صفحه اصلی خواندنی ها فضاهای عمومی منچستر، مرکز ثقل انقلاب صنعتی امروز کجای دنیای مدرن است؟

منچستر، مرکز ثقل انقلاب صنعتی امروز کجای دنیای مدرن است؟

۰
شهرسازی منچستر

اگر انقلاب صنعتی را یک زلزله در تاریخ بشر در نظر بگیریم، شهر منچستر یکی از هسته‌ های مرکزی این زلزله بود که حالا دوباره در حال بازسازی است. در بریتانیای مدرن، منچستر چه نقشی دارد؟ در بهترین حالت، منچستر (Manchester) یک معماست. منچستر یک نمونه محلی است و شاید نتوان آن را به تمام شهرهای دنیا تعمیم داد، به ویژه با وضعیت ناپایدار مالی و سیاسی امروز بریتانیا. اما از خیلی از نظرها، داستان منچستر یک داستان جهان شمول هم هست. شهری که در قلب انقلاب صنعتی واقع شد و در قرن نوزدهم کپیتالیسم جهانی را شکل داد و این روزها توسط نیروهای پسا صنعتی در حال بازسازی است و سیر تحول شهرسازی منچستر را مجددا می توان دید.

شهرسازی منچستر
شهرسازی منچستر
روند شهرسازی منچستر : در میانه قرن بیستم، به منچستر لقب «شهر شوکِ قرن» را دادند.

معمای معماری و شهرسازی منچستر چیست؟ از سال ۲۰۱۶ که رفراندوم عضویت در اتحادیه اروپا (برگزیت) کلید خورد، انگلستان به شدت درگیر این موضوع شده و به همین دلیل بسیاری از سرمایه‌ گذاران خارجی، برای سرمایه‌گذاری در این کشور دست نگه داشتند. در شمال انگلستان، تعداد زیادی از مردم به بیرون رفتن از اتحادیه رای دادند. این منطقه شهرها و مناطقی کوچک، افسرده و دور افتاده دارند که بعد از جنگ جهانی انگار به عقب رفته‎ اند. پس منچستر در این میان چه می‌ کند؟

شهرسازی منچستر
شهرسازی منچستر دوباره جان گرفت اما آسمان خراش های نیمه کاره این روزهای منچستر، یادآور روزهایی هستند که شهر به قرنطینه رفت

شهر منچستر در میانه قرن بیستم چنان شکست اقتصادی خورد که خیلی‌ ها فکر می کردند دیگر هیچوقت بلند نمی شود. این روزها در آسمان منچستر تعداد زیادی ساختمان بلند و آسمان خراش دیده می شود. تا همین چند سال پیش بناها در منچستر زیر سی هزار متر بودند اما این روزها حتی ساختمان هایی با پانصد هزار متر مربع مساحت هم در شهر دیده می شوند. برج جنوبی میدان دینزگیت (Deansgate Square) که مجموعه ای از ساختمان های متصل و مسکونی است، بیش از ۲۰۰ متر ارتفاع دارد و به همین زودی ها هم قرار است برج های ترینیتی (با ۲۵۰ متر ارتفاع) از آن پیشی بگیرند. در پایان سال ۲۰۱۹، هشتاد سایت ساخت و ساز در منچستر وجود داشتند که چهارده هزار آپارتمان هم در دلشان در حال ساخت بود. این پیشرفت، یکی از نمونه های منحصر به فرد در تاریخ معاصر بریتانیاست.
جیمی پک (Jamie Peck) و کوین وارد (Kevin Ward) جغرافی ‌دانان انگلیسی درمورد این شهر می گویند «در ابتدا یک شمشیر دو لبه بود. اولین شهر صنعتی که به مرور زمان به شدت غیرصنعتی و مسکونی شد. روزی یک بازیگر جهانی بود و این روزها فقط یک فرصت برای سرمایه گذاران بزرگ». خیلی از آسمان خراش های نیمه کاره این روزهای منچستر، یادآور روزهایی هستند که شهر به قرنطینه رفت و دکمه توقف همه چیز ناگهان فشرده شد.

شهرسازی منچستر
در اوایل قرن هجدهم منچستر با دو میلیون نفر جزو پرجمعیت ترین شهرهای جهان بود

در سال های ابتدایی دهه بیستم منچستر یکی از بزرگ ترین شهرهای کره زمین بود و جمعیتی کلان شهری داشت: کمی کمتر از دو میلیون نفر. این شهر از یک شهر بازاریِ چهل هزار نفره در اواخر قرن هجدهم رشد کرد و به یک منطقه پویای صنعتی تبدیل شد که پایتخت تجارت، پارچه، کارخانجات و… تبدیل شد. استیون مارکوس (Steven Marcus) تاریخ‌ دان فرهنگی می گوید که منچستر نقطه مرکزی اتفاقات کوچکی بود که در نهایت به اسم انقلاب فرهنگی شناختیم. یک پارادایم از اتفاق های خوب و بد. فراموش نکنید که همین شهر، در قرن هجدهم مرکز خرید و فروش برده هم بود! و البته بعدها عضو جنبش لغو قوانین برده داری در انگلستان شد.

این حرکت منچستر رو به جلو، چنان شتابی گرفت در میانه قرن بیستم، بررسی های شهرشناسی و صنعتی به آن لقب «شهر شوکِ قرن» را دادند. کارل فدردیش شنیکل (Karl Friedrich Schinkel) معمار معروف قرن هجدهمی، به عنوان یک عضو هیئت بررسی فناوری های جدید در سال ۱۸۲۶ به منچستر رفت و از عظمت ابزارخانه ها و کارگاه ها شگفت زده شد «ساختمان های هفت تا هشت طبقه، هم اندازه قصر سلطنتی در آلمان». در سال ۱۸۳۸ هم چارلز دیکنز اولین بازدیدش از این شهر را این طور برای دوستش تعریف می کند «چند هفته پیش رفتم منچستر و بدترین و بهترین کارخانه های پنبه ریسی را دیدم. چیزی که آن جا مشاهده کردم بیشتر از همیشه شگفت زده ام کرد». در یکی از رمان هایش که در سال های دهه چهل قرن نوزدهم نوشت نخست وزیر می گوید که «منچستر همان قدر یک شاهکار انسانی است که آتن».

آلکسیس د توکویل ( Alexis de Tocqueville) دیپلمات قرن نوزدهم در خاطراتش از منچستر می نویسد:
«نوعی دود سیاه رنگ، شهر را پوشانده که از ورای آن، خورشید مثل صفحه ای بدون نور است. در این شهر تاریک، سیصد هزار انسان بی وقفه در حال کار کردن اند. هزار صدا به این هزارتوی تاریک و عمیق می رسد اما نه شبیه صداهایی که در شهرهای بزرگ می شنوید. بزرگ ترین جریان صنعت انسانی، از طریق این لوله زشت و قدیمی می گذرد و کل دنیا را بارور می کند. از این سوراخ کثیف، طلا بیرون می زند. این جا بشریت به پیشرفته ترین حالت و همزمان بی رحم ترین حالت خودش رسیده. این جا تمدن معجزه می کند اما انسان متمدن، تقریبا به زباله تبدیل شده است».

شهرسازی منچستر

اما شاید معروف ترین شخصیت در تاریخ دو قرن گذشته منچستر، فردریش انگلس (Friedrich Engels) باشد که در ۱۸۴۲ در بیست و دو سالگی به این شهر آمد و شروع به کار در یکی از کارخانه های پنبه ریسی شد که متعلق به پدرش بودند. پدر او یک تاجر بزرگ پارچه بود و  خانواده اش با امید به این که او هم به همین مسیر برود، این کار را به فردریش سپردند. فردریش اما مطالعات سیاسی را دنبال کرد و کتابی به نام «شرایط طبقه کارگر در انگلستان» نوشت. یکی از اولین کتاب های کلاسیکِ تفکر سوسیسالیسم. بعد از انتشار این کتاب، انگلس در منچسنتر با کارل مارکس آشنا شد و چند سال بعد با هم «مانیفست کمونیست» را نوشتند.

شهری که در زمانی پایه های انقلاب صنعتی در آن نهاده شد، همان شهری بود که جرقه مطالبات جهانی طبقه کارگر در آن زده شد و حالا باز این چرخه به نفع قدرت ها یعنی سرمایه داران بزرگ چرخیده است و این شهر که نقش آتن را در تاریخ معاصر بازی کرده بار دیگر در مرکز توجهی معماگون قرار گرفته است. موضوعی که می توان آن را به شهرهای بزرگ دیگر جهان تعمیم داد و از مطالعه روند شهرسازی در آن بسیار آموخت.

میانگین امتیازات ۴.۸ / ۵. تعداد امتیازات ۳۳

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

هشت مهارت ضروری برای طراحان قرن بیست و یکم

طراحی جایگاهی ارزشمندی دارد. طراحی یعنی تبدیل ذهنیت به کالبد عینی در قالب فرم، محتوا و عمل…