه در گفتگو با مجید کریمی

پلنت؛ داستان شکل گیری یک فضای اداری تعاملی و نوآورانه در گفتگو با مجید کریمی

۰
کارخانه نوآوری

همه چیز خام است، چوب ها نمای طبیعی دارند، پارچه ها زبر و درشت باف اند و نقش هایی ساده دارند. رنگ ها چشمگیر، طرح ها متنوع و اجزا همگی متحرک اند و گاهی حسی از ناپایداری ایجاد می کنند. اینجا پِلنِت است، البته کمی شلوغ به نظر می رسد اما زیباست و حس و حال حضور در طبیعت را زنده می کند. علاوه بر سازه های مربوط به فضاسازی، ده ها کالای مختلف که – بخش اعظم آن سازه هایی چوبی است – در گوشه و کنار آن به چشم می خورد. اینجا یکی از سالن های کارخانه نوآوری و تنها مرکز نوآوری صنعت بیمه ای ایران به شمار می آید و به سبکی باز و تعاملی، نظیر فضاهای اداری مستقر در سیلیکون ولی (Silicon Valley) طراحی شده است. طراحی وتجهیز پلنت را مجید کریمی – معمار و طراح داخلی و مبلمان – به عهده داشته است. با کریمی سوابق و تجارب اش پیشتر آشنا شده ایم. آنچه در ادامه می خوانید گپ و گفتی با او درباره پلنت و فضای نوآورانه آن است.

پروژه پلنت را معرفی کنید

سال ۹۷ بود که پروژه پلنت کارخانه نوآوری مطرح شد. کارفرمایان پیشنهاداتی گرفته بودند اما هیچ کدام رضایت شان را جلب نکرده بود. شرایط تقریبا مثل انتخاب مربی تیم ملی پیش می رفت. هم «زمان» نبود، هم «بودجه» کافی نداشتند و هم «انتظارات» بالا بود. پیشنهاد هایی که به دست شان رسیده بود، با ایده آل ذهنی شان زمین تا آسمان فرق داشت. یک روز در اتاق بازرگانی ایران و آلمان نشسته بودم و دفتری جلویم باز بود. صدای صحبت آدم های دیگر را می شنیدم که نرخ برابری یورو و ریال را محاسبه می کردند و یک دفعه نمی دانم چطور ایده مزرعه به ذهنم رسید و طرحی کشیدم که الان نتیجه اش پیش روی شماست.

پلنت کارخانه نوآوری آزادی
پلنت کارخانه نوآوری آزادی

در قدم اول از شما چه خواستند؟

ورد زبان کارفرما این بود که «یک مرکز نوآوری در فضایی شاد رنگی به ما بده» یعنی شابلونی ترین تعریف ممکن که باب روز بود و هنوز هم هست. البته خودشان هم دقیقا نمی دانستند چه چیزی می خواستند، البته برایشان مهم بود که بتوانند در مراسم افتتاحیه، مکانی آبرومند داشته باشند و حداکثر نفرات ممکن را در این فضا بچینند. در بهره برداری نگاه شان فیزیکی بود. در صورتی که من می خواستم این جا کاربردی باشد، بهره برداران با طیب خاطر از حضور در این فضا لذت ببرند و در کنار آن، ویژگی های دیگری مثل گرافیک چشمگیر و ظاهر خوب و آبرومند هم داشته باشد.

کار کمی چالشی بود. تلاش می کردم در کوتاه ترین زمان، با حداقل هزینه و با استفاده از نشانه های بومی، فضایی ایرانی را ساماندهی کنم. سخت ترین بخش کار این بود که می گفتند زمان نداریم و می خواستند بلافاصله و در حالی که طراحی و ایده مشخصی وجود نداشت، دست به کار شویم و ساخت و ساز را شروع کنیم. در همین گیر و دار من هم عازم سفری بودم که از پیش برنامه ریزی شده بود. تنها کاری که از دستم بر می آمد این بود که با کمک همکاران، مواد و مصالح خام بخریم و در حالی که طراحی هایمان نهایی نشده بود، زیر ساخت هایی – مثل هواساز و شبکه و امکاناتی از این دست – را فراهم کنیم و بر اساس یک ایده کلی و مبهم، قدم به قدم کار را جلو ببریم.

