صفحه اصلی خواندنی ها محصولات بازگشت رادیوی هفتاد ساله ایمز به دنیای طراحی

بازگشت رادیوی هفتاد ساله ایمز به دنیای طراحی

۰
رادیوی ایمز
ارسال خبر

بیش از ۷۰ سال پس از اولین طراحی، کمپانی ویترا یکی از طراحی های منتشر نشده زوج ایمز را تولید کرده است. محصولی که سال ۱۹۴۶ طراحی شده بود. چارلز و ری ایمز (Charles & Ray Eames) به دنبال یافتن روشی برای فرم دهی به تخته چندلایی بودند و روش ابداعی خودشان را برای طیف وسیعی از تولیدات مشهورشان مانند صندلی های ایمز به کار بردند. این روش اما به طور ویژه برای تولید قاب هایی با تخته چندلایی برای رادیو استفاده شد. تا سال ۱۹۵۲، این دو، تقریبا ۲۰۰ هزار قاب رادیو را برای طیف وسیعی از شرکت های مختلف ساختند. با این حال طرح مورد علاقه آنها هیچگاه به عنوان یک طراحی نرمال مورد پسند مشتری ها برای تولید انبوه نشد.

رادیوی ایمز
رادیوی ایمز

رادیوی ایمز

در نمایشگاه مزون اند ابژه ۲۰۱۸ (Maison et Objet)، چارلز و ری به رویای افزایش مقبولیت دستگاههای کوچکتر و مدرن تر رسیدند؛ آن هم با احیا کردن طرح رادیوی ایمز توسط نوه شان. این رادیو دارای یک آنتن، سطح مشبکی دایره ای برای بلندگو، دو دکمه چرخشی و چهار دکمه تنظیم کننده دیگر است. همچنین در این بازطراحی، روکش زیبای چوب گردو کنتراست چشمگیری را در ظاهر این رادیو ایجاد کرد. به این رادیو صفحه نمایشی اضافه شد که با انحنای گوشه ها ظاهری مدرن به آن بخشید. امضای ایمز هم پایین سمت چپ دیده می شود. بخش تکنیکال رادیو را هم تولید کننده بریتانیایی REVO که به فناوری روز مجهز است، تولید کرده و تنها ۹۹۹ عدد از آن را ساخته است.

 رادیوی ایمز - ایمز دمتریوس نوه ایمزها و مدیر شرکت ایمز
ایمز دمتریوس نوه ایمزها و مدیر شرکت ایمز

دیزاین بوم در گفتگویی با ایمز دمتریوس (Eames Demetrios) هنرمند و نوه دختری ایمزها درباره تولید مجدد محصولات ایمز و پشت پرده بازطراحی این رادیو پرسیده است.

در ابتدا، به عنوان نوه­ چارلز و ری ایمز، چطور به توسعه فعالانه تولید طرح هایی که به ارث برده اید کمک می کنید؟

خب من مدیر شرکت ایمز هستم. شرکتی که به حفظ کردن و گسترش دادن کارهای چارلز و ری ایمز می پردازد. من و چهار خواهر و برادرم (کارلا، بیرون، لوسی و لیزا)، هر کدام نقش خود را در این مسئولیت داریم و علاوه بر ما این کارمندان نیز در کنار ما حضور دارند. من علاقه مندم که آثار و ایده های ایمز را به صورت محصول و فیزیکی متجلی کنم. اما ما (با همکاری نزدیک با همکارانمان) باید در مورد هر محصولی که ساخته می شود مطمئن شویم و تحقیقات هم هیچ وقت به پایان نمی­ رسد. چاه ایمز خیلی عمیق است! من شخصا در آرشیوهای سراسر جهان جست­ و جو کرده ­ام و صدها ساعت مصاحبه با دوستان و همکاران چارلز و ری انجام داده ­ام و سعی دارم خود را به چالش بکشم و وارث بهتری برایشان باشم .

چگونه با وجود نوآوری های تازه و تغییرات روزافزون محصولات همچنان مقید به اصول قدیمی ایمزها هستید؟ با این چالش چگونه مقابله می­کنید؟

اولین چیزی که باید ب­گویم این است که چارلز و ری ایمز از خانواده خواستند تا این نقش را بپذیرند. کدام نقش؟ این نقش که تضمین کننده نام ایمز و لوگوی ایمز و نشان دهنده اعتبار و برآمده از آن باشند. [بین اصالت در اثر هنری و دیزاین تفاوت وجود دارد] وقتی شما نقاشی «شباهنگام» رامبرانت را در موزه ریجکس آمستردام نگاه می­ کنید، آن جا تنها جایی است که می­ توانید آن را ببینید. و زمانی که جلوی آن می ایستید، موقعیت شما نسبت به بوم، دقیقا همانی است که رامبرانت با بوم داشته و او همانجا ایستاده بوده است؛ این خارق العاده است اما اینکه مفهوم یک شیء منحصر به فرد راهش را برای بقا، در تاریخ با جدال باز کند، با اصالت طراحی و دیزاین در تضاد است.

