صفحه اصلی خواندنی ها فضاهای عمومی هنر شهری موریس آگیس و فاجعه ای که در پیاده رو رویایی به بار آورد

هنر شهری موریس آگیس و فاجعه ای که در پیاده رو رویایی به بار آورد

هنر شهری موریس آگیس

در تعریف هنر شهری می گویند:«استفاده از فضای شهری به عنوان بستری بکر برای ارائه یک اثر هنری.» این اقدام می تواند اهداف گوناگونی داشته باشد، از اهداف سیاسی و اجتماعی گرفته تا ارتباط با طیف وسیعی از مخاطبان و طرفداران. هنرمندی که این سبک ارائه را بر می گزیند، با چالش ها و ریسک های متعددی رو به روست که گاهی بهایی سنگین دارد. موریس آگیس (Maurice Agis) از جمله هنرمندانی است که علاقه اش به رهایی از قید و بندهای موزه ها به تراژدی ختم شد. داستان هنر شهری موریس آگیس را در ادامه بخوانید

آگیس یکی از پیشگامان هنر پاپ و خالق آثار هنری غول پیکری معروف به پیاده رو رویایی ( Dreamspace) بود که در سرتاسر شهرهای اروپا به نمایش درآمد. او توانست آنچه را  تجربه فضایی هماهنگ توصیف می کرد، با استفاده از نور، رنگ، شکل، حرکت و صدا به نمایش درآورد.

هنر شهری موریس آگیس

 بازدیدکنندگان این اثر شنل هایی رنگی می پوشیدند و از میان خانه های شفاف و روشنی از جنس پی وی سی عبور می کردند که شبیه کندو هایی به رنگ قرمز، آبی، سبز، زرد و خاکستری بود. هوای مورد نیاز از طریق پمپ های مخصوصی به درون این  اتاق های رنگارنگ وارد می شد و صدای موسیقی در پس زمینه، حال و هوایی آرامش بخش و فضایی سرگرم کننده پدید می آورد.

هنر شهری موریس آگیس

در نگاه اول این اثر هنری به رحم مادرشبیه بود و بازدیدکنندگان می توانستند تجربه ای مانند دوران قبل از تولد را تجربه کنند. یکی از بازدیدکنندگان این هزار تو را چنین توصیف می کند: « فضای رویایی بود که تو را  به درون خود می کشید، می شد آنجا ایستاد، نشست، راه رفت، دراز کشید و جزئی از آن شد و در این حال، برداشت شما از زمان به چالش کشیده می شد.»

هنر شهری موریس آگیس جایزه ۶۰۰۰۰ پوندی شورای هنر انگلیس (the Art Council of England) را از آنِ خود کرد و قریب به ۲۵۰ هزار نفر بازدید کننده داشت. هدف آگیس از خلق چنین اثری، ارائه هنر به مردم و فراهم کردن فضایی بود تا بتوانند از ناآرامی ها و مشغله های زندگی شهری رها شوند.

اما چهارده سال پیش در چنین روزهایی (جولای سال ۲۰۰۶) اتفاقی پیش بینی نشده رخ داد. بر اثر وزش بادی شدید، دهلیزهای بادی غول پیکر این سازه در پارک کو دورهام (Co Durham) خود به خود پاره شد و این حادثه منجر به مرگ دو زن و مصدوم شدن ۱۱ نفر دیگر شد که چند کودک نیز در میان آنها بودند.

آگیس که در تلاش برای نگه داشتن اثرش با شکست روبرو شده بود، ضربه ی روحی شدیدی خورد. البته احتمال خرابکاری هم مورد بررسی قرار گرفت و معلوم شد قسمت هایی از این اثر هنری دو هفته قبل از حادثه، با چاقو پاره شده بودند. در نهایت او  به جرم نقض قانون بهداشت و ایمنی به پرداخت ۱۰۰۰۰ پوند جریمه شد که در دادگاه تجدید نظر به ۲۵۰۰ پوند کاهش پیدا کرد.

آگیس قول داد که هرگز دوباره دست به چنین کارهای عظیمی نزند. او در دادگاه گفت: «غم  این فاجعه، رنج افرادی که تحت تاثیر این اتفاق قرار گرفته اند و درد و اندوهی که باید متحمل شوند، همیشه با من است و مرا رها نخواهد کرد.»