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

از صحبت های شما این طور برداشت می شود که پلن کاملی برای طراحی فضا تهیه نشده است

بالاخره تهیه شد. همزمان با شروع ساخت، نقشه ها، تری دی ها، پروپوزال، جزئیات معمارانه و همه چیزهایی را که رسم است، آماده شد. البته در این فاصله اعتماد کافی بین ما و کارفرما به وجود آمده بود، پس پشت موانع در جا نزدیم وکار را پیش بردیم.

وقتی هم پروژه به سرانجام رسید، متوجه شدند که انرژی و اعتماد شان به هدر نرفته و خوشبختانه الان همگی خوشحال و راضی هستند.

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

گفتید اولین ایده ای که به ذهن تان رسید، مزرعه بود، درباره آن کمی بیشتر توضیح بدهید

این جا پلنت – به معنی شبکه یا زمین – است و یکی از بخش های کارخانه نوآوری به شمار می رود. پس به هر حال کار باید نوآورانه می بود. از طرف دیگر کارکرد این فضا با اسم کارخانه چندان هماهنگ نیست، بنابراین سعی کردیم ذهنیت افراد را از کارخانه نوآوری به سمت مزرعه نوآوری و اکوسیستم نوآوری سوق دهیم. برای من هم فضاهای کویری جذاب است و هم کوهستانی مخصوصا فضاهای اقلیم بالای البرز البته در هر دو اقلیم تجربه طرح و ساخت بومی داشته ام. برای همین شاید بیشتر از کوهستان های البرز الهام های فرمی و رابطه فضایی گرفتیم. از طرف دیگر ردی هم از پیش فضا، حیاط مرکزی و اندرونی و بیرونی خانه های سنتی به چشم می خورد، منتهی این ها به شکلی نیست که بخواهم تئوریزه کنم یا مستقیما نشان بدهم. باید در فضا قدم زد و حس آن را درک کرد.

علت این مبلمان از مواد خام ساخته شده، همین علاقه به طبیعت است؟

تا حدودی بله. یعنی مثلا از ام دی اف به دلیل مشکلات و خطراتش استفاده نکردیم و به جای آن چوب افرا به کار بردیم. پارچه ها اغلب نخی است و سفارش مستقیم به بافندگان یزد. خام بودن مواد، علل دیگری هم دارد مثلا همان موضوع ضیق وقت و بودجه کم. البته بی تردید علاقه فردی ما هم مؤثر بوده است اما مثلا از جنبه اقتصادی، اگر می خواستیم به روش متعارف عمل کنیم، هر کدام از این ها با هزینه ای چند برابر به دست می آمد. مخصوصا در آن مقطع زمانی سال ۹۷، که گاهی در یک هفته چهار مرحله افزایش قیمت رو به رو می شدیم، یا کالایی کلا نایاب می شد. هیچ یک از کالاهای این مجموعه سفارشی نیستند. مثلا جعبه های نظامی را که بخشی از مبلمان فضا هستند، خودم تک تک انتخاب کردم.

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

ولی من اینجا را اقتصادی نمی بینم. همین استفاده از مواد طبیعی، قیمت کار را بالا می برد

بله- قیمت شان بالاست اما ما از ترفندهایی در فرایند تولید استفاده کردیم که قیمت را کاهش داد. مثلا پایه های چوبی و فلزی تمام میز و صندلی ها به غیر از یک مدل را خودمان طراحی کردیم، رنگ های صنعتی و ساختمانی را بر اساس رنگ بندی معماری و کفپوش ها سفارش دادیم، مواد مورد نیاز برای ساخت رویه ها، به شکل پالت خریداری شد و همه را به کمک مهارت های کارگاهی خودمان ساختیم، پارچه های نشیمن ها به طور عمده از بازار تامین شد و خیاط همین جا، رویه ها را آماده کرد و همین جا پر شد. با مشابه این روش عدد و رقم ها برای چنین پروژه ای، به حداقل ممکن رسید.

چند درصد در هزینه ها صرفه جویی شد؟

به طور تقریبی می توانم بگویم که به یک چهارم تقلیل پیدا کرد.

