صفحه اصلی خواندنی ها سبک زندگی یادداشتی بر طراحی صحنه سریال پدرسالار؛ به یاد مرحوم محمدعلی کشاورز

یادداشتی بر طراحی صحنه سریال پدرسالار؛ به یاد مرحوم محمدعلی کشاورز

۰
طراحی صحنه پدرسالار

مهزاد مفرحی – کارشناس سینما

سریال محبوب پدرسالار یکی از سریال های تأثیرگذار دهه هفتاد است که هرکسی حتی اگر آن را به یاد نداشته باشد نام آن را شنیده است. رنگ و بوی ایرانی این سریال را در تمامی جزئیات و البته طراحی صحنه آن می توان پیدا کرد. طراحی صحنه پدرسالار به نوعی است تا علاوه بر ایرانی بودن نمادی باشد از پیامی که این سریال با خود برای مردم داشت.

طراحی صحنه پدرسالار

طراحی صحنه سریال پدرسالار؛ یک زندگی سنتی ایرانی

سریال پدرسالار برای مردم آن زمان بسیار محبوب و تأثیرگذار بود. اگر خودتان به یاد ندارید می توانید از بزرگ ترها بپرسید که چه طور خیابان ها زمان پخش این سریال خلوت می شده است.
بازیگران نقش منفی سریال در نظر مردم عادی تا حد زیادی منفور شده بودند و حتی در کوچه و خیابان نصیحت می شنیدند و مواخذه می شدند. ناصر هاشمی می گوید که مردم بارها او را به نگه داشتن احترام بزرگ ترها و آشتی دعوت کرده اند و از کمند امیرسلیمانی متنفر شده اند و گفته می شود که این بازیگر از سوی مردم حتی تهدید شده است. این نقش به شکلی بر مرحوم محمدعلی کشاورز ماندگار شد که هنوز که هنوز است از او با نام اسدالله خان و پدرسالار یاد می شود.
در تک تک اجزای سریال پدرسالار می توانید سنت های زندگی ایرانی را پیدا کنید. از داستان گرفته تا شخصیت پردازی ها و حتی اسم گذاری رایج در میان مردم. در این سریال هیچ خبری از اسامی عجیب وغریب و خاص نیست و همه یکی هستند شبیه پدران و مادران ما یا پدر و مادرشان.
انتخاب لوکیشن و طراحی صحنه پدرسالار نیز عامل مؤثر دیگری برای تأکید بر این شکل از زندگی است. به خانه پدرسالار نگاه کنید. یک خانه قدیمی که همه درها در آن به حیاط باز می شود. یک خانواده پرجمعیت که همه بچه ها، همسران و فرزندانشان با بد و خوب در کنار یکدیگر زندگی می کنند. در غم و شادی یکدیگر شریک اند و با هم صمیمیت و دشمنی آشکار دارند و آن را گاهی در نگاه ها و کنایه ها ابراز می کنند و گاهی هم به دعوا و آغوش می کشانند.
دکور این خانه در طراحی صحنه سریال پدرسالار نیز نقش مؤثری بازی می کند و یک خانه قدیمی ایرانی را تداعی می کند. تلویزیونی که پارچه قلاب بافی ای روی آن انداخته شده و یا فرش ایرانی لاکی رنگ و میز آینه های کنار اتاق که با شمعدانی های قدیمی و یا حتی عتیقه آراسته شده اند و طاقچه هایی پر از ظرف و ظروف قدیمی و تزئینی. تمامی این ها در رساندن فضای سنتی ایرانی که جو پدرسالاری بر آن حاکم بوده است کمک می کنند و شما حال و هوای این سریال را حتی با گذشت زمان بسیار، بیشتر درک خواهید کرد و سر سفره رنگین و جمع صمیمی آن احساس راحتی بیشتری خواهید داشت.

این فضا دیگر به زندگی امروز ما و آنچه از آن می شناسیم شبیه نیست. کمتر کسی را می توان پیدا کرد که آپارتمان را جایگزین خانه این چنینی نکرده باشد و یا دیگر همه فرزندان خانواده حتی پس از ازدواج در یک خانه زندگی نمی کنند و تنها در مهمانی های هرازگاهی بر سر یک سفره با یکدیگر غذا می خورند. بااین وجود می توان گفت که هنوز رنگ و بوی این زندگی از خاطر ما نرفته و برایمان آشناست و حس خوب نوستالژی را به همراه دارد.
اگر در سریال پدرسالار دقت کنید، همه چیز در تلاش است تا یک زندگی قدیمی ایرانی را با تمام کهنگی ها و پوسیدگی ها و حتی زیبایی ها به نمایش بگذارد. خانه قدیمی و به قول اسدالله خان کلنگی، نمادی است بر تفکر قدیمی حاکم بر زندگی ایرانی. تفکری که بر محوریت پدرسالاری شکل گرفته و بااین وجود محاسنی نیز به همراه دارد. خانه ای که در انتهای سریال با یک آپارتمان بلند ۶ طبقه جایگزین می شود. به نوعی این سریال سقوط این تفکر را به تصویر می کشد و خانه پدرسالار به عنوان نمادی از این زندگی ترک می شود. که دیگر در دنیای امروزه چنین زندگی ای با تمام شکل و شمایل ایرانی ش، پاسخگو نیست و باید جایگزین شود. دیگر همه زوج ها نمی توانند تنها در یک اتاق زندگی کنند و بچه هایشان را با هم بزرگ کنند و کارهای روزمره را با هم انجام داده و تحت سلطه بزرگ خاندان باشند.
خانه قدیمی پدرسالار و تمامی دکور و وسایلش به قول اسدالله خان پدرسالار با یک آپارتمان تاخت زده می شود و این به هیچ عنوان بد نیست. درواقع سریال پدرسالار یک ساختار ایرانی تازه را که می تواند جوابگو باشد، معرفی می کند. آپارتمانی که همه بچه ها در آن زندگی می کنند و هرکدام علاوه بر اینکه زندگی مستقل خود را خواهند داشت، هنوز در کنار یکدیگرند و پدرسالار سلطه گر و دیکتاتور با یک پدر حامی و البته همچنان قدرتمند جایگزین می شود. در این ساختار جدید زیبایی های زندگی گذشته ایرانی همچنان حفظ شده و در قالبی تازه بروز پیدا می کنند.

طراحی صحنه پدرسالار

لوکیشن حقیقی پدرسالار؛ عمارت خاطره انگیز قاجاری

خانه خاطره انگیز پدرسالار عمارتی است متعلق به اواخر دوره قاجار. مالک این عمارت خانمی به نام مهرانگیز کامبیز بوده است. به گفته قدیمی های این محل، مهرانگیز کامبیز در این خانه مراسم روضه برپا می کرده و بچه ها را به آن راه نمی داده است. در مورد تاریخچه دقیق این خانه اطلاعات زیادی در دست نیست ولی گفته می شود که مهرانگیز کامبیز پس از فروختن این خانه به خانه سالمندان رفته است. پس از او، در اوایل انقلاب فردی با نام آقا جلال تهرانی این ملک را خریداری می کند. آقا جلال تهرانی در دوران پهلوی پس از ملاقات با امام خمینی مجبور به استعفا از ریاست شورای سلطنت می شود. پس از آقا جلال تهرانی این عمارت  به سرهنگی می رسد که چلوکبابی داشته ولی مالکیت این سرهنگ نیز زمان زیادی طول نمی کشد و او مجبور می شود تا خانه را به جای عوارض و بدهی ها به شهرداری منطقه ۱۵ واگذار کند.

پس از همه این کشمکش ها، مرحوم اکبر خواجویی؛ کارگردان و خالق سریال پدرسالار، با پیگیری و سختی بسیار این خانه را به لوکیشن این سریال تبدیل می کند. به عکس های این عمارت که نگاه کنید تمامی بحث وجدل های این سریال خاطره انگیز را در ذهن مرور خواهید کرد.

طراحی صحنه پدرسالار
خانه فرهنگ امام زاده یحیی – تصاویر از ایسنا

خانه پدرسالار دیروز؛ خانه فرهنگ امروز

شما هنوز می توانید به خانه پدرسالار سری بزنید. هرچند که این عمارت قدیمی تغییر کاربری داده و بازسازی شده است ولی هنوز هم می تواند برای شما خاطره انگیز باشد.
عمارت مهرانگیز کامبیز و خانه پدرسالار امروزه به عنوان خانه فرهنگ شناخته می شود. یک محل آموزشی، تفریحی و حتی گردشگری. کافی است به امام زاده یحیی سری بزنید تا گذر زمان را بر سر و روی این عمارت ببینید.

اتاق زهرا(کتایون ریاحی)، عروس بزرگ خانواده، به کلاس سفالگری، اتاق آذر(کمند امیرسلیمانی)، به محل بازی بچه ها، اتاق زهره (اکرم محمدی)، به سالن ورزشی و محل زندگی مرحوم محمدعلی کشاورز به کلاس تبدیل شده است. حتی حیاط این خانه تغییر کرده و حوض تخریب شده و به جای آن یک آب نما ساخته شده است. گچ بری دیوارها و ستون ها هنوز پابرجا هستند ولی دیگر چیزی رنگ و بوی این سریال نوستالژی را ندارد.

هرچند شاید هنوز هم بتوان فریادهای اسدالله خان و محبت ها و جدل ها و صمیمیت ها را در این خانه از ذهن گذراند ولی حالا دیگر این محل بیشتر از هر چیز متعلق به کودکانی است که دیگر نه مهرانگیز کامبیز می تواند آن ها را به مراسم روضه ش راه ندهد و نه اسدالله خان می تواند آن ها را از خانه بیرون کند.

میانگین امتیازات ۵ / ۵. تعداد امتیازات ۱

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مطلب را از دست ندهید

ده قانون طلایی برای برقراری نظم در خانه و رهایی از شلوغی

بسیاری از مردم ساعت های زیادی را به مرتب کردن لوازم خانه و خانه داری اختصاص می دهند ولی هم…