صفحه اصلی خواندنی ها فضاهای عمومی هنر در طبیعت، طبیعت در هنر

هنر در طبیعت، طبیعت در هنر

۴
طبیعت در هنر

از پنجره ی خانه ی سفیدرنگی در جزیره ی لانزاروته (Lanzarote) دریایی از مواد مذاب روی کف سیمانی اتاق جاری شده و یک جفت گلدان کاکتوس روی لبه ی سنگی پنجره قرار دارد. انگار که سنگ های بازالت مذاب، کف خانه را جارو کرده اند. به نظر می رسد کوه آتشفشان طغیان کرده اما در اصل خبری از آتشفشان نیست و این خانه اثری است از سزار مانریکه  (César Manrique) معمار هنرمند و معروف لانزاروته. اگر بقیه ی طراحان از فلز و بتن برای ساخت چنین نمایی استفاده می کنند، مانریکه با خلاقیتی که داشت و با بهره گیری از طبیعت در هنر تمام این فضاهای بی نظیر را از غارها، حباب ها  و تونل های بجا مانده از جریان ماگمای مذاب ایجاد کرده است.

خانه به مانریکه تعلق داشت؛ زمین شناس، مجسمه ساز و معمار برجسته ای که هنوز هم او را به نوآوری در تصویرسازی و خلق شیوه ای نو در طراحی می شناسند. این خانه در حال حاضر در اختیار بنیاد سزار مانریکه (César Manrique Foundation) است. این مجموعه ی هنری تنها یکی از گنجینه های لانزاروته در مجمع الجزایر قناری و از جاذبه های گردشگری آنجاست. شعار مانریکه این بود: «هنر در طبیعت و طبیعت در هنر». او تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۲، در یک حادثه ی رانندگی، چندین پروژه در لانزاروته ازخود به جا گذاشت که همگی تلفیقی از طبیعت، هنر و معماری به سبک خودش بود. انگیزه ی درونی او حفظ زیبایی منحصر به فرد جزایر آتشفشانی بود و چون ساخت اقامتگاه های برج مانند را تهدیدی برای زیبایی سواحل اسپانیا می دانست، به شکلی خستگی ناپذیر مقاومت کرد و توانست جاذبه های طبیعی جزایر قناری را رونق ببخشد.

مانریکه مدتی در نیویورک به عنوان هنرمند کار می کرد و زمانی که در سال ۱۹۶۶ به لانزاروته برگشت،‌ ساخت خانه اش را شروع کرد. می گویند وقتی درخت انجیری را درست در میان گدازه های آتشفشانی دید که در آن زمین خشک و بایر تنها نشان حیات بود،‌ تصمیم گرفت خانه اش را حول همان درخت بسازد. البته نه تنها اطراف آن، بلکه زیر سقفی بی نهایت تماشایی از مواد مذاب و فشرده شده، که قرن ها پیش تشکیل شده بود.

دکوراسیون داخل خانه به سبک دهه ی ۶۰ و روی پوسته ی طبیعی و دست نخورده ی زمین طراحی شده است. نیمکت های سفید چرمی در گوشه ی غار و دور درخت نخلی چیده شده اند که از کف سفید و صیقلی آنجا جوانه زده است. برگ های سبز درخت از سوراخی در سقف بیرون آمده است. راهرویی پیچ در پیچ به غار دیگر منتهی می شود، در آنجا مبل تخت خواب شو خالداری با کوسن های چرمی قرمز می بینیم که با نور چراغ های آویزان از نمای صخره ای نورپردازی شده اند. نزدیک آن پله های بازالتی به سمت استخری با نور لاجوردی سرازیر می شود که تمام اطرافش با گل های شاداب برگ انجیری پر شده است. عالی ترین طراحی برای یک خانه با اتاق خواب های تودرتو و راهروهای باریک که رویای تبهکاران فیلم های جیمز باند را به واقعیت تبدیل کرده و باعث شده زیبایی طبیعی صخره ها دو چندان شود.

ماریکه در سال ۱۹۱۹در شهر آرسیفه (Arrecife) مرکز مانزاروته بدنیا آمد و قبل از آنکه برای تحصیل در رشته ی معماری به دانشگاه لا لاگونا (La Laguna) در تنریف (Tenerif) برود، مدتی به عنوان داوطلب در جنگ های داخلی اسپانیا حضور داشت. تکنیک های سخت رشته ی معماری به مزاجش خوش نیامد. برای همین به مادرید رفت تا نقاشی بخواند. در آنجا به شدت تحت تاثیر پیکاسو (Picasso) و ماتیس (Matisse) قرار گرفت و تبدیل به هنرمندی معروف شد. در سال ۱۹۶۴ به توصیه ی پسر عموی روانشناسش به نیویورک رفت جایی که نلسون راکفلر (Nelson Rockefeller) رسما به او اجازه داد تا استودیوی شخصی او را در محله ی لوور ایست ساید (Lower East Side) اجاره بگیرد. آثار او در معرض دید عموم قرار گرفت از جمله در موزه گوگنهایم (Guggenheim Museum)، با این حال هیچ وقت به زندگی در شهرهای بزرگ عادت نکرد. چون در نامه ای به دوستش نوشته بود: «دلم به شدت برای واقعیت همه چیز تنگ شده، برای سادگی و خلوص مردم، برای طبیعت بکر و دوستانم. تحمل ریاکاری های مردم اینجا را ندارم. از ته دل می خواهم به وطنم برگردم. با تمام وجود احساسش کنم و هوایش را نفس بکشم.»