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

فضا از دید من کمی شلوغ و بی نظم به نظر می رسد. با این شیوه چه چیزی را می خواستید بیان کنید؟

ایده اصلی بر اساس فلسفه وجودی بیمه بر تقابل امنیت و نا امنی و آرامش و آشوب استوار شده است. وضعیت فعلی در اثر استفاده و تغییرات در بهره برداری، ناخودآگاه اتفاق افتاده و شاید تا حدی بازتاب شلوغی خودمان باشد. اینجا می خواستیم با تنوع ابژه، امکانات و فضا، هارمونی ایجاد کنیم. نکته دیگر این است یک فضای مستطیل شکل صنعتی در اختیار داشتیم، الان حدود ۲۰ نوع تنوع فضایی داریم، پس باید اینقدر گوناگونی فراهم می کردیم که کاربرها بتوانند جایگاه و تنوع خاص خودشان را در کشف فضا پیدا کند، و فضا برایش مطلوب شود. در نهایت به این موضوع هم توجه کنید که در چنین فضایی، که سرانه نفرات بالاست، بی نظمی اجتناب ناپذیر است. اگر یک روز بچه ها تعطیل باشند، باز می توان اینجا را به نظم و آرایش اولیه برگرداند.

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

تاکید کردید که فضا حس و حال شرقی دارد، اما این حس حال در محصولات دیده نمی شود. نظر خودتان چیست؟

یاد حرف مرحوم علی حاتمی می افتم. پنکه سقفی شرقی است یا غربی؟ غربی است ولی حال و هوای شرقی هم دارد. پنکه سقفی که می بینیم، یاد خانه مادربزرگ می افتیم. ما ناگزیر باید که از امکانات مدرن استفاده کنیم چون قرار است دفتر کار درست کنیم. چرخ را که نباید دوباره اختراع کنیم. مثلا کانال های پارچه ای  تهویه وارداتی است و هم کاربری و هم هزینه و معماری را یاری کرده. همینطور تنوع حالات مختلف در نورپردازی به فراخور نوع فعالیت و ساعات کاری. شیوه استفاده از امکانات روح خاصی به کار می دمد. فرضا من دفتری دارم که مبلمانی کاملا استاندارد دارد اما توی تراس می نشینیم و کار می کنم. نوت بوک و اینترنت وای فای دارم، اما وسایلم را روی زمین می گذارم.

از لحاظ فرمی هیچ عمدی نداشتید که نتیجه شرقی به نظر برسد؟

تعصبی نداشتم…اما اما به روایت بازدیدکنندگان ایرانی و خارجی شده است و همان طور که گفتم می توان نشانی هایش را در محیط پیدا کرد.

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

چرا اصرار داشته اید که این جا از فرم های منظم استفاده نکنید. دایره، مثلث، مربع در محصولاتی که برای این محیط طراحی کرده اید، به چشم نمی خورد

فرم حاکم بر فضا خیلی منظم است. پس شاید طراحی محصولات عکس العملی به نظم فضا باشد. ضمن اینکه قرار بود گروه هایی که اینجا می نشینند، خلاق و مولد باشند. پس باید در طراحی محیط هم خلاق می بودیم و چارچوب های ذهنی را می شکستیم.

یعنی همان ایده کارخانه نوآوری، در طراحی محصول هم مطرح شده است؟

بله – فکر می کنم در فضاهای دیگری که طراحی کرده ام، بالای هشتاد درصد المان منظم اند و از دایره و مستطیل خارج نمی شوند. این جا عمدا همه چیز اینقدر نامنظم و نتراشیده و نخراشیده است و پیوند مستقیمی با طبیعت برقرار می کند.

خب برویم سراغ محصولات. فکر می کنید چقدر این مبلمان، رمپ، میز و صندلی ها و دیگر آیتم هایی که به کار رفته اند، توانسته با فضای کارخانه رابطه برقرار کند و با همدیگر هماهنگ شوند؟

من دو سه ماهی نبودم و الان که برگشته ام این فضا هنوز برایم مطلوب است و به نظرم افت نکرده است.

