صفحه اصلی خواندنی ها طراحان جورج ناکاشیما مرد دست ساخته ها و میراث او

جورج ناکاشیما مرد دست ساخته ها و میراث او

۲
جورج ناکاشیما

جورج ناکاشیما معمار و طراح مبلمان ژاپنی تبار آمریکایی، متولد سال ۱۹۰۵، از اولین نسل مهاجران بود. او آمریکایی را که در جریان صنعتی شدن، هنرهای مردمی خود را به دست فراموشی سپرده و مدرنیزه شدن بر همه جنبه های آن سایه افکنده بود، با جنبش مینگی آشنا کرد و به مرد دست ساخته ها شهرت یافت. اکنون دو خانه ساخته وی، واقع در پنسیلوانیا به میراثی جاودانه از هنرهای مردمی میانه قرن بیستم تبدیل شده اند. همراه با مایکل اسنایدر (Michael Snyder ) از این خانه ها بازدید می کنیم و به ملاقات فرزندان ناکاشیما می رویم که میراث او را زنده نگه داشته اند.

جورج ناکاشیما
کامپیوتر در گوشه آشپزخانه کوین که بایگانی درهم و برهمی از عکس های یادگاری خانوادگی است. قفسه ساخت ناکاشیما که بسیاری از کتاب های آشپزی ماریون همسر جورج ناکاشیما را در خود جای داده است

مینگی(Mingei) هنرهای بومی یا هنرهای متعلق به مردم (Folk craft) است. آثاری ساده و دست ساز است که برای کاربرد روزانه مردم مورد استفاده قرار می گیرد. جنبش مینگی را فیلسوف و مورخ هنر، یاناگی سوئتسو (Soetsu Yanagi) با همکاری نویسنده و سفالگر بریتانیایی، برنارد لیچ (Bernard Leach) در اوایل قرن بیستم (۱۹۲۰-۱۹۳۰) بنیان گذاری کرد. این جریان هنری در حالیکه منحصرا به حوزه سفال و سرامیک وابسته نبود اما با استقبال سفالگران ژاپنی توسعه پیدا کرد و در سراسر کشور ژاپن برای احیای هنرهای مردمی مورد توجه و حمایت واقع شد.
جنبش مینگی در اصل شامل معیارهایی است برای بررسی زیبای دست ساخته های کاربردی. یاناگی درباره کیفیت زیبایی دست ساخته های پیشه وران گمنامی سخن می گوید که اشیاء و وسایل کاربردی زندگی روزانه مردم را تولید می کنند و فارغ از هر گونه فردیت و به درو از خواست درونی برای شهرت و ثروت ساخته می شود. سازندگان این آثار هدفی جز کسب درآمد برای رفع نیازهای اولیه خود ندارند اما دست ساخته های آنها ریشه در فرهنگ و سنت های ملی شان دارد.

جرج ناکاشیما
بخشی از دست ساخته های جورج ناکاشیما در نمایشگاه

یاناگی بر این باور بود در دنیایی که کم کم کارها به صورت مکانیزه و بی روح انجام می شود، هنرهای مردمی مفهوم زیبایی را زنده نگه می دارد و مینگی نه تنها یک یک جنبش هنری بلکه مسیر رستگاری برای نجات انسان از بی روح شدن و بی عاطفه شدن است.

جورج ناکاشیما
جورج ناکاشیما، مردی که زیبایی او را به وجد می آورد

سانسکریت یا مردی که زیبایی او را به وجد می آورد

ناکاشیما در سال ۱۹۳۰ با مدرک کارشناسی ارشد معماری از موسسه فناوری ماساچوست فارغ التحصیل شد، او در آن زمان با خانواده اش در زمین های لم‌یزرعی زندگی می کرد که امیدی به آبادانی آنها نبود؛ بنابراین خیلی زود بعد از فارغ التحصیلی، در دروه رکود اقتصادی بزرگ آمریکا، آنجا را ترک کرد تا به سراسر دنیا سفر کند و به تحقیقات خود ادامه دهد. او درست همزمان با شکل گیری جنبش مینگی پا به سرزمین اجدادی خود می گذارد. در توکیو با معمار آمریکایی آنتونین ریموند (Antonin Raymond) در ساخت بخش الحاقی هتل ایمپریال، اثر جاودانه فرانک لوید رایت (Frank Lloyd Wright) یکی از برترین معماران جهان همکاری کرد.
او از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ در شهرهای جنوبی هندوستان به سر برد، در آنجا ناظر ساخت پروژه گل‌کاندا دورمیتوری (Golconde Dormitory) بود و مخفیانه مرید مرتاض هندی اوروبیندو (Sri Aurobindo) شد، اوروبیندو با دادن نام سانسکریت یا کسی که زیبایی او را به وجد می آورد به ناکاشیما، آینده اش را پیشگویی کرد. این نام بر روی سنگ قبر چوبی او حک شده است.

