صفحه اصلی خواندنی ها فضاهای عمومی قایق سواری روی بام گالری هنری با چاشنی فلسفه اسپینوزا

قایق سواری روی بام گالری هنری با چاشنی فلسفه اسپینوزا

۰
اثر هنری چیدمان خلاقانه
ارسال خبر

حتما شما هم مثل «ما همه در یک کشتی هستیم را شنیده اید» مثلی بر گرفته از حکایتی که می خواهد پیوند ناگسستنی زندگی اعضای یک جامعه به همدیگر را نشان دهد و تاکید کند که در بسیاری از موارد خواسته ها و رفتارهای فردی معنا ندارند. اگر کسی زیرپای خودش را در یک کشتی، سوراخ کند، همه غرق می شوند. گروه ژلیتین هنرمندانه این مثل را به جاذبه ای تفریحی و گردشگری تبدیل کرده است. این گروه اثری خلق کرده در آن میزان اعتماد، صمیمیت و تلاش برای حفظ حیات جمعی محک می خورد. در ادامه با ماجرای جالب ساخت و ایده این اثر و گروه ژلیتین (Gelitin) بیشتر آشنا می شویم.
چهل و دو سال پیش بود که چهار هنرمند استرالیایی در یک اردوی تابستانی با همدیگر آشنا شدند. رفاقتی که با همکاری های مداوم ادامه پیدا کرد و گروهی را تشکیل داد به نام گروه ژلیتین. آثار این گروه در سال ۱۹۹۳ در نمایشگاه هایی بین المللی به نمایش در آمد. اما نقطه عطف و همزمان اوج و فرودشان سال ۲۰۰۱ بود. ابتدای سال ۲۰۰۱ گروه هنری ژلیتین دست به حرکت جسورانه ای زد. آنها تصمیم گرفتند بالکنی چوبی درطبقه ۹۱ برج مرکز تجارت جهانی یک (WTC1) نیویورک بسازند، یک اثر هنری چیدمان خلاقانه. آنها به جای یکی از پنجره ها بالکن چوبی که از قبل ساخته شده بود را نصب کردند و بعد یکی از آنها روی بالکن ایستاد. هلی کوپتری هم تمامی لحظات را با دوربین ثبت کرد. از همان زمان این گروه شهرت ویژه ای یافت. یک سال نشده بود که حادثه ۱۱ سپتامبر رخ داد و هواپیما با برج مرکز تجارت جهانی برخورد کرد. آن هم درست در همان طبقه ای که بالکن قرار داشت.
با این سابقه و اتفاق شاید عجیب به نظر برسد که چرا گالری هی وارد (Hayward Gallery) به گروه ژلیتین پیشنهاد همکاری داد و از آنها دعوت کرد تا اثر هنری چیدمان خلاقانه روی بام این گالری خلق کنند؟ گالری هی وارد هنگام دعوت از این گروه به چه چیزی فکر می کرد و پشت این انتخاب چه دلیل پنهانی بود؟ در ادامه با اسرار این حوضچه که سال ۲۰۰۸ نصب شد و همان سال هم اجرایش به پایان رسید، آشنا می شویم و از راز محبوبیت این اثر هنری که آن را به چیزی فراتر از آنچه به نظر می رسید، بدل کرد، پرده بر می داریم. حوضچه ای که تنها یک اثر هنر چیدمان نیست. اثر هنری چیدمان خلاقانه ای است که مخاطبانش را به فکر وا می دارد و معنایی در دل خود دارد.