قبلاً گفته بودید برای این فضا نزدیک صد محصول طراحی شده است راستش کمی به نظرم مبالغه آمد ولی الان که نگاه می کنم، همین مقدار محصول جدید دور و اطراف به چشم می خورد

بله – می توانید بشمارید. البته این مجموعه نتیجه کار گروهی است، حالا چون من سر تیم هستم بیشتر به اسم من شناخته می شود. دقیقا همین داستان درمورد آقای کریمی که مدیر ارشد این مجموعه است، اتفاق می افتد و کل مجموعه را با ایشان بیشتر می شناسند.

تنوع محصول خیلی زیاد است. یک چیزهایی طبیعی و منطقی است، مثل میزها، سایت های کاری یا قفسه ها. اما صندلی ها – هم اداری و هم غیر اداری -تنوع اغراق آمیزی دارند

محصولات اداری تنها سه نوع کلیشه دارد. بیشتر تفاوت ناشی از تنوع رنگ است. سه رنگ مختلف داریم که اگر ضرب در سه کلیشه صندلی اداری کنید، نه شکل مختلف ایجاد می شود. انواع پارچه ها را هم که اضافه کنید، نزدیک نود نوع صندلی مختلف به دست می آید. تنوعی که به آن اشاره می کنید به این شکل به وجود آمده است.

بخشی از مبلمان هم کاربری چندگانه دارد. مثل لاکرها و پارتیشن ها و کانترها و مبلمان جلسات نیمه خصوصی و استراحت.

محصولات متفاوت و منحصر به فرد به نظر می رسند

فکر می کنم این ویژگی تا حدی به دغدغه های شخصی هم مرتبط است. من دائم به این موضوع فکر می کنم که کار تازه ای انجام دهم چون هم علاقمندی وجود دارد و هم تیمی نسبتا کار آزموده، باانگیزه و حرفه ای. البته باید اعتراف کنم بخشی از این تنوع از جایی آمد که ما زمان تجهیز کارگاه، ترجیح دادیم حتی صندلی و میزهای کانکسی، کارگاهی و مهندسی هم دیزاین شده باشد. با وجود اینکه ممکن بود آسیب ببینند، اما می توانست چشم انداز پیش رو را به بازدید کننده ها و پیمانکاران و بهره برداران نشان دهد. بعد از پایان کار بخش زیادی از این مبلمان را همین جا چیدیم. برای همین تنوع زیادی به چشم می خورد.

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

برای بیننده این تصور پیش می آید که شما در این پروژه فرصت را غنیمت شمرده اید و هر چه در توان داشتید در زمینه طراحی محصول به نمایش گذاشته اید

شاید این طور باشد. هر چند قبلا از این دست فرصت داشته ام و افراط نکرده ام. هر چند کار خطرناکی است. اگر طراحی ها در خدمت پروژه نباشد، ممکن است نتیجه معکوس به بار بیاورد. به نظر من همه طراحان دچار این وسوسه می شوند. همین تنوع را ما در دفتر خودمان هم داریم.

گاهی ارتباط اشیا  کاربردی شما را از پردازش در دکوراسون بی نیاز می کند و نوع دیگری از سادگی به ارمغان می آورد.

بگذارید خاطره ای تعریف کنم. یکی از دوستانم که با شور و انرژی فراوان، تازه فارغ التحصیل شده بود، مسجدی برای بیمارستان شریعتی می ساخت. در همان زمان مادرش فوت کرد و او کار خود در این مسجد را وقف مادرش کرد. چند وقت بعد که برای مراسم ختمی آنجا رفته بودیم، دوستان به شوخی می گفتند: «محمد هرچی فن بلد بوده، در این مسجد پیاده کرده است.» به هرحال جوان تر ها گرایشی طبیعی به عرض اندام دارند. علت دیگر شاید این باشدکه آدم فکر می کند شاید فرصت دیگری به دست نیاورد. البته زمان این پروژه، سن من کمی بالاتر رفته بود و حواسم جمع بود که به دام این وسوسه نیفتم. اما این گوناگونی به نظرم برای اینجا ضروری بود.