طبیعت در هنر
مبل تختخواب شو با کوسن چرمی قرمز در غار مجاور، بنیاد سزار مانریکه، عکاس: آلاستر فیلیپ وایپر، آلامی (Alastair Philip Wiper/Alamy)

وقتی در سال ۱۹۶۶به لانزاروته برگشت، طبیعت آنجا نیرویی را در وجودش بیدار کرد که قبلا هرگز تجربه نکرده بود. جزیره لانزاروته بوم نقاشی اش شد.

اولین پروژه ی شهری او، جامئوس دل آگوا (Jameos del Agua) بود، کانالی زیرزمینی از گدازه های آتشفشانی به طول شش کیلومتر که ۳۰۰۰ سال قبل، از فوران کوه کورونا (Monte Corona) ایجاد شده بود. جامئو که در گویش محلی ساکنین جزیره قبل از ورود اسپانیایی ها به معنی غار بزرگ است، بعد از تخریب بخشی از سقف غار، مثل تونلی گدازه ای، تشکیل شد. مانریکه توانست در مجموعه ای از سه جامئو، فضایی تماشایی و باورنکردنی را طراحی کند.

ابتدا بازدیدکنندگان از پلکانی مارپیچ به طرف رستورانی در یکی از غارها می روند. آنجا گیاهان غیربومی از سبدهای مخصوص صید خرچنگ آویزان شده اند. تراس غذاخوری مشرف به یک باتلاق زیرزمینی است که در آن خرچنگ های پشمالوی سفید به چشم می خورند و با تابش نور دل انگیز چراغ های سقف روی بدنشان، به زیبایی می درخشند. یک سری پلکان دیگر به گودالی صخره ای در هوای آزاد می رسد و در وسط آن استخری رویایی و باشکوه زیر درختان نخل قرار دارد. درست زمانی که تصور می کنی خیال انگیزتر از این وجود ندارد، از شکافی در دل یک صخره به غار دیگری می رسید، جایی که تالاری بزرگ با گنجایش ۶۰۰ نفر در اعماق تاریک زمین وجود دارد.

وقتی ستاره معروف هالیوود، ریتا هی ورث (Rita Hayworth)، در سال ۱۹۷۴ به جامئوس دل آگوا رفت، آنجا را «هشتمین عجایب دنیا» نامید و پر واضح است که علت آن چیست. گرچه بازدید از این مکان برای عموم مهیاست، اما شنا کردن در استخر ‌ممنوع است و فقط مخصوص پادشاه اسپانیاست.

هنر در طبیعت
رستوران ال دیابلو (El Diabolo) در ، عکاس: آلاستر فیلیپ وایپر، آلامی (Alastair Philip Wiper/Alamy)

البته می توان در رستوران ال دیابلو (El Diabolo) تجربه ای دلنشین تر داشت. رستوران مانند یک ایستگاه فضایی مدور در بالاترین نقطه ی کوه واقع شده و به دشت های گدازه ای پارک ملی تیمانفایا (Timanfaya national park) در ساحل غربی مشرف می شود. غذاخوردن در اینجا مثل غذاخوردن در یک پایگاه فضایی روی کره ی ماه است. پنجره های بزرگ و منحنی شکلی روی دیوار های سیاه بازالتی نصب شده و چشم انداز وسیعی از صحرای خشک و بی آب و علف پایین کوه را به تصویر می کشد. ویژگی منخصر به فرد این رستوران، شیوه ی پخت و پز آن است. درست مثل یک کباب پز (باربکیو) بزرگ، غذاها روی یک حفره ی آتشفشانی طبخ می شود، جایی که در عمق ۶ متری زمین، دما به ۴۰۰ درجه سانتیگراد می رسد.

یکی از بزرگ ترین استعدادهای مانریکه، آگاهی از تاثیر چشم اندازهای طبیعی بود و دانستن این نکته که چه زمانی نباید در آن مداخله کرد. وقتی پروژه عظیم یک معمار مادریدی، برای ساخت روستایی تفریحی در ساحل شمالی جزیره به نتیجه نرسید، مانریکه هوشمندانه وارد عمل شد. او در دل صخره گودالی ایجاد کرد و رستوران و جایگاهی برای تماشای چشم انداز زیبای آنجا درست کرد. بعد سقفی گنبدی شکل روی آن کشید و با خاک و پوشش گیاهی روی آن را پوشاند. برای رسیدن به چشم انداز میرادور دل ریو (Mirador del Rio) باید از تونلی تنگ و مارپیچ با دیواره های سفید رنگ عبور کرد، مسیری که از بیرون کوه به سختی پیداست.