اثر هنری چیدمان خلاقانه
هنگام نشستن در این قایق های عمیق آب تا کمر قایق سواران را احاطه می کند و بالا تنه بالاتر سطح آب قرار می گیرد

حوضچه ای متصل به بی نهایت

این حوضچه  که «معمولی، در جریان و بدون محدودیت» نام دارد، طوری طراحی شده که آب آن تا لبه حوضچه بالا می آید و مدام در جریان است. گوشه ای از این حوضچه، به سکوی شناور اختصاص دارد. این سکو  طوری طراحی شده است که خیلی جلوی دید نیست و و تا وقتی که افراد -که معمولا در صف های طولانی برای خرید بلیط بازدید از این حوضچه می ایستادند- از پله های منتهی به حوضچه بالا نیایند، قابل رویت نیست.
این مجموعه سه قایق دارد که ظرفیت هر کدامشان فقط دو نفر است. قایق ها طوری طراحی شده اند که دو نفر می توانند روبروی هم درکف قایق بنشینند. ۱۸۰ کیلوگرم شن، به قایق ها وصل است و آنها را به سمت پایین می کشاند.
برای شناور ماندن قایق ها روی آب محاسبات دقیقی انجام شده است. هنگام نشستن در این قایق های عمیق آب تا کمر قایق سواران را احاطه می کند و بالا تنه بالاتر سطح آب قرار می گیرد. قایق ها بسیار کوچک هستند و با کوچک ترین حرکتی متزلزل می شوند. گردشگران که تن به چنین قایق سواری داده اند باید مراقب تک تک حرکات شان باشند تا قایق در آب بر نگردد. افرادی که سوار این قایق ها می شوند، حس تعامل برای حفظ تعادل قایق را دوست دارند و می گویند این تلاش حسی از نزدیکی ایجاد می کند.

تعامل؛ رمز رسیدن به تعادل

بی شک حس تعامل و همدلی است که این اثر هنری را خاص و منحصر به فرد می کند و نه قایق و ساختار آن. اینکه مردم دو به دو در یک قایق باریک می نشینند و سعی در حفظ تعادل آن دارند و در حوضچه ای کوچک پارو می زنند، این اثر هنری را منحصر به فرد کرده است. اکثر مردمی که برای تفریح به اینجا می آیند فکر می کنند این کار نشدنی است و دقیقا این همان نکته ای است که باعث فروش بیشتر بلیط های این کسب و کار شده است. این قایق ها و طراحی آن گردشگران را مجبور می کند موقعیت هم قایقی خود را مدام زیر نظر داشته باشید. باید حسابی حواسشان به همدیگر باشد و مطابق هم پارو بزنند و همزمان هم حواسشان به خودشان باشد. این همان چیزی است که گروه ژلاتین می خواهد؛ لمس هنر و کار گروهی. افراد مجبورند رو در روی همدیگر بنشینند و همزمان حالات، حرکات و موقعیت همدیگر را هم در نظر بگیرید.
این گروه معتقدند نکته اساسی این ایده همان موضوعی است که اسپیونزا چهار صد سال پیش و در نقد دوگانگی دکارت مطرح کرد. اسپینوزا به همبستگی مداوم ذهن و بدن اعتقا داشت. این پروژه هم قصد دارد این موضوع را مطرح کند که درک شما از بدنتان به عنوان یک مجموع موقتی از تغییر موقعیت ها، اعمال و ساختارها، همیشه در حال تغییر و به آن وابسته است.
خلق و خوی انسان ها مدام در حال تغییر است و ممکن است تعادل فیزیکی و روانی طرفین داخل قایق هم دست خوش تغییرات بشود با این وجود باید سعی کنند به فردی که اخلاقش را نمی شناسند اطمینان کنند. از دید این اثر هنری، بدن انسان نیز بخشی از عواملی است که موجب تغییرات شرایط می شود و باید تحت کنترل باشد. ]این شاید چیزی باشد که اعضای گروه ژلیتین که از حادثه ۱۱ سپتامبر متاثر شدند به خوبی آن را درک کنند.[ زمانی که سوار قایق هستید شرایط، احساسات و جنبه های دیگر زندگی شما مدام در حال تغییر است. با وجود همه عوامل داخلی، فشارها و تاثیرات خارجی باید تعادل قایق را حفظ کنید، فرقی ندارد قایق حوضچه بام موزه ای در لندن باشد، یا قایق زندگی.

میانگین امتیازات ۰ / ۵. تعداد امتیازات ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

کتاب هایی که معماران و طراحان باید بخوانند

واژه Architecture ریشه ای یونانی دارد به معنای «ساختن هدایت شده»، واژه معماری عربی اما از …