چندگانگی در طراحی ذاتی است. البته استثنا نیز وجود دارد – طراحی مناظر یا ساختمان ­ها معمولا منحصر به فرد هستند و طراحان زیادی هم یک شیء واحد را در یک نسخه طراحی و تولید کرده ­اند- اما طراحی های مبلمان چارلز و ری ایمز به این شکل نبود که محصولی را طراحی کنند که برای همان زمان و مکان طلسم شده باشد. بلکه درباره­ آفرینش سیستم و ایده ای بود که تجربه میهمان و میزبان بودن را دوباره و دوباره به آن­ها بدهد. برای مثال ری و چارلز ایمز یک صندلی طراحی کردند که ویترا در آینده می­ سازد.

به علاوه چارلز و ری همیشه سعی می­ کردند تا طرح ها و تولیدات خود را بهبود بدهند و ما الان به این کار ادامه می ­دهیم. ما کاملا محافظه کارانه جلو می رویم. بیشتر پیشنهادات ما برای بهبود، به مواد و تکنولوژی بر می گردد؛ مثلا استفاده از چسب های دوستدار طبیعت و همگام شدن و پاسخ دادن به تغییرات استانداردها. طراحی در واقع تسلیم ماجراجویی شدن است و این سفر ماجراجویانه تا زمانی که همه قطعات با یکدیگر تطابق پیدا کنند ادامه خواهد داشت.

رادیوی ایمز - جشن تولد چارلز ایمز و صندلی های معروف ایمز
جشن تولد چارلز ایمز و صندلی های معروف ایمز

مزایای ادامه همکاری با ویترا چیست؟

یکی از مزیت ­های بزرگ این است که خانواده ما با ویترا و خانواده فلبوم (Fehlbaum) به مدت ۶۰ سال کار می­ کردند. تاریخمان مجموعه ای در هم تنیده با همدیگر است. تجربه سی ساله­ کار من مثل مکالمه طولانی مدت با مدیران ویتراست. برخی از نتایج به سرعت حاصل می­ شود، ایجاد برخی ۱۵ سال طول می­ کشد؛ مثل بازتولید صندلی های فیلی شکل ایمز -که بار اول سال ۱۹۴۵ تولید شده بودند و ویترا مجددا آن ها را در ۲۰۰۷ تولید کرد. گفت­گو به معنای توسعه­ دانش است. مثلا ما گفتگوهایی داشتیم درباره پلی ­پروپیلن به عنوان یک ماده که در مقایسه با نمونه ­های اولیه از مواد پلاستیکی مشابه که چارلز و ری بررسی کرده بودند بهتر است. همچنین آرشیو آن ها و آرشیو ما، همه و همه سبب شده ما با هم همکاری خوبی داشته باشیم.

رادیوی ایمز
رادیوی ایمز

چه چیزی الهام بخش شما و ویترا بود تا رادیو ایمز را بازتولید کنید؟

تنها دلیل این بود که رادیوی ایمز بسیار زیبا و جذاب است.

چطور فکر می کنید طرحی که از ۷۰ سال پیش دیگر تولید نشده، اکنون برای بازار آماده است؟

همانطور که گفتم ما در حال گفتگوی مداوم با شرکت ویترا هستیم. این رادیو چیزی است که ما همیشه مجذوبش بودیم ولی خودمان هم می ­خواستیم مطمئن شویم که محصولی که تولید می ­کنیم با ارزش است. رادیوها برای مدتی روی میز شما نبوده و اساسا دو دهه است که هدفون ­ها و گوشی ­ها جایگزین آن ها شده اند. اما الان دوباره اسپیکرهای رومیزی در همان جایگاه و در همان فضای شخصی ظاهر شده ­اند. این رادیو خودش یک محصول جدی برای بعضی از این تکنولوژی ­های جدید بود تا رادیوهای قدیمی را به یک سیستم جدید پخش موسیقی تبدیل کند.

چرا ایمزها اینچنین به این رادیو علاقه داشتند؟

من فکر می­ کنم این باید مربوط به دوره زمانی خاصی باشد. باید توجه کنیم که آنها برای شرکت ­های دیگر رادیوهای زیادی ساختند. در واقع این آخرین باری بود که آنها چیزی را تولید می ­کردند که خودشان طراحی نکرده بودند (برای این کار آنها از روش روکش سازی که در واقع برای استفاده در صنعت مبلمان طراحی شده بود استفاده می­ کردند و طرح‌های اولیه را شرکت های سازنده بهشان می دادند).

در این مسیر آنها بیش از دویست هزار رادیو تولید کردند. وقتی متوجه شدند با این روش می­ توانند رادیوهای بسیار بهتری تولید کنند به تولید طرح خودشان روی آوردند و این دقیقا به بازه زمانی که در آن بودند نیز، مرتبط است. حتی قبل از اینکه ایالات متحده وارد جنگ جهانی دوم شود، ایمزها محصولات خوبی را با تکنیک روکش سازی با چوب تولید کرده بودند و در این زمینه مهارت و موفقیت زیادی پیدا کرده بودند.

 رادیوی ایمز
رادیوی ایمز

اواخر دهه چهل زمان ناپایداری­ ها بود و حتی کمپانی ­هایی که رادیوهایی با فریم ­های پلاستیکی تولید می­ کردند نیز با مشکل تهیه مواد خام روبه ­رو بودند. در این برهه ایمزها یک تکنولوژی جدید به بازار وارد کردند و به لطف مهارتشان، سایر شرکت­ ها از آنها خواستند تا تولید رادیوهای آنها را هم به عهده بگیرند (بیش از دویست هزار عدد بهترین تخمین از تعداد تولید شده می ­تواند باشد). به خاطر همین من از برهه زمانی خاص و شرایط آن صحبت می­ کنم.

در واقع بعد از اینکه آنها شراکت خود را با هرمان میلر و ویترا شروع کردند، توانستند به تکنولوژی­ های بهتر تولید و فناوری­ های بهتری دست پیدا کنند. بعد از آن پروسه بهبود تولیدات شروع شد. شروعی که هیچ وقت تمام نشد و همچنان ادامه دارد. این قانونی است که شرکت ایمزها بر اساس آن بنا شده است. من شک ندارم که چارلز و ری طرح­ هایی که به آنها داده می ­شد را ارتقا می­ دادند تا تکنیک ­های به کار برده شده در محصول را به بالاترین کارایی برسانند. این مسیر برای رادیو ها هم پیموده شد تا نتیجه دلخواه حاصل گشت؛ این همان کاری است که ما همچنان ادامه می ­دهیم و ایده­ ها را به دنیا عرضه می ­کنیم.

عناصر مورد علاقه شما در طراحی رادیوی ایمز چیست؟

در واقع این موضوع به آسانی و یا به راحتی قابل بیان نیست. برای من این رادیو یک نمونه خوب از چیزی است که ایمز به آن می­ گفت «طوری که باید باشد شدگی» [یک اصطلاح ساختگی] به این معنی که همان چیزی که باید، طراحی شده و همان چیزی که طراحی شده، ساخته شده است. برای همین این رادیو زیبایی صادقانه ای دارد.

رادیوی ایمز و چارلز و ری ایمز
رادیوی ایمز و چارلز و ری ایمز

تنها ۹۹۹ نمونه؟ آیا امیدوارید که رادیوی ایمز الهام بخش شما در ویرایش دوباره طرح ­هایی از پدربزرگتان باشد؟ و به سادگی نشان دهد که چگونه اعتقادشان به پیشرفت هنوز نیز زنده است؟

من بیشتر امیدوارم که این رادیو مردم را شاد کند! شادی به هر معنایی که برای آنها وجود دارد. من امیدوارم که این رادیو در زندگی خود اهدافی داشته باشد و بله من امیدوارم این مدل به اندازه کافی موفق باشد تا تولید سایر نسخه­ ها امکان پذیر باشد. علاوه بر این من آرزو دارم که رادیو راهی را باز کند تا کسانی که تا به حال محصولات ایمز را ندیده­ اند با آن مواجه شوند. مأموریت شخصی من این است که به مردم کمک کنم تا وسعت کارهای ایمز را ببینند.

همچنین ببینند که این وسعت فراگیر نتیجه ایمان به تواناییشان است. یک دلیل وجود دارد که مهم بودن این مسئله را ثابت می کند و آن اینکه ما شبیه به دانه­ هایی به نظر می ­رسیم که در خاک قرار داده می ­شویم و با تلاش و مبارزه و با کمک راه ­هایی که امثال ایمزها به ما نشان داده­ اند به اهداف بهتر و والاتر می­ رسیم، تا زمانی که خودمان این راه را برای خود بخواهیم.

میانگین امتیازات ۵ / ۵. تعداد امتیازات ۳۷

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

آشنایی با ویترا؛ برند مبلمان آیکونیک سوئیسی

در سال ۱۹۵۰ ویلی فلبوم و همسرش اریکا (Willi and Erika Fehlbaum) کسب و کار خودشان را راه ان…