وقتی به دیدن از این مکان ها بروید، از تصور این موضوع که مانریکه چگونه طرح هایش را در دوره ای قبل از مدل سازی سه بعدی رایانه ای ترسیم کرده است، حیرت می کنید. پاسخ ساده است، او هرگز پروژه هایش را طراحی نمی کرد، بلکه طرح ها و جزئیات آن را در محل پروژه ها ارائه می کرد و توضیحات لازم را همان جا می داد، چون به توانایی و استعداد سازنده ی خود، لوئیس مورالس (Luis Morales) ایمان داشت. او بیشتر به این روش پایبند بود تا روش های معماری سنتی، حتی گاهی درمحل ساخت پروژه ها، نظرش تغییر می کرد.

طبیعت در هنر
پلکانی مارپیچ در باغ کاکتوس (Jarden de Cactus)، عکاس: آلاستر فیلیپ وایپر، آلامی (Alastair Philip Wiper/Alamy)

البته شاید این شیوه ی کارکردن فقط مخصوص مانریکه بود، آن هم به خاطر احترامی که مردم جزیره برایش قائل بودند. از آنجا که دوست دوران کودکی خوزه رامیرز کردا (Jose Ramirez Cerda)، رئیس جمهور وقت کابیلدو (Cabildo) بود، تاثیر بسزایی روی برنامه های دولت داشت. از جمله رونق صنعت گردشگری – حتی قبل از آن که بین مردم جا افتاده باشد. ممنوعیت استفاده از بیلبوردهای تبلیغاتی، سیم کشی زیرزمینی برق و تلفن، محدود شدن غالب فعالیت های گردشگری در سه منطقه ی اصلی ساحلی و جلوگیری از ساخت هتل های مرتفع، از دیگر موفقیت های مانریکه بود. یکی از قوانینی که نقاش بودن مانریکه را لو می داد این بود که می بایست درها و کرکره ی خانه های جدید در مرکز شهر، به رنگ سبز و خانه های رو به دریا، به رنگ آبی نقاشی شوند.

با وجود آن همه آثار هنری زیرزمینی؛ مشهورترین میراث او اسباب بازی های بادی (Wind Toys) هستند که در سراسر جزیره پیدا می شوند. مانریکه این شاهکار اعجاب انگیز را با الهام از آسیاب های بادی لانزاروته ساخت. آن ها مجسمه های رنگارنگی به شکل کره، هرم و مکعب هستند و به طرزی باورنکردنی در هم تنیده شده و با وزش باد،‌ حول هم می چرخند. مثل نقاشی های عجیب اشر (Escher).

یکی دیگر از شاهکارهای مانریکه، نمایشگاهی کمیاب است که در زمره ی آخرین کارهای او قرار دارد. باغ کاکتوس (Jardin de Cactus) کعبه ی آمال دوستداران کاکتوس در سراسر جهان است و در فضایی کاسه مانند از یک معدن متروک شن و ماسه، قرار دارد. در حال حاضر بیش از ۱۰۰۰ گونه کاکتوس در آن گردآوری شده است. طراحی فضای باغ خیره کننده است: باغ به وسیله ی مزارع گلابی کاکتوس ها (Opuntia Cactus) احاطه شده که هنوز هم برای جذب حشرات قرمز دانه (نوعی حشره) و استفاده در رنگرزی کشت داده می شوند. پس از عبور از دشت گلابی کاکتوس ها، از دروازه ی بازالتی وارد باغ می شوید و به آمفی تئاتری مملو از انواع کاکتوس های عمودی خاردار و توپی شکل پرزدار در هر شکل و اندازه می رسید. باغ کاکتوس، بهشتی است که حاصل به هم آمیختن طبیعت بکر جزیره و توانمندی معماری است که هنر و طبیعت را با هم تلفیق کرد. همان طور که مانریکه گفت: «به شهر آرمانی خود نرسیدیم ولی، خیلی به آن نزدیک شدیم.»


برگرفته از : گاردین

میانگین امتیازات ۰ / ۵. تعداد امتیازات ۰

۴ نظر

  1. سامان

    ۱۷ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۰۶:۵۵

    فوق العده بود حتی تصوراینهمه خلاقیت در معماری را نمیکردم،

    پاسخ دهید

  2. یگانه

    ۲۸ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۳

    جالب بود

    پاسخ دهید

  3. سینا

    ۲۹ فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۵۶

    بسیار جالب و شگفت انگیز بود بخصوص پخت غذا با استفاده از حرارت زمین

    پاسخ دهید

  4. رویا

    ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۷:۴۲

    مطلب خواندنی و جالبی بود و الهام بخش

    پاسخ دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

فرش های شرقی و ایرانی زینت بخش دکوراسیون طراحان معروف

فرش شرقی مخصوصا فرش ایرانی می تواند زینت دهنده هر نوع فضایی باشد. سبک دکوراسیون معاصر باشد…