صفحه اصلی خواندنی ها طراحان داریوش بوربور، پدر شهرسازی مدرن ایران

داریوش بوربور، پدر شهرسازی مدرن ایران

۰
داریوش بوربور
ارسال خبر

داریوش بوربور مرد مطرح دنیا معماری و شهرسازی در چهار قاره فعالیت داشته و به غیر از معماری و شهرسازی وارد زمینه هایی چون نقاشی و نوشتن یا تاریخ، محیط زیست و زبان شناسی شده است. او به عنوان محقق سخنرانی های زیادی در دانشگاه های معتبر بین المللی داشته و نوشته هایش در نشریات معتبر چاپ و به زبان های مختلف ترجمه شده است که از معروف ترین آن ها میتوان به دایره المعارف بین المللی شهرسازی و دایره المعارف ایرانیکا (یک پروژه گروهی بین المللی، بزرگ ترین و جامع ترین پروژه ایران شناختی) اشاره کرد. او پدر شهرسازی مدرن ایران  و به گفته آنتونی کرافت (Anthony Krafft) تحلیلگر معروف سوییسی یکی از پیشگامان معماری و آغازکننده شهرسازی مدرن ایران بوده است.

داریوش بوربور
داریوش بوربور

کمی نزدیکتر با داریوش بوربور

داریوش بوربور شهرساز، معمار، طراح معاصر ایرانی است که دستی بر آتش نقاشی و مجسمه سازی دارد و همچنین به عنوان پژوهشگر و نویسنده نیز شناخته می شود. او که اصالتی لک دارد، متولد تهران است  و در خانواده ای نسبتا مرفه دیده به جهان گشود. بردار بزرگترش پزشک بود و او نیز به منظور ادامه تحصیل در ۱۲ سالگی ایران را به مقصد انگلیس ترک کرد و دیپلم خود را از دانشگاه کمبریج، لیسانس(معماری) و فوق لیسانس(شهرسازی) را از دانشگاه لیورپول گرفت. برای تخصص خود یعنی معماری مناطق گرم و خشک به ژنو رفت و زیر نظر استاد مشهور فرانسوی پروفسور اوژن بودوئَن (Eugène Beaudouin) تحصیلات خود را به پایان رساند. او همزمان با اساتیدی چون پروفسور آرنولد اوشِل و معمارهای بنام سوییسی، فرای و هونزیکر نیز در تعدادی از پروژه های مختلف همکاری می  کند.
داریوش بوربور از نوجوانی و به طور تصادفی در یک سفر هوایی به تهران با داریوش شایگان، فیلسوف و نویسنده -که او هم در ژنو تحصیل می کرد- آشنا شد و رفاقتی هفتاد ساله بین این دو شکل گرفت. از دیگر دوستان و هم دوره ای های داریوش بوربور که همگی در ژنو تحصیل کرده بودند و افراد برجسته و تاثیرگذاری در حوزه های خود شدند، می توان به  محمد علی جمال زاده، احسان نراقی، اکبر اعتماد، جلال ستاری و داود رشیدی اشاره کرد.
او در مقطعی در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشت و به عنوان مدیر فنی شرکت ایران راه مشغول به کار شد. دو سال بعد دفتر مهندسی خود (مهندسین مشاور بوربور) را با سبکی نوین و حرفه ای تاسیس کرد که متشکل از مهندسان برجسته ایرانی و خارجی بود و همچنین در بیشتر شهرهای مهم ایران دفتر داشت، در نهایت ۱۴ سال بعد به کنسرسیوم عظیم ساختمانی تبدیل شد. در سال ۱۳۵۲-۱۳۵۸ وارد همکاری با شرکت مهندسی سوییسی سِپ در لوزان شد و در سال ۱۳۵۵ شرکت sphere iran  را به منظور تدوین طرح جامع محیط زیست منجسم کشور راه اندازی کرد. بوربور چند ماه قبل انقلاب اسلامی به پاریس رفت و شرکت دیگری را آنجا تاسیس کرد. این سفر آغاز دوره ای بود که بوربور ضمن ارائه مشاوره در معماری و شهرسازی، به‌طور جدی به مطالعات ایران‌شناسی نیز پرداخت. سپس در سال ۱۳۷۰ به همت او پژوهشگاه و کتابخانه مطالعات ایران شناسی تاسیس شد.
بوربور جایزه بین المللی مرکوری طلایی ایتالیا  را در سال ۱۳۵۴ دریافت کرده است و نامش در لیست پنجاه معمار برجسته جهان در دومین نمایشگاه بین ‌المللی معماران برجسته دنیا در بلگراد را در  سال ۱۳۶۷ دریافت کرده است. او همچنین به عضویت ممتاز انستیتوی سلطنتی شهر سازان انگلستان (Fellow of Royal Town Planning Institute) درآمده است.

سبک معماری

سبک معماری مختص به بوربور با خطوط منحنی و فضا های غیر متعارف تعریف می شود، که پس از گذشت نیم قرن هنوز زیبایی و شگفتی خاص  خود را دارد. شهاب الدین تصدیقی در نقد و توصیف سبک بوربور نوشته است: «بوربور یک مدرنیست (سبکی که در آن از متریال های جدید استفاده می شود و طرح های قدیمی جایی در آن ندارد) از نوع فرم گرای ساده (بازی با اشکال هندسی) است، یکی از نقاط تمایز آن با سایر بزرگان معماری استفاده از فن تکثیر است. بوربور با انتخاب یک مدول هندسی(مانند دایره یا هشت ضلعی) و ساختن فضا از طریق تکثیر، پلنی متفاوت ایجاد می کند. طراحان هم دوره بوربور با استفاده از بازی های حجمی و رخ نمایی مانور های فرمال آثاری خلق می کردند و همین فن تکثیر باعث  تمایز آثار او و فراتر رفتن از یک فرمالیسم ساده بودن است.»

رقص دست بوربور بر روی کاغذ

بوربور به شهرسازی و طرح های شهری کلان مشهور است. طرح جامع نوشهر و چالوس (۱۳۴۳-۴۶)، طرح سراسری بحر خزر (۱۳۴۴-۴۵)، طرح ساخت دو هزار آپارتمان با انرژی خورشیدی(در مشهد)، آمفی تاتر و پارک متعدد در تهران و اهواز گوشه ای از ترکیب هنر ذهن و دست اوست. از معروف ترین طرح  های بوربور می توان به مرکز تجاری بازار رضا و طرح نوسازی اطراف حرم امام رضا(ع) – که در آن شعاع مشخصی از اطراف حرم را بازسازی و فضا سبز را جایگزین بافت قدیمی کردند و حرم رضوی را مانند جزیره ای میان فضا سبز قرار دادند- اشاره کرد که با نظر منتقدان و مدافعین زیادی هم همراه بود. از نظر منتقدان این طرح باعث آغاز شکاف بین حرم رضوی و بافت شهری مشهد بود و مدافعان این طرح می گفتند این ایده زمینه ساز ظرفیت بهتر حرم برای استقبال از زائران است. گرچه بوربور در مصاحبه ای عنوان کرده است که از آثار او و همنسلانش دیگر چیزی باقی نمانده است.
او در مصاحبه ای با هنرآنلاین درباره این موضوع می گوید: «تقریباً هیچ اثری از آن‌ها باقی نمانده، زیرا برخی از پروژه‌ها که اصلاً اجرایی نشدند (مانند طرح نوسازی اطراف حرم مطهر حضرت امام رضا (ع)  در مشهد)، آن‌هایی هم که اجرایی شدند، یا در جنگ ایران عراق با خاک یکسان شدند (مانند شهرک‌های احداثی در غرب ایران)، یا به دلایل غیرموجه تخریب شدند (نماد شهر مشهد) و یا به دلایل ضعف در نگهداری در دست از بین رفتن هستند (بازار رضا در مشهد)».
بوربور همچین در نشستی از مجموعه نشست های «نقد معماری و شهرسازی» که انجمن صنفی مهندسان مشاور معمار و شهرساز برگزار می کند سکوت پنجاه ساله خود درباره طرح نوسازی حرم اما رضا (ع) را شکست و نقشه ها و طرح اصلی را که بنا بود اجرا شود در معرض نمایش گذاشت.
در حوزه شهرسازی او در انجام و تکمیل طرح هایی مثل طرح ایده نوسازی محله در شهر لیورپول اگلستان، طرح راهنما برای سه شهر در الجزایر، طرح مرکز تجاری-تفریحی پاویون پارس در کالیفرنیا و … همکاری داشته است.
اگرچه همه بوربور را به شهرسازی می شناسند ولی آثار معماری اش هم کم نیستند، مرکز ورزشی تفریحی قصر یخ (۱۳۴۶)، موزه و کتابخانه آستان قدس رضوی (۱۳۵۵)، نماد شهری مشهد (۱۳۵۵) -که در سال ۱۳۸۶ شهرداری آن را تخریب کرد- از آثار معماری او هستند. از دیگر آثار وی می توان به ویلاهایی چون خانه ارجمند در کرمان، خانه نهاوندی، خانه عبده در تهران (که انحنا آن تشبیه شده به طراحی های زاها حدید) و خانه برادران حکیمی (مدل زنبوری) اشاره کرد، در نهایت به خانه-دفتری خود بوربور می رسیم که از مدول های هشت ضلعی و مربع در پلان استفاده کرده است.
در ادامه با مروری بر گفتگویی که هنر آنلاین در سال ۱۳۹۷ با داریوش بوربور داشته است با نقطه نظرات این معمار برجسته در مورد معماری ایران بیشتر آشنا می شویم.

داریوش بوربور
«ما متأسفانه حفظ ارزش های مان را مترادف با عقب گرایی، عقب ماندگی، پشت کردن به جهانی شدن و عدم پیشرفت گره زده ایم.»

جهانی شدن منافاتی با حفظ سنت و فرهنگ ندارد

داریوش بوربور معتقد است ما ایرانی ها اکثراً در ایرادگیری ید طولانی داریم، ولی در ارائه راه حل بسیار ناتوان هستیم. او می گوید: «ما همه چیز را سیاه-سفید می بینیم، زیاده در تمام موارد اظهارنظر می کنیم، قضاوت مان شخصی و غیرعلمی است و در خیلی از موارد بیهوده غلو می کنیم. به دلیل بی اطلاعی و یا کم اطلاعی از بقیه دنیا، اغلب فکر می کنیم که بسیاری از مسائل را فقط خود ما داریم و دیگران ندارند»
از نظر بوربور یکی دیگر از ایرادات ما، باز هم به دلیل کم اطلاعی، این است که از تجربیات و راه حل های دیگر ممالک استفاده نمی کنیم و «برای جبران ناآگاهی مان و دور زدن از عجز حل مشکل، دائم به غلط می گوییم که شرایط ما متفاوت است و باید راه حل «ایرانی»، «اسلامی»، «ایرانی-اسلامی» و یا «بومی» پیدا کنیم. در صورتی که بیشتر گرفتاری های ما فنی و مدیریتی است و راه حل آن ها همانند بقیه دنیا است. البته ما عقب افتادگی های زیادی نیز از ممالک پیشرفته جهان امروزی داریم که با تلاش مضاعف توأم با طرز تفکر صحیح، سرعت و مدیریت باید سعی کنیم عقب افتادگی های مان را جبران کنیم»
از نظر بوربور بهتر است واژه «جهانی شدن» را جایگزین «غرب گرایی» کنیم تا جلوی حساسیت ها و مخالفت هایی که با هر کار خوبی هم که از غرب سررشته گرفته را بگیریم. «جهانی شدن به هیچ وجه منافاتی با حفظ سنت و فرهنگ ندارد. ما باید از ژاپن این خصلت را بیاموزیم. ملت ژاپن به بهترین نحوی توانسته ضمن حفظ ارزش های سنتی، اخلاقی و فرهنگی خود، هم جهانی شود و هم در زمره ممالک بسیار پیشرفته جهان قرار بگیرد. ولی ما متأسفانه حفظ ارزش های مان را مترادف با عقب گرایی، عقب ماندگی، پشت کردن به جهانی شدن و عدم پیشرفت گره زده ایم.»

داریوش بوربور
داریوش بوربور – عکس از هنرآنلاین

چیزی به نام «معماری ایرانی» یا «معماری اسلامی» وجود ندارد

بوربور معتقد است «مقوله ای به عنوان «معماری ایرانی» اصلاً وجود ندارد.» او به صراحت در این باره می گوید: «این یک توهم است که مدت ها برای ایرانی ها و حتی معماران ایرانی مخصوصاً در قرن بیستم پیش آمده است. {…} در گذشته صاحب کارها به معماران می گفتند که ما معماری سنتی ایرانی می خواهیم. اما معماری سنتی ایرانی چیست؟ ما ۷ هزار سال تاریخ داریم که در این مدت دوران مختلفی را پشت سر گذاشته ایم و معماری هر دوره نیز متفاوت از دوره دیگر بوده است. معماری ایلامی با معماری هخامنشی و معماری هخامنشی با ساسانی بسیار متفاوت بوده است. معماری ساسانی نیز با معماری صفویه متفاوت بوده است. حال وقتی ما می گوییم، معماری سنتی ایرانی، کدام اینها مد نظر است؟» او دقیقا چنین نظری را در مورد اصطلاح با مقوله «معماری اسلامی» دارد. «در مورد معماری اسلامی نیز همین طور است. یعنی ما چیزی به نام معماری اسلامی هم نداریم. در آیات و احادیث ما در مورد بسیاری مطالب صحبت شده است اما در مورد معماری هیچ راه حلی داده نشده و تقریباً هیچ صحبتی در این زمینه انجام نشده است. دلیل آن نیز بسیار واضح بوده است زیرا در آن دوران اصلاً در عربستان معماری وجود نداشته است. {…} یک زمانی کشور سوریه تحت سلطه رومی ها بوده و به همین خاطر مساجد بدو اسلام در سوریه به سبک رومی ساخته شده اند. مساجد ایران که معروف به بنای اسلامی هستند، همگی برگرفته از بناهای ساسانی اند. یعنی سبک معماری  آن ها، سبک معماری دوران ساسانی است. {…} سبک گنبد، کاشی کاری، نقوش ، چهارطاق و… صد درصد متعلق به معماری دوران ساسانی است. بسیاری از محقق های درجه یک و تراز اول، چه خارجی و چه ایرانی نیز، این معماری ها را، معماری اسلامی می نامند. در صورتی که این نام غلط است. معماری ایرانی هم همین حالت را دارد. ما می توانیم راجع به معماری بومی صحبت کنیم. معماری بومی با معماری ایرانی متفاوت است. به عنوان مثال معماری ما در بندرعباس به دلایل اجتماعی، آب و هوایی و… یک معماری بومی است که یک سری از ویژگی های آن با نقاط دیگر متفاوت است. در کردستان هم یک تفاوت هایی در معماری بومی وجود دارد. در شمال ایران هم که تغییرات آب و هوایی و مسائل اجتماعی بیشتر متفاوت بوده، می بینیم که ساختمان ها به طور کلی سبک دیگری دارند. پس ما راجع به معماری بومی می توانیم بگوییم که این معماری متعلق به کدام منطقه است ولی نمی توانیم به طور اخص بگوییم که فلان ساختمان معماری ایرانی است.»

میانگین امتیازات ۵ / ۵. تعداد امتیازات ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

مطالعه موردی طراحی داخلی دفتر کار متناسب با شرایط کرونا

پیدمی کرونا نیاز به ایجاد فضاهای کاری که در آن تماس فیزیکی افراد -جز در موارد ضروری یا کار…