موریس اگیس در هفتم دسامبر ۱۹۳۱ در لندن به دنیا آمد و در خانه کودکان بارنادو در شرق لندن بزرگ شد. او هیچ وقت پدر و مادر خود را ندید اما می گوید هرگز احساس تنهایی نکرده چون همیشه افرادی دلسوز در کنارش بوده اند و از او مراقبت کرده اند.  این نگرش مثبت و روحیه فوق العاده قوی پشتوانه و نجات بخش او در ناملایمات زندگی بود.
 اگیس اولین کار او در یک کارخانه توالت سازی بود اما چندی بعد مجذوب ورزش کشتی فرنگی شد و کار خود را رها کرد. او با پشتکار مثال زدنی خود توانست قهرمان کشتی فرنگی سبک وزن آماتورها در انگلیس شود. او دوران سربازی خود را در خاور دور (مناطق شرقی آسیا) گذراند و سربازان را با مسابقات بوکس سرگرم می کرد. حضور در آسیا الهام بخش او برای نقاشی با رنگ های غلیظ و نورهای قوی شد و این موضوع زندگی هنری او را رقم زد و رنگ، جزء لاینفک زندگی او شد.

هنر شهری موریس آگیس

وقتی به لندن برگشت در یک موسسه تبلیغاتی مشغول به کار شد و کارهای پیش پا افتاده ای مثل شستن قلموها و طراحی های جزئی  انجام می داد. اما استعداد بارز او در طراحی و خلق آثار خارق العاده، همکاران او را مجاب کرد تا برای فرستادن او به مدرسه هنر، همکاری و مساعدت مالی کنند.
آگیس از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲  دوره مجسمه سازی را در دانشکده هنر سنت مارتین زیرنظر آنتونی کارو (Anthony Caro ) سپری کرد. در سال ۱۹۶۱ مجسمه های سنگی و فولادی دست ساخته آگیس در نمایشگاه هنر معاصرین جوان در کنار کارهای دیوید هاکنی (David Hockney) و آلن جونز (Allen Jones) به نمایش گذاشته شد. او عضو ثابت  باشگاه هنری چلسی (Chelsea Arts Club) شد و تا سال ۱۹۷۳ در مدارس مختلف هنری تدریس کرد.

هنر شهری موریس آگیس

در سنت مارتین با پیتر جونز (Peter Jones) ملاقات کرد. جونز علاقمندی خود را به رنگ و  ساختار گرایی و همچنین داشتن یک استودیوی زیرزمینی در فولهام (Fulham) با آگیس درمیان گذاشت. تأثیر آنها بر یکدیگر چنان شدید بود که سرانجام در یک اثر واحد متجلی شد: بررسی رنگ در فضا.

 فکر ایجاد پیاده رو رویایی در اواسط دهه ۱۹۶۰ به ذهن آگیس خطور کرد. زمانی که با شریک حرفه ای و ارزشمند خود پیتر جونز، روی ایده خلق هنر همراه با عنصر حرکت انسان فکر می کرد.

آگیس و جونز  از پی وی سی های نیمه شفاف برای ایجاد فضاهای پیاده روی انتزاعی استفاده کردند. آنها مصمم بودند  تا هنر را در دسترس مردم عادی قرار دهند. و برای همین سایبانی از  لوله های رنگی  در خیابان برپا کردند و رهگذران را به داخل آن دعوت می کردند، اما پلیس فوراً مداخله کرد. آنها هنوز این نوع تعاملات بین مردم را درک نمی کردند.

هنر شهری موریس آگیس

اولین نمایشگاه بزرگ آنها به نام مکان فضایی در موزه هنرهای مدرن آکسفورد  در سال ۱۹۶۶برگزار شد. سال بعد، آگیس و جونز برای تحقیق در مورد جنبش نوشکل آفرینی (De Stijl)  به آمستردام نقل مکان کردند. آنها اثر مکان فضایی را در موزه اشتدلیک (Stedlijk) به نمایش گذاشتند و توانستند جایزه این دوره را کسب کنند.

هنر شهری موریس آگیس

 آگیس پس از ۲۰ سال همکاری موفق با جونز، سرانجام تصمیم گرفت راهش را جدا کند.  کالر اسکیپ (Colourscape) اولین کار انفرادی او در سال ۱۹۸۰  بود که در آلمان و لندن به نمایش درآمد. این اثر  ۴۹ واحد یکسان در الگوهای هندسی انتزاعی بود که با رنگ و نور ترکیب شده بودند. در سال ۱۹۹۶  با اضافه کردن بُعد صدا، پیاده رو رویایی را خلق کرد،  هرچند این کار به عنوان یک اثر تازه معرفی شد اما در واقع شکل پیشرفته تری از کالر اسکیپ بود. 