چرا یک نفر باید اینقدر به خود زحمت بدهد و صندلی اداری طراحی کند. چیزی که به راحتی می توان از بیرون تهیه کرد

مثل مشق شب است. صندلی اداری همیشه یک کالای ملال آور بوده است و معمولا این حس را ایجاد می کند که «چرا باید اینجا بنشینم». برای همین می خواستم اینقدر تنوع ایجاد کنم که کاربر بتواند خود انتخاب کند و خستگی محیطی را با یک جا به جایی یا تعویض صندلی از تن بیرون کند. نکته دیگری که برایم پررنگ بود و هنوز هست به این پیشداوری بر می گشت که صندلی اداری باید پایه کروم باشد. ما همیشه گرفتاری داشتیم و می گفتند «فقط تو هستی که پایه رنگی می پسندی و کسی آنها را نمی خرد!» اینجا می توانستیم صندلی اداری با تیراژ بالا تهیه کنیم، پس دل به دریا زدم و استفاده از رنگ را تجربه کردم و حتی رنگ گلبهی را -که خیلی سخت پیدا می شد – امتحان کردم. این فرصتی برای تجربه کردن و اثبات یک ایده بود؛ همگرایی معماری و مبلمان. از طرف دیگر سعی شده است با مانور دادن روی این کالا، فضای ملال آور اداری را شکسته شود. این را هم اضافه کنم که به نظر من هر کاری، دوره خاص خود را دارد. مثلا روحیه ما در این پروژه به دلیل محوریت اصلی آن در سال ۹۷ به تقابل سادگی و آرامش گوناگونی و حتی تشویش، گرایش داشت. حتی بالکن ها پله ها و نیم طبقه ها گاهی لرزان است و بدون ستون. شاید سال ۹۹ خیلی آرام تر باشد یا به سمت مینیمالیسم برود. غیر از اینکه موضوعات اجتماعی و بستر های بیرونی هم بر پروژه سایه می افکند، حال و هوای شخصی طراح و بضاعت نیروی انسانی و پیمانکاری هم در خروجی مؤثر است.

بعد از بازی مرحله اول جام جهانی که ایران با بوسنی بازی کرد و باخت، مربی بوسنی گفته بود: «نمی دانم چرا تیم ایران این قدر عقب بازی می کرد؟» و کارلوس کی پاسخ داده بود: «بازیکن های بوسنی را به من بدهید، تا نشان بدهم تیم من چطوری بازی می کند.» به هر حال ما با توجه به بضاعت مان کار می کنیم.

کیوسک هایی اینجا وجود دارد که چیزی بین محصول و فضا سازی است

این نیازی تازه در فضاهای استارت آپی و کو ورکینگی است و هنوز اصطلاحات مربوط به آن معادلی سازی نشده است. وقتی فضایی بزرگ، به صورت مشترک مورد استفاده قرار می گیرد، باید کیوسک هایی برای جلسات و مکان هایی برای استراحت وجود داشته باشد. این فضا ها در اروپا معمولا خیلی ساده است و فقط به منظور برطرف کردن نیاز طراحی می شود اما پایش به ایران که رسید، مثل خیلی چیزهای دیگر داشت به سمت فضاهای سانتی مانتال می رفت. در کشورهای دیگر شرکت هایی وجود دارد که کیوسک تولید می کند، ولی در ایران هنوز وجود ندارد. پس هم به دلیل مسائل اقتصادی، هم کمبود زمان و هم در جهت ایجاد خودباوری، نمونه هایی طراحی کردیم. اتفاقا چون باید کار همین جا جمع می شد و روی ادامه موکت ها می نشست، نتوانستیم از تیم خبره مان کمک بگیریم. بخشی از مفهوم مزرعه همین جا ساخته شد. در فضای مزرعه تقریبا چیزی دور ریخته نمی شود. مثلا پسمانده غذا، خوراک حیوان ها می شود و باز به خودمان بر می گردد. اینجا هم سعی کردیم همین روش را به کار ببریم و از مواد موجود و نیروی انسانی حاضر استفاده کنیم و نیاز چندانی به بیرون نداشته باشیم.

کمی بیشتر راجع به تم این جا (پلنت)، امنیت و نا امنی، توضیح دهید

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

در واقع در مرحله شخصیت دهی، امنیت و نا امنی به عنوان کلمات کلیدی پلنت کارخانه نوآوری انتخاب شد چون قرار بود اینجا پایگاهی برای صنعت بیمه‌ باشد و بیمه مرتب با این دو موضوع سر و کار دارد. یکی از مهم ترین دلمشغولی های بشر موضوع امنیت و نا امنی است و بیمه یعنی خرید امنیت و همین برای ما موضوعی چالش برانگیز بود. البته اینجا به موضوع ریتم و تعادل هم پرداخته شده است. در همه پروژه ها کلیدواژه هایی از این دست وجود دارد.

این کلیدواژه ها با توجه به کاربری فضا تعریف می شود؟

بله، ولی نه به صورت شعاری. برای ساده سازی ممکن است ایده های مان را به کلمه تبدیل کنیم تا بتوانیم مفهوم را بسازیم. مثلا برای یک مرکز مددکاری اجتماعی که در حال حاضر روی آن کار می کنیم، جمله «فقر، فخر من است» را به عنوان ایده کلی انتخاب کرده ایم. هنوز نمی دانیم نتیجه چه خواهد شد ولی همین موضوع کمی کمک می کند که مسیر یابی کنیم. البته همان طور که گفتم این فرایند نباید کلیشه ای باشد چون نتیجه آن اصلا به دل نمی نشیند.

چه مدت طول کشید تا این جا به بهره برداری برسد؟

بعد از پیش تولید، بهمن و اسفند کارگاه ساختمانی راه اندازی و جمع شد، تا نیمه اردیبهشت هم کارگاه معماری داخلی و دکور مان برچیده شد. بخش قابل توجهی از مبلمان این مجموعه، همین جا ساخته شد، یعنی از کارخانه و کارگاه ها، تیم ها و ابزار های شان را آورده بودیم، که تا جای ممکن در زمان صرفه جویی شود. تا نیمه خرداد، چیدمان و دکوراسیون هم به سرانجام رسید و در نهایت دو هفته ای مشغول پیرایش و تمیز کردن فضا بودیم. باید اضافه کنم که همه این مراحل بسیار جذاب بود و ثابت کرد که «کار نشد ندارد».

شما هم با این چالش روبه رو بوده اید که در قدم اول کارفرما ایده هایی بسیار پیشرویی را مطرح کند اما در نهایت همان نتایج و دستاورد های سنتی را طلب کند؟

در مورد پلنت خیر. چون این جا دیگر مجالی نبود که مسیری غیر از این طی شود. از جایی که اعتماد متقابل ایجاد شد، کارفرما خیلی هوشمندانه برخورد کرد. رشد سریع کار برای کسانی که از پروژه بازدید می کردند، بسیار جالب توجه و چشمگیر بود. البته نقطه نظرات در ابتدا خیلی واگرا بود و دائم دستخوش تغییر و تحول می شد اما بالاخره کارفرما قانع شد که در مسیر درستی حرکت می کنیم و وقتی فرکانس های ذهنی با همدیگر سازگار شد، اجازه دادند که ناخدا کشتی را به ساحل برساند. پیوندی که می خواستیم در کل فضا تعریف شود، باید در تیم اجرایی هم به وجود می آمد، این مرحله سختی از کار بود. یک چند جا هم مجبور شدیم مجموعه را هرس کنیم و مزاحمت ها را کاهش دهیم.

دشواری جدی ما شرایط بیرون کارگاه بود. حالا وقتش است که بگویم این جا همزمان با چند توقف به دلیل موانع بخشنامه ای، بدون استفاده از جرثقیل بازسازی و تجهیز شده است. حتی تیرآهن های بزرگ هم دستی حمل شدند. برای این که داشتند کل فضای کارخانه را بتن ریزی می کردند و ما هم زمان نداشتیم که منتظر پایان کار آنها بشویم و باید پروژه پیش می رفت. تنها ابزارهایی که توانستیم به کار ببریم، جرثقیل دستی و قرقره بود. چالش زیادی داشتیم ولی چون تیم مان منسجم شده بود، افتان و خیزان پیش می رفتیم. همزمان اتاق فکر بهره بردار داشتیم. اعضای تیم در همان محیط کارگاهی، مشغول به کار شدند و فضاهای مختلف را بررسی کردند. همین موضوع باعث شد بتوانیم کارمان را رتوش کنیم. برنامه ما این نبود که فقط فضایی مهیا کنیم و بعد جارو کنیم و بگوییم این کلید در اختیار شما!

پلنت کارخانه نوآوری
پلنت کارخانه نوآوری

چقدر این پروژه تعاملی است. یعنی آیا در کنار این پروژه هستید، حس کاربرها را رصد می کنید و اگر مشکلی وجود داشته باشد، به شما منتقل می شود؟

بله – چون بخشی از کاربران فعلی فضا از زمان ساخت پروژه همراه ما بودند، هنوز هم با آنها تعامل داریم، ولی از تک تک کاربرها نظرخواهی نشده است. حس گروهی شان منتقل می شود یا اگر مورد خاصی پیش بیاید، من در جریان قرار می گیرم. خوشبختانه تا الان نیازی به دخل و تصرف جدی نداشته ایم. کاری که کاربرها خودشان انجام می دهند، این است که چیدمان را مرتب عوض می کنند. به غیر از میدان بزرگ وسط که میزهایش برای خود آن فضا، شابلن بندی شده. چیزی نیست که قابل تغییر نباشد و همه کاربرها در این کار مشارکت دارند.

یعنی فضا آنقدر منعطف است که خود کاربر می تواند آن را تغییر بدهد و نیاز نیست که یک به یک به شما منتقل بشود؟

بله- در اغلب موارد کاربر می تواند آزادانه چیدمان را تغییر بدهد چون این فضا در اختیارگروه هایی است که ممکن است از یک نفر شروع بشود و به ده نفر برسد، بنابراین جا ومکان شان در فضا تغییر می‌کند و بنا بر نیازهای مختلف شان، فضای مورد نیاز خود را تعریف می کنند.

تجهیزات این محیط به گونه ای طراحی شده که همه اجزایش – به جز اتاقک تأسیسات – را می توان از این مکان به مکانی دیگر منتقل کرد. یعنی اگر دو سال دیگر ساختمان و سوله دیگری در اختیار بگیرند، می توانند همه را جمع کنند و با خود ببرند. مجموع این ویژگی هایی انعطاف فضا را زیاد می کند و دست کاربر را برای تعریف جایگاه مورد نیاز خود باز می گذارد. مثلا کافه ای که این جا قرار داده ایم، چند ماهی در انتهای سالن بود، بعدا که جانمایی و چیدمان گروه ها مشخص شد؛ به راحتی کافه را جا به جا کردیم.

مجید کریمی معمار، طراح داخلی و مبلمان : طراح پلنت در کارخانه نوآوری
مجید کریمی معمار، طراح داخلی و مبلمان؛ طراح پلنت در کارخانه نوآوری

آیا دوست دارید چنین پروژه ای را با همه چالش ها و محدودیت هایش دوباره تجربه کنید؟

راستش با توجه به تخمین  موانع، سختی پیش رو و امکان ناکامی  برای من جذابیت چندانی بالایی نداشت. وقتی هم قرارداد می بستم، تخفیف دومی به کارفرما ندادم. البته بعد از اتمام پروژه کارفرما اذعان کرد  با توجه به مازاد خدمات کمی و کیفی  و نتیجه در ظرف زمانی و ریالی  پروپوزال ماکاملا منصفانه بوده است. از ابتدا با این دید وارد گود شدم که تغییر و نقطه عطفی در زمینه طراحی دفاتر ایجاد کنیم. برای همین اگر بخواهم به سوال شما پاسخ دهم باید بگویم باید دوباره چند نمونه دیگر انجام شود، تا قلق کار کاملا به دست بیاید.

میانگین امتیازات ۰ / ۵. تعداد امتیازات ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

خانه های سبز و دکوراسیون هایی تماشایی

بهره گیری از رنگ سبز در طراحی فضای داخلی و دکوراسیون و در نتیجه داشتن اتاق نشیمن، حمام و آ…