جورج ناکاشیما
جورج ناکاشیما و ماریون

ناکاشیما در سال ۱۹۴۱ ازدواج کرد و همان سال تصمیم گرفت که معماری را کنار بگذارد. امریکایی ها در زمان جنگ جهانی دوم، ژاپنی ها از جمله او، همسر و دختر شیرخواره اش را در اردوگاه هایی حبس کردند.

جورج ناکاشیما
کمپ مینی دوکا (Minidoka)

خانواده ناکاشیما سه سالی را با این شرایط سپری کردند تا در ۱۹۴۳ با ضمانت ریموند (Raymond) آزاد شدند و در مزرعه خانوادگی وی اقامت کردند. در آنجا بود که ایده ساخت صندلی شیکر(Shaker) در ذهن ناکاشیما جرقه زد. او زمانی که جنگ به پایان رسید در همان اطراف، در مزرعه ای زندگی کند و کسب و کاری راه بیاندازد. ناکاشیما، مرد دست ساخته ها تا ۷۳ سالگی، حتی یک روز هم دست از کار نکشید و به سختی کار کرد تا زندگی شرافتمندانه ای داشته باشد.

جورج ناکاشیما
جورج ناکاشیما بر این باور بود که منشاء توانای اش در آفرینش دست ساخته ها، خردی الهی است

ناکاشیما در سال ۱۹۴۶، استودیو خود را در نیوهوپ در زمینی به مساحت ۱.۲۱۵ هکتار راه اندازی کرد، بعد از آن تا زمان مرگ تمام زندگی را وقف ساختن دست ساخته های خود کرد. او از تخته چوب های گردو، گیلاس و افرا کرک دار و صنوبر یا چوب های سرخ، میزهای جلوی مبل و عسلی هایی با سطحی شبیه به شکل برکه های کوچک آب ساخت، صندلی های چوبی مدل شیکر (Shaker-style) با پایه دوکی و میزهای ناهار خوری از تنه درختان که گویی ترک ها و درزهای آنها با پروانه های کهربایی پر شده اند. او بر اساس فلسفه اینتگرال یوگا بر این باور بود که منشاء توانای اش در آفرینش دست ساخته ها، خردی الهی است. در یک روز پاییزی مرطوب و گرفته با همراهی دخترش میرا(Mira) از استودیوی او بازدید می کنم، میرا که از زمان مرگ پدر دیگر هرگز قدم به استودیو نگذاشته بود، می گوید: «آثاری که پدرم خلق کرد برگرفته از شیوه زندگی اش بود، او فی البداهه ده ها هزار شیء کاربردی برای مصرف روزانه ساخت که همگی منحصر به فرد بودند و هیچ وقت در ساخت آنها از مواد مصنوعی استفاده کرد. او به این شکل اعتراض خود را بر علیه تولیدات ماشینی نشان داد.»

جورج ناکاشیما
ساختمان کونویید استودیو (Conoid Studio) اثر جورج ناکاشیما

سازه های جاه طلبانه

جورج ناکاشیما در طی سال هایی که کارش را توسعه می داد، معماری را هم هرگز کنار نگذاشت. او در زمینی به مساحت۴.۵ هکتار ۱۹ ساختمان بنا کرد. در سال ۱۹۴۶ خانه سه خوابه بزرگی به مساحت۴۲۷ متر مربع برای خانواده خود ساخت. در سال ۱۹۷۰ ساخت خانه چهار خوابه ای با مساحت ۷۷۸ متر مربع مساحت برای دخترش ماریا و همسر و سه فرزندش ساخت. ناکاشیما سازه هایی مفهومی و جاه طلبانه نیز در این زمین ساخته است. ساختمان کونویید استودیو (Conoid Studio) همچون رنگین کمان بتنی بی وزنی خودنمایی می کند. ساختمان آرتس (Arts Building)، با سقفی هذلولی وار و کوژ به چادری چوبی می ماند که ستون های آن تکیه گاه پارچه برزنتی منسجمی است و ساختمان رسیپشن هاوس (Reception House) که شبیه به موزه است. این ساختمان ها به عنوان بخش اصلی این میراث جاودانه در کنار یکدیگر مجموعه بی عیب و نقصی را تشکیل داده است.

جورج ناکاشیما
اتاق پذیرایی خانه میرا، کف آن با تکه های دورانداخته شده از چوب گردوی تیره پوشیده شده و با میخ های سرگرد به تیرهای چوبی کف متصل و هر تکه از چوب های کف بر اساس رنگ و طرح روی چوب کنار هم چیده شده اند. میز نورتاب مینگر آندون (Minguren Andon) که کاغذ آن از جنس کاغذهای به کار گرفته شده در ساخت شوجی ژاپنی است

در گوشه گوشه خانه های میرا و کوین ردپای جنبش مینگی را می توان مشاهده کرد. همه این ساختمان ها کاملا بر پایه سبک منحصر به فرد قرن بیستم ساخته شده اند و هیچ اثری از تولیدات ماشینی، اصل اساسی مدرنیسم، در آنها دیده نمی شود. میرا می گوید: «پدرم همیشه می گفت که ساختن مبل مانند معماری است اما در ابعادی کوچکتر.» اما خانه هایی که ناکاشیما برای فرزندانش ساخته است خلاف این گفته را ثابت می کند. میزها و صندلی های ساخته ناکاشیما، بر خلاف معماری، همگی نمادی از هنر های مردمی هستند، ابزاری کاربردی درست طبق منطق یاناگی: «فقط همان هدفی را برآورده می کنند که برای آن خلق شده اند.» جورج ناکاشیما در سال ۱۹۹۰ در سن ۸۵ سالگی بدن خاکی اش را ترک کرد.

جورج ناکاشیما
جورج ناکاشیما: ساختن مبل مانند معماری است اما در ابعادی کوچکتر

خانه های جاودانه

از خانه کوین هم بازدید می کنم. خانه زیر شاخ و برگ های آویزان درختان پنهان شده و فرشی از این برگ ها بر تمام سطح زمین گسترده شده است. ناکاشیما این خانه را یک سال بعد از عقد قرارداد ساخت مبلمان برای کمپانی نائول اَسوشیتسKonll Associates) ) ساخت که در دوره خوشبینی و رونق اقتصادی بعد ازجنگ جهانی دوم به نمونه ای از ساخت و ساز با کمترین سرمایه تبدیل شد.
دیوارهای کوتاه رو به ورودی از بلوک های سیمانی سبک و سنگ ساخته شده است. ناکاشیما این سنگ ها را به کمک همسر و دخترش از اطراف جاده جمع کرده بود. تخته های کدر و مسطح چوب گردو و بلوطی که کف مستطیلی شکل خانه را می پوشاند و شیب ملایم زمین را می گیرد با میخ هایی ارزان قیمت با سر چهارگوش به تیرها یا تخته های موازی کف متصل شده اند. سقف کاذب زیر بام از چوب درخت خرمالو است و بر میخ های چوبی دنباله دار تکیه دارد. بام سبک و شیب دار خانه در اصل با سفال های بتونی دست ساز ساخته شده و مانند روکشی ابریشمین و سبک بر اتاق های کوچک و چهارگوش خانه کشیده شده است.

جورج ناکاشیما
اولین خانه ای که جورج ناکاشیما ساخت. پسرش کوین در این خانه ساکن است. صندلی اداری از چوب گردو و دست ساخته جورج که سبب شهرتش شد، کارهای هنری ناکاشیما، کاغذها و کتاب ها و یادگاری های خانوادگی از آثار هنری بن شان

به جز چند ماه اقامت در ژاپن، کوین، همنشین همیشگی پدر و مادر بود و اکنون هم در این خانه سپری می کند. حالا خانه کوین به سمساری پر از اشیایی تبدیل شده است که تنها صاحب آن می داند کدام شیء را کجا پیدا کند.کوین در استودیو پدر کار نمی کند و فقط قبل از مرگ مادرش در حسابرسی های استودیو به او کمی کمک می کرد. او از کارهای قهرمانانه پدرش می گوید و همچون میراث داری وظیفه شناس از داستان ها و افسانه های خانوادگی نگهداری می کند. افسانه هایی از زمان مادر بزرگش که میراث جد هلندی شان است. چند ساعت طول کشید تا کوین آلبوم های عکس و کتاب ها را در میان کپه ای درهم برهم روی میز و صندلی تاشو پیدا کند. پدرش این صندلی ها را با استفاده از مواد طبیعی به تعداد فراوان ساخته است، میز از تخته چوبی به رنگ سیاه ساخته شده که پدرش آن را چندین دهه پیش در ساحل کالیفرنیا پیدا کرده بود. کوین می گوید: «اگر کس دیگری آن را پیدا می کرد بی شک دور می انداخت.» و بعد اضافه می کند که اگر تمام عمر در یک جا زندگی کنید اشیایی را پیدا می کنید که قبلا فکر می کردید آن را گم کرده اید. همچنین با لبخندی می گوید: « هنوز هم والدینم را در هر گوشه از این خانه می بینم و حضورشان را احساس می کنم.».

جورج ناکاشیما
میرا می گوید: « انجام مقتصدانه کارها نظم خاصی را می طلبد، طبق عقیده پدرم طرح خوب آن است که هم مقتصدانه باشد و هم زیبا.»

حق با کوین است، کتاب های آشپزی کهنه و کپک زده مادرش (ماریون) هنوز هم در آشپزخانه دیده می شوند صفحات شان با کارت پستال نشان گذاری شده است. هنوز همه چیز در آشپزخانه سایه و انعکاسی از حضور ماریون را دارد. کوین می گوید: «دیواره های بین کابینت ها تنها چیزی است که در این آشپزخانه تغییر کرده است، …اگر مادرم زنده بود هرگز اجازه این کار را نمی داد.» در اتاق خواب سوم که بعد از تولد کوین به این خانه اضافه شده است قفسه ای قرار دارد، کوین زمانی که نوجوان بود به کمک پدرش آن را ساخت و تمام قفسه هایش با آلبوم های عکس پر شده است و در میان آنها کارت های تعطیلات و نقاشی های اصل از جونز به چشم می خورد و ۳۵ سال است که کوین از آنها نگهداری می کند. اتاق مستر جدا از بقیه اتاق ها در انتهای راهرو قرار دارد و زمانی برای کوین حکم قلمرو پدرش را داشت. قفسه کتاب طویلی زیر پنجره بزرگ و خوش منظره ای جلب توجه می کند و در آن اشیایی چیده شده که کوین در کل زندگی اش آنها را گرد آوری کرده است.

جورج ناکاشیما در سال ۱۹۶۹ قطعه زمین مجاور زمین خود را می خرد و خانه میرا را در اوج شکوفایی کاری خود در همین زمین می سازد. خانه میرا بزرگتر و مثالی از تعهد مادام العمر ناکاشیما به جنبش مینگی است. خانه ای نیم طبقه در باغی که کف آن با سنگ ریز پوشانده شده است و ۹۲ متر با جاده  فاصله دارد و انتهای آن در نزدیک جنگل تمام می شود.

جورج ناکاشیما
نمای بیرونی خانه میرا، این خانه در سال ۱۹۷۰ ساخته شده است، نظم و سادگی آن بیانگر شخصیت ناکاشیما است

خانه سقف شیب دار و دودکش سنگی و ساده ای دارد. دودکش درکنار پلکان چوبی از سطح زمین شروع می شود و از تاق بالکن عبور می کند، از فاصله دور مثل یک نی چسبیده به خانه به نظر می آید. در این مجموعه خانه دیگری دیده می شود که کاملا شبیه خانه های روستایی ژاپنی است، ورودی این خانه به جای اینکه در در وسط قرار گیرد و مانند خانه های معمول به راه پله ها باز شود؛ در کناری دور از چشم تعبیه شده و آستانه آن با سنگ ریزه فرش شده است و به راهرویی باریک و چوبی باز می شود. روشنایی راهرو را چراغ کاغذی بی شکلی تامین می کند.

جورج ناکاشیما
نمایی دیگر از اتاق پذیرایی خانه میرا، صندلی راک و نیمکتی از کارهای استودیو در کنار پیانو بزرگ جای گرفته است و کاسه های چوبی روی آن، تعدادی ساخته دست بچه های میرا و تعدادی هدیای دوستداران ناکاشیما

میرا می گوید: « انجام مقتصدانه کارها نظم خاصی را می طلبد، طبق عقیده پدرم طرح خوب آن است که هم مقتصدانه باشد و هم زیبا.» کفش هایم را در می آورم و به همراه میرا از راه پله های باریکی بالا می رویم که انتهای آن به فضای حد فاصل میان آشپزخانه و ناهارخوری ختم می شود. پیشخوان آشپزخانه از چوب گردوی ایرانی است که جلا داده شده. طبقه بالا حال و هوای زاهد منشانه زیبایی را به رخ می کشد، سقف ها با رنگی روشن از تخته چند لایه چوب غان ساخته و بر روی تیر های خرپا نصب شده اند، و در مقایسه با سقف های جنس درخت خرمالو و تیره رنگ خانه کوین روشن تر است و جلوه بیشتری دارد، اما در هر دو خانه صمیمت یکسانی را احساس می کنید.
ناکاشیما برای پوشش کف خانه میرا تخته های ناهماهنگ چوب گردو را که هر کدام شکل و اندازه ای متفاوتی دارد از میان دور ریز های استودیو مبلمان جمع آوری کرده و مانند تکه های پازلی کنار هم چیده است. میخ های سرگردی این تکه ها را به به تخته های کف وصل شده کرده اند.

جورج ناکاشیما
میرا ناکاشیما

میرا می گوید: « انجام مقتصدانه کارها نظم خاصی را می طلبد، طبق عقیده پدرم طرح خوب آن است که هم مقتصدانه باشد و هم زیبا.» کفش هایم را در می آورم و به همراه میرا از راه پله های باریکی بالا می رویم که انتهای آن به فضای حد فاصل میان آشپزخانه و ناهارخوری ختم می شود. پیشخوان آشپزخانه از چوب گردوی ایرانی است که جلا داده شده. طبقه بالا حال و هوای زاهد منشانه زیبایی را به رخ می کشد، سقف ها با رنگی روشن از تخته چند لایه چوب غان ساخته و بر روی تیر های خرپا نصب شده اند، و در مقایسه با سقف های جنس درخت خرمالو و تیره رنگ خانه کوین روشن تر است و جلوه بیشتری دارد، اما در هر دو خانه صمیمت یکسانی را احساس می کنید.
ناکاشیما برای پوشش کف خانه میرا تخته های ناهماهنگ چوب گردو را که هر کدام شکل و اندازه ای متفاوتی دارد از میان دور ریز های استودیو مبلمان جمع آوری کرده و مانند تکه های پازلی کنار هم چیده است. میخ های سرگردی این تکه ها را به به تخته های کف وصل شده کرده اند.

جورج ناکاشیما

در مقایسه با خانه کوین که به سمساری به هم ریخته ای می ماند، خانه میرا به گالری یا نمایشگاهی منظمی شباهت دارد که با وجود کمی جا اشیاء زیبای فراوانی را به شکلی حیرت انگیز در خود جای داده است. تصاویر چاپی از بن شان هنرمند واقع گرای لیتوانیایی-آمریکایی اواسط قرن بیستم، از دوستان خانوادگی ناکاشیما در بیشتر دیوارهای این خانه دیده می شوند. قاب این تصاویر ساخته دست ناکاشیما است و به شکل دروازه های سنتی پرستشگاه های ژاپنی و بودایی ساخته شده. تندیس زنگ زده ای در گوشه ای نزدیک پنجره بزرگ خوش منظره قرار دارد و شوجی (در معماری ژاپن در یا پنجره ای که از کاغذ بر روی قاب شبکه ای شکل تشکلیل شده است. در مقابلش گذاشته شده است تا از نور خورشید در امان باشد. این تندیس را اوایل دهه هفتاد طراح مبلمان هری برتویا (Harry Bertoia)، همکار ناکاشیما ساخته است. این تدیس گویی با آدم حرف می زند و انسان را بر می انگیزد تا آن را نوازش کند.کاسه های چوبی، نمادی از قبیله های متفاوت ژاپنی در اشکال و اندازه های مختلف بر روی پیانو بزرگ به چشم می خورند، تعدادی از آنها را فرزندان میرا در کودکی ساخته اند و مابقی هدایای دوستداران ناکاشیما هستند.

میرا می گوید: «پدرم در استودیو خود دیکتاتوری تمام عیار بود و در آنجا باید بی چون و چرا از سبک او تبعیت می کردید.». خانه میرا با دست و دلبازی بیشتری ساخته شده است. نشانه هایی از تمام کارهای استودیو را در آن می توان مشاهد کرد. سطح پیشخوان آشپزخانه که شبیه سر بیل و به رنگ قهوه ای تیره است و رگه های نقره ای در آن موج می زند. ستون مرکزی خانه از تنه درخت چوب سدر است و با چنان پیچ و تابی به سوی سقف رفته است که گویی تمام خانه تنها شاخ و برگ آن است، چوب آن را ناکاشیما در محوطه همین ملک یافته بود. البته در خانه گلچینی از اشیاء متعلق به خود میرا از جمله چوب سخت اطراف تیرک حصار نیز به چشم می خورند.
با وجود اختلاف نظر در شیوه کار، میرا و پدرش هر دو همه روزه به استودیو می رفتند و با صبر و حوصله مرحله به مرحله انجام کارها را مدیریت می کردند. ناکاشیما معمولا سفارشی کار می کرد. او طرح کار را به تیمی متشکل از هشت نفر واگذار می کرد، آنها با دقت بی نظیری به طرح مورد نظر ناکاشیما بر روی تکه های مجزای چوب جان می بخشیدند. پیروی بی چون و چرای از نیروی طبیعت او را از دیگر همتایانش مجزا می ساخت و حتی باعث برتری او میان دوستان، همتایان و همکارانش بود در حالیکه همکارانش نبوغ شان را به سوی مواد صنعتی و اشکال مدرن طراحی سوق می دادند، ناکاشیما در کارهایش از طبیعت الهام می گرفت، به هنر دستانش تکیه داشت و به دنبال مواد طبیعی با دوامی می گشت که در برابر فرسودگی مقاوم باشند.

جورج ناکاشیما
هدف جورج ناکاشیما و همتایانش در سبک معماری بومی آمریکایی و جنبش هنر و پیشه انگلستان، همگی، بازگشت هنرهای مردمی بود

ناکاشیما و همتایانش در سبک معماری بومی آمریکایی(American Craftsman-style)   و جنبش هنر و پیشه انگلستان (Art and Craft movement) همگی هدف شان بازگشت هنرهای مردمی بود و از پذیرش ماشینی شدن تولید سرباز می زدند و می کوشیدند تا تزیینات پر زرق برق حاصل صنعتی شدن را حذف و سادگی هنرهای مردمی را جایگزین آن کنند، البته باید گفت که ناکاشیما با استفاده از ماشین آلات به عنوان ابزای برای ساخت اشیاء، مخالفتی نداشت بلکه به شکاف ایجاده شده میان طراحی و تولید معترض بود. در این سوی دنیا در انگلستان ویلیام موریس (William Morris) یکی از پیشگامان جنبش هنر و پیشه به شدت با تولید انبوه مخالفت می کرد و می دید که چطور صنعتی شدن فقر و بی عاطفگی انسان ها، آلودگی محیط زیست و تولید کالاهای فاقد کیفیت را برای کشورش به بار آورده است، در آن سوی دنیا نیز ناکاشیما و یاناگی در کشور اجدادی خود ژاپن شاهد تحول در فناوری ها ی تولید بودند که در نتیجه آن فرهنگی رواج می یافت که اشیاء ساخت آنها را دور انداختی و به درد نخور می دانست. در حالیکه مدرنیسم دنیای معماری را به تسخیر خود در می آورد و تمام شهرها را با ساختمان هایی از دیوار بتنی و شیشه ای پر می کرد، در دنیای طراحی هنرمندانی مانند ناکاشیما بودند که توانستند آثاری با طرح های جدید خلق کنند و در ضمن به اصول بنیادی هنرهای فردی وفادار بمانند.

جورج ناکاشیما
جورج ناکاشیما در کارگاهش

خانه های ساخت ناکاشیما یادآور خانه های بومی آمریکایی اواسط قرن بیستم است. خانه هایی بسیار ساده و عاری از تجملات و تزیینات که همچون خط افق در کنار هم ردیف بودند، و سادگی ذاتی آنها کاملا نمایان بود گویی خانه هایی پیش ساخته بودند. اما اسباب داخل خانه های ناکاشیما همگی هنر دست او هستند و دست سازهایی برای کاربرد روزانه و مقاوم در برابر فرایند طولانی فرسوده شدن. او به عنوان یکی از مدرن ترین طراحان قرن بیستم شناخته شده است.

جورج ناکاشیما
اگر کس دیگری آن را پیدا می کرد بی شک دور می انداخت!

من هم مثل میرا و کوین در میان آثار ناکاشیما بزرگ شده ام. میز جلوی مبل چوب گردویی در وسط اتاق نشیمن خانه ام قرار دارد. تمام نقوش برجسته روی آن را جزء به جزء می شناسم، فرورفتگی ها و انحناهای پیج خورده و گره های روی روکش براقش که شبیه خامه فرم گرفته روی فنجان قهوه است. حتی خراشیدگی های روی آن را به یاد می آورم. والدینم آن را برای تعمیر به نیوهوپ بردند.

جورج ناکاشیما
جورج ناکاشیما و فرزندانش

خانه کوین با اینکه در کناری و دور از سایر ساختمان ها قرار دارد اما شلوغی آن انسان را به وجد می آورد، خانه میرا پر از اشیاء مختلف مورد علاقه اوست که تناسب متواضعانه ای با یکدیگر دارند اما نمی توان آنها را اثری جاودانه دانست. آنها همانند کارهای ناکاشیما نیستند، بیینده را آن طور که باید تحت تاثیر قرار نمی دهند. اشیایی برای مصرف روزانه و ارزان. ساخته شده اند تا در زندگی کسانی که از آنها استفاده روحی تازه بدمند، استفاده و کهنه شوند.

جورج ناکاشیما
میرا و کوین میراث داران جورج ناکاشیما

کوین و میرا ساکنان این دوخانه هر کدام به روش خود زندگی شان را وقف زنده نگه داشتن نام پدرشان کرده اند. کوین میراث دار داستان های خانوادگی است و میرا استودیو پدر را گسترش می دهد و به سر وسامان می رساند، تا شاید نوادگان راه ناکاشیما را ادامه دهند. با وجود تلاش های میرا و کوین هنوز هم نمی توان به آینده استودیو امیدوار بود. کوین فرزندی ندارد و میرا هم به مدیریت ۱۱ صنعتگر و گروه طراحی و اجرایی که در استودیو کار می کنند، خلق طرح های جدید برای مشتریان و تهیه فهرستی از پیشینه اشیاء که تاریخ آنها به پنج دهه پیش باز می گردد، علاقه چندانی ندارد. هرچند استودیو بعد از مرگ میرا و کوین نیز پابرجا خواهد ماند، اما بعید به نظر می رسد که یکی از نوادگان ناکاشیما ادامه دهنده را او باشد. شکنندگی ساختمان های این میراث هنری به همان میزان زیبایی شان انسان تحت تاثیر قرار می دهد.

جورج ناکاشیما
اتاقک کوچک شبیه گاراژ کنار خانه میرا که او آن را در سال ۱۹۸۵ ساخته است

یکی دیگر از سازه هایی که در این مجموعه از آن بازدید می کنم کلبه چوبی بسیار بزرگی به نام پل بارن (Pole Barn) است که در سال ۱۹۹۰ ساخته شده است. تخته های الوار و چوب گردو فراوانی در اطراف گذرگاه روی زمین قرار دارد. میرا می گوید زندگی یک درخت با قطع کردن آن به پایان نمی رسد، آن درخت در تکه هایش به حیات خود ادامه می دهد.در آخر باید بگویم که هنرهای دستی یعنی هنر دیدن، هنرهای دستی آخرین راه نجات انسان از ماشینی شدن است.


برگرفته از: نیویورک تایمز

میانگین امتیازات ۵ / ۵. تعداد امتیازات ۴۰

۲ نظر

  1. الهام

    ۱۳ تیر ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۰۹

    چقدر حیف که آینده چنین میراثى مشخص نیست. با پیشرفت تکنولوژى خیلى از سنت ها و فرهنگ ها در حال نابودى هستند

    پاسخ دهید

  2. زهرا

    ۱۳ تیر ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۱۶

    دست ساخته ها همیشه زیباتر از اب درمیان چون حس و حال واقعی هنرمند در حین کار رو دقیقا منعکس میکنن
    افسوس که چاره ای حز صنعتی شدن نیست و این موهبت ها فقط برای افرادی که پول کافی برای لذت بردن از هنر والا رو دارن میمونه

    پاسخ دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

آثار مدرن برادران کامپانا تلاشی برای احیای فرهنگ بومی آمریکای جنوبی

دو برادر برزیلی به نام های هومبرتو (Humberto) و فرناندو (Fernando) در سال ۱۹۸۴ استودیو طرا…