 موفقیت هنر شهری موریس آگیس خارج از کشور بهانه ای برای برگزاری تورهای هنری، همراه با آن تاسیسات عظیم شد. او توانست نظردویست و پنجاه هزار نفر را در ۲۵ نقطه در سراسر اروپا به خود جلب کند. آگیس درباره این اثر می گفت:

هنر شهری موریس آگیس

«ترکیبی از تخیل و جادو است، مثل شناکردن در دریایی از رنگ‌های متغیر.» تأثیر عاطفی ناشی از این انفجار رنگ، نور و صدا خارق العاده بود. یکی از بازدید کنندگان تجربه خود را چنین توصیف می کند: «قدم زدن در کارهای هنری آگیس، مثل تجربه حضور در بهشت است.»
آگیس از محدودیت ها و قید و بندهایی که آن زمان در موزه ها و گالری ها اعمال می شد، ناراضی بود و به همین خاطر  به هنر محیطی گرایش پیدا کرد. ترکیب رنگ در بُعد فضا و ایجاد اثری وهم انگیز روی مخاطبان به معنای آزادی در هنر بود و  مجامع اصلی هنری با این کار مخالف بودند و در نهایت خالق آن با مشکل روبرو شد. در زمان نمایش کالر اسکیپ در آلمان، این اثر هنری از زمین کنده شد و منجر به مجروح شدن پنج نفر گردید. اما فاجعه ی پیاده رو رویایی بسیار عمیق تر بود. پس از ده سال صرف وقت برای نصب و راه اندازی و نمایش های موفق، در سال ۲۰۰۶ در حالی که ۳۰ نفر داخل آن بودند کنترلش را از دست داد و حدود ده متر به هوا پرتاب شد و به پایه دوربین مدار بسته برخورد کرد.

هنر شهری موریس آگیس

علیرغم همه کارهای تحسین برانگیز، آگیس همیشه شکست می خورد. او قطعا شخصیتی کاریزماتیک داشت اما به شدت ساده لوح بود. در سال ۱۹۸۳ ، درست قبل از شروع نمایشش در مرکز هنرهای نمایشی لینکلن در نیویورک، کسی که باید هزینه های این نمایش را بر عهده می  گرفت، ناپدید شد. او برای تأمین هزینه های خود مجبور شد به یک خوابگاه برود و به بازدید کنندگان کارت پستال بفروشد. همسرش کارول با تاسف می گوید: «اگر او به جای این کار قلعه های بادی می ساخت، میلیونر می شد.» آنها در اواخر دهه ۱۹۶۰ از هم جدا شدند.
آگیس سال های آخر عمر خود را در شهر آلیکانته (Alicante) سپری کرد و دوستی اسپانیایی به نام پالوما بروتونز (Paloma Brotons)، همسر سابق و چهار فرزندش به کمک او آمدند. آثار او مدت ها پس از مرگ از جاذبه های گردشگری بوده است، به ویژه چون این فضاهای هنری به گونه ای است که مخاطبان می توانند کاملا وارد آن شوند و دنیای جدید و مهیجی را تجربه کنند.

هنر شهری موریس آگیس

 او در روز ۱۲ اکتبر سال ۲۰۰۹ در سن ۷۷ سالگی از دنیا رفت. خاکستر او پس از مرگ در چهار گلدان رنگی قرار گرفت: قرمز، سبز، زرد و آبی. رنگ جزء لاینفک وجود او بود.


برگرفته از: دیلی تلگراف

میانگین امتیازات ۴.۷ / ۵. تعداد امتیازات ۳

۳ نظر

  1. نگین جامعی

    ۱۳۹۹/۰۵/۰۴ ساعت ۱۴:۳۳

    چقدر جالب و غم انگیز بود…

    پاسخ دهید

  2. نیما صبوری

    ۱۳۹۹/۰۵/۰۴ ساعت ۱۶:۰۱

    چه خلاقیت جالب و پر دردسری

    پاسخ دهید

  3. حسین تعصبی

    ۱۳۹۹/۰۵/۰۴ ساعت ۱۹:۰۳

    عشق به کاری که انجام میدی یعنی این… استعداد، پشتکار و تلاش همه باهم.. تصور برگزاری اینهمه نمایش با این دم و دستگاه عظیم رو نمیشه کرد

    پاسخ دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

جذابترین نمونه های مبلمان شهری اروپا و آمریکا

زندگی در شهرهای بزرگ همیشه با عجله و استرس همراه است. طراحان برای حل این مشکل سعی